L a r r y🥀
9 stories
Look at me [L.S] di barry__s
barry__s
  • WpView
    LETTURE 187,821
  • WpVote
    Voti 34,975
  • WpPart
    Parti 53
تو قلب دردِ منی تو باعثِ درد منی ولی من لذت میبرم از این درد.. منِ مازوخیسمِ لعنتی!! *Completed
Dark Street di bitchwtf_tt
bitchwtf_tt
  • WpView
    LETTURE 107,258
  • WpVote
    Voti 15,568
  • WpPart
    Parti 55
زندگى دوست داشتنى من با ورود مرد مرموزى بهم خورد. مردى كه شباهت خيلى زيادى به دخترم داشت!
Little Stranger(LS) di tommo_iran
tommo_iran
  • WpView
    LETTURE 97,156
  • WpVote
    Voti 9,505
  • WpPart
    Parti 31
Can you feel the things I feel right now with you Take my hand There's a world I need to know ~~Little Stranger
DADDY (Mpreg) - L.S (Persian translate) di Whoyougonnacall_
Whoyougonnacall_
  • WpView
    LETTURE 102,903
  • WpVote
    Voti 7,884
  • WpPart
    Parti 40
لویی توی یه رستوران کوچیک به اسم جیجی تو دانکستر کار میکنه. هری هم معلم جدید کلاس دومه. ملاقاتشون زندگیه لویی رو زیر و رو میکنه اما اون عاشقه هر قسمت از این تغییره +هری تاپه اسمات هم زیاد داره و اینکه حاملگی مرد و اینا هم داره اگه بدتون میاد نخونید
SIN(LarryStylinsonAU) di S_Larry_S
S_Larry_S
  • WpView
    LETTURE 251,967
  • WpVote
    Voti 29,137
  • WpPart
    Parti 40
Original Larry Stylinson (persian AU) for Iranian Larry shippers
The girl who loved Aglet di mansurepotter
mansurepotter
  • WpView
    LETTURE 31,196
  • WpVote
    Voti 5,557
  • WpPart
    Parti 24
زالزالک بهترین میوه ی دنیاست.. البته اگه بتونیم میوه به حسابش کنیم.. چون شیرینیش یه جور خاصه..مثل بقیه شیرینی ها نیست!مزه اش نابه..ناب مثل عشق! *completed* Cover by @kimiyamd ❤
Difference di 96_nargesmd
96_nargesmd
  • WpView
    LETTURE 165,743
  • WpVote
    Voti 21,372
  • WpPart
    Parti 92
اونا عاشق هم شدن اما باید یاد بگیرن عشق تنها دلیل برای باهم بودن نیست پس باید برای باهم بودنشون دلایل دیگه ای داشته باشن... Larry Stylinson Fanfiction start: 94/12/1
He Was Blue di Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    LETTURE 280,048
  • WpVote
    Voti 25,322
  • WpPart
    Parti 49
.. -میدونی اولین باری که دیدمت چی توجهمو جلب کرد؟ سرمو تکون دادم.. برگشت و به پشتش خوابید.. بعد اینکه با ورنون از پیشم رفتین اولین چیزی که تو ذهنم جرقه زد این بود.. -OH he was blue.. لبخند زدم و چرخیدم سمتش.. -چشمات همون رنگ آبیه مورد علاقم بودن و تو همون لحظه که بهشون فکر کردم یه چیزی رو حس کردم که دوستش داشتم و بعد همینطور ادامه پیدا کرد..تااینکه اون شب از نزدیک چشماتو دیدم.. -کدوم شب ؟؟ سرشو برگردوند سمتو خندید.. -همون شبی که بوسیدمت..
Friends [L.S] di harold_iran
harold_iran
  • WpView
    LETTURE 208,165
  • WpVote
    Voti 36,115
  • WpPart
    Parti 52
[Completed] [ هرى ادوارد استايلز ، اونطورى بهش نگاه نكن شما فقط دوتا دوستيد ]