LΔRRY✨
15 قصة
magic ‣ 1 green ground ꗃ larry ✓ بقلم mary_rider
mary_rider
  • WpView
    مقروء 9,885
  • WpVote
    صوت 1,847
  • WpPart
    فصول 18
اولین قسمت از سری داستان های "مجیک" پنج گانه داستانی که آغاز همه چیزه #Larry-Stylinson
INCURABLE (L.S) بقلم story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    مقروء 67,291
  • WpVote
    صوت 8,636
  • WpPart
    فصول 35
هیس... حواس تنهایی ام را با خاطرات باتو بودن پرت کرده ام...بگو کسی حرفی نزند... بگذار لحظه ای آرام بگیرم...
Playboy L.S (Persian Translation) بقلم Iam_writing_here
Iam_writing_here
  • WpView
    مقروء 326,264
  • WpVote
    صوت 35,742
  • WpPart
    فصول 47
من اسیرش شده م ؛ اون زیادی تو حرفه ش خوبه.. هری استایلز ⬅ پلی بوی فن فیکشن لری استایلینسون به همراه کمی زیام✌ داستان در پیج اینستاگرام larry_ff_translate هم آپ میشه Best rank : #2 in fanfiction
friends with benefits (L.S) بقلم erebus_msr
erebus_msr
  • WpView
    مقروء 244,651
  • WpVote
    صوت 29,247
  • WpPart
    فصول 31
لویی فکر می کرد این تنها راهیه که میتونه هری رو پیش خودش نگهداره ‌‌‌...
The Game Is On(L.S) بقلم hlilaaaaa
hlilaaaaa
  • WpView
    مقروء 64,397
  • WpVote
    صوت 8,507
  • WpPart
    فصول 41
لویی پسر ساده روستایی که با هزار امید برای ادامه تحصیل به شهر میاد و به بهترین دانشگاه شهر دعوت میشه اما هری!کسیه که فقط برای اثبات شخصیت خودش به دوستاش لویی رو بازی میده!
The pregnant lou(larry stylinson) بقلم saba_stylinson
saba_stylinson
  • WpView
    مقروء 105,361
  • WpVote
    صوت 9,509
  • WpPart
    فصول 34
[ completed ] (لويى يه بچه مثبت به تمام معنا هستش) سلام اسم من لويى تاملينسون هستم حتى شک دارم که فاميليم اين باشه 18 سالمه و تا چند ماه پيش تو پرورشگاه لندن بودم ولى چون به سن قانونى رسيدم ديگه اونجا نموندم الان تو زير زمين ساختمونى که ٣ واحد بيشتر نداره زندگى و کار ميکنم و تغرييبا دو ساعت تا لندن فاصله داره حقوق زياد نميگيرم چون اين اين سه خانواده وضشون جالب نيست ولى من مشکلى ندارم چون يه جا براى خوابيدن دارم :) ...... (هرى يه منفى بين به تمام معناست زياد نميتونه سالم فکر کنه و زود عصبى ميشه) سلام اسمه من هرى استايلزه 20 سالمه پسره دور دونه مامان و بابام که يکى از ثروتمند ترين هاى لندنن که هرچى بخوام همون لحظه برام براوردش ميکنن ماشين ها ،خونه ها، خدمت کارايى که ٢۴ ساعته اطرافه منن ولى من از اين زندگى خسته که نه ولى يه جورايى تکرارى شده .
Being Tutored | L.S Persian translation بقلم _MySoul
_MySoul
  • WpView
    مقروء 241,293
  • WpVote
    صوت 22,679
  • WpPart
    فصول 43
هری به معلم نیاز داره وگرنه در غیر اینصورت نمیتونه کلاس سال بعدشو قبول بشه، اما آموزش قرار نیست درمورد یاد دادن درسهای مدرسه بهش باشه یا داستانی که توش لویی به هری یاد میده چطور به فاک بره. #2 in fanfiction all rights reserved to LarryGeneration. this story contain sexual tension
This House No Longer Feels Like Home (Persian Translation) بقلم larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    مقروء 163,400
  • WpVote
    صوت 16,413
  • WpPart
    فصول 18
هرى و لويى ٢٠ ساله كه باهمن، كه هرى خيانت ميكنه، و لويى ميشكنه، و هرى يك سال مهلت داره تا ازدواجشون رو درست كنه.
Strawberry Milk (Persian Translation) بقلم larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    مقروء 114,428
  • WpVote
    صوت 12,776
  • WpPart
    فصول 24
توی واحد نجوم، جایی که هری ناخون هاش رو لاک میزنه و شیر توت فرنگی میخوره و زیادی برای همه چی استرس داره، لویی سعی میکنه بفهمه که مشکل اون پسر چیه.