Mobina's Reading List
29 historias
Isolation por KhrystynaSavka
KhrystynaSavka
  • WpView
    LECTURAS 4,112,495
  • WpVote
    Votos 74,432
  • WpPart
    Partes 50
Post HBP. Ron and Harry are Horcrux hunting and Hermione has been left at Hogwarts to help the Order make it safe for the other students. Draco is forced by Snape to stay in Hogwarts for his own protection, but he can't leave the room he is given; Granger's room. Hermione is the only student trusted with this information, so her and Malfoy share the small space, and Draco tries to avoid insanity as he becomes increasingly isolated with only the Mudblood for company. Something's going to give... Mature content and themes, and explicit language. ✨Feel free to comment✨ ❗Disclaimer: I do not own Isolation❗ The author of this incredible fan fiction is Bex-Chan. All credits go to J.K. Rowling for writing the Harry Potter series and Bex-Chan for writing this Fanfic based off the characters in said series. Here is a link to the original: https://m.fanfiction.net/s/6291747/1/Isolation
Always You [L.S] ~ By Miss X por larry_diary
larry_diary
  • WpView
    LECTURAS 3,314,651
  • WpVote
    Votos 303,371
  • WpPart
    Partes 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
The Golden Cage( Stony/استونی/ Natucky/ ناتاکی  ) Completed por fictions__kingdom
fictions__kingdom
  • WpView
    LECTURAS 15,636
  • WpVote
    Votos 1,642
  • WpPart
    Partes 19
_________________________________ For you I would fall from Grace Just to touch your face If you walk away... I'd beg you on my knees to stay🖤 __________________________________ نام فن فیکشن: the Golden Cage شیپ : Stony / Natucky تم: سلطنتی_تاریخی_درام⚔️🖤👑 نوشته ی: vida🖤 خلاصه: دو سرزمین روسیه و انگلستان سال ها به دشمنی ‌و جنگ پرداخته اند و حالا زمان صلح فرا رسیده. تزار روس و پادشاه انگلستان قصد دارند این پیوند را با یک ازدواج بین فرزندانشان محکم کنند... . هشدار: این فنفیکشن دارای محتوای بزرگسالان می باشد🔞🚫 . _________________________________
perfect match [gyllenholland] por mewrySH
mewrySH
  • WpView
    LECTURAS 12,699
  • WpVote
    Votos 2,375
  • WpPart
    Partes 21
[completed] ميسون:متاسفم،ديگه نميتونم باهات حرف بزنم. ناشناس:چه اتفاقي افتاده؟اين خيلي غير منتظره بود. ميسون:من با يكي ديگه ام و راستش اونقدر ها هم ازت خوشم نمياد. ناشناس:اوه ميسون:فقط ديگه بهم تكست نده،باشه؟ ______________________________ اولين فيكشن فارسي جلنهالند:)
I am daughter of Tony Stark  por ialwaysstayme
ialwaysstayme
  • WpView
    LECTURAS 21,412
  • WpVote
    Votos 3,097
  • WpPart
    Partes 59
احتمالا دختر توني استارك بودن خيلي باحاله. يه نابغه ي ميليونر! حتي اگر از هوشش چيزي به ارث نبري ميدوني توهم قراره يه ميليونر باشي! مزاياي استارك بودن همينه. اما من يه استاركم؛ نه از نوع عوضيش از نوع نابغه اش! ولي توني يه نابغه ي ميلياردر عوضيه؛ حتي اگر لباس آهنيش به مردم چيز ديگه اي نشون بده...
The world without border por ialwaysstayme
ialwaysstayme
  • WpView
    LECTURAS 22,060
  • WpVote
    Votos 4,345
  • WpPart
    Partes 36
[ جهان بی‌مرز ] 💫این یه توهم نیست! این عوارض جانبی ناشی از مصرف مواد مخدرم نیست. این یه دنیای بدون مرزه.. و لوکی؛ خدای شرارت. کسی بود که این مرز ها رو درهم شکست•🔥 { چی میشه اگر شخصیت‌ها با بازیگراشون روبرو بشن؟!}
Things We Said When We Were burried In The Soil por warnox
warnox
  • WpView
    LECTURAS 1,022
  • WpVote
    Votos 153
  • WpPart
    Partes 1
[Completed] Larry Stylinson فقط مرگ می‌تونه دو نفر رو از دست یه رابطه‌ی تاکسیک خلاص کنه. داستان کوتاه یک قسمتی
A Turn Of The Earth  por IntoTheDrowningDeep
IntoTheDrowningDeep
  • WpView
    LECTURAS 17,831
  • WpVote
    Votos 2,238
  • WpPart
    Partes 18
Story by mishcollin available on ao3 Art by jackiedeeart on Instagram دین همون هیولاکُش 22 ساله ی همیشگی ایه که مادرشو از دست داده تا زمانی که توی یکی از شب های سپتامبر یه بارونی پوش غریبه به شیشه ی ماشینش می خوره و ادعا میکنه که یه فرشته است که اونو از آینده می شناسه و الان در حال فراره. یا... این داستان درباره ی کستیله که توی تایم لاین دین گیر کرده و دین از این موضوع متنفره تا زمانیکه به خودش میاد و میبینه دیگه متنفر نیست :))))
Russian Roulette [L.S] por Herawx
Herawx
  • WpView
    LECTURAS 12,234
  • WpVote
    Votos 1,639
  • WpPart
    Partes 6
خدا لبات رو ساخته برای بوسیدن و چشمات رو برای پرستیدن، دستات رو برای گرفتن و سرت رو برای بغل کردن...
مکالمات غم زده~[LS] por LostLarryChild28
LostLarryChild28
  • WpView
    LECTURAS 39,170
  • WpVote
    Votos 9,329
  • WpPart
    Partes 44
هری افسردست و لویی تلاش میکنه تا سرحالش کنه. Highest ranking: #1 in short story