چیزی که قرار بود همیشگی باشد لذت و خوشحالی نبود،غم و سرافکندگی هم نبود.
زندگی تلاش بی پایان برای رسیدن به ثبات است.
درجا زدن آدم های امیدوار به قصد پر کردن سیاهچالۀ وسیع روحشان.
زندگی شروع نداشت. کسی نمیدانست اولین خاطره اش چیست و کسی آخرینش را هم نخواهد دانست. چون آدمیزاد قادر به تعریف کردن مرگش نخواهد بود.
میتونی هر چقد دلت خواست با اون عوضی که چشاشو روت قفل کرده برقصی، بذار محکم بچسبونت به خودش. میتونی هر چقد دلت خواست به اون یارو که که دستاتو گرفته لبخند بزنی، ولی یادت باشه آخر شب کی میبرت خونه و تو بغل کی میخوابی. پس عزیزم ، آخرین دور این رقص کوفتی رو برا من کنار بذار.
خداوند همه چی رو جفت آفریده.. عشق هم جفت داره و اون مرگه..
عشق و مرگ کاری ندارن که تو چی و کی هستی؛ حتی اگه خدای شرارت یا آذرخش هم باشی در برابرش بی دفاعی..
فقط کاش اونا این حقیقتو می دونستن که ناگفته های عشقشون در مسیر مرگ در حال حرکته..