با سلام :)
شیدا هستم...
خب من مدتیه که در کنار داستاننویسی متنهای کوتاه مینویسم...
حالا چه چند خط باشه،چه چند صفحه^^
خواستم با شما به اشتراکش بزارم !
شاید به نوشتههای دلم علاقمند شدید
...
مطمئن بود هیتلر، موسلینی، استالین و ناپلئون احمق نبودن!
اونا جنگ به پا کردن
_به خاطر گذشتشون
_به خاطر خاطراتشون
_به خاطر کسی که وِل کرده و رفته
اونا امید داشتن اگه "اون" رو پیدا کنن قطعا میتونن دنیا رو فتح کنن!
کیس میدونست توی دردسر افتاده.هیچ چیز درمورد یه پسر جوون زخمی با موهای سفید نمیتونست نرمال باشه.به خصوص اسمش!
اسمش کیل بود.
و خب ، خود کیس هم اسم متداولی نداشت.
Highest ranking: #4 in romance
اسم من دارسیه ، دارسی ویلیام یه دختر ۲۰ ساله اهل انگلیس که تو رشته روانشناسی تحصیل میکنم
همین دیروز تو دانشگاه اگهی مربوط به استخدام تو یه شرکت مشاوره رو دیدم که ظاهرا خیلیم مشکل پسندن
سرپرست ومسئول اصلی شما خانم ادوارد هستش "جورجیا ادوارد"