بعدا میخونم:'|
26 příběhy
I Don't Care(L.S) od Jimbow_r
Jimbow_r
  • WpView
    přečtení 15,842
  • WpVote
    Hlasy 2,508
  • WpPart
    Části 21
مانند یک توهم مرا بدنبال داری رهایم نمیکنی رهایت نمیکنم ولی هر دو میدانیم...که همه چیز خیلی وقت پیش تمام شده است
The girl who loved Aglet od mansurepotter
mansurepotter
  • WpView
    přečtení 31,210
  • WpVote
    Hlasy 5,557
  • WpPart
    Části 24
زالزالک بهترین میوه ی دنیاست.. البته اگه بتونیم میوه به حسابش کنیم.. چون شیرینیش یه جور خاصه..مثل بقیه شیرینی ها نیست!مزه اش نابه..ناب مثل عشق! *completed* Cover by @kimiyamd ❤
Sweat[larry{+18] od xxsaba
xxsaba
  • WpView
    přečtení 11,538
  • WpVote
    Hlasy 1,095
  • WpPart
    Části 11
خونت خيلي خوشمزس لويي! مخصوصا وقتي خيلي از مردنت نگذشته باشه... +18
Little Man (L.S) od Mahi_tala
Mahi_tala
  • WpView
    přečtení 72,598
  • WpVote
    Hlasy 7,442
  • WpPart
    Části 39
یه خواب طولانی . . . و وقتی بیدار میشی همه چی عوض شده !!
Wolve [L.S] od gayswillwin
gayswillwin
  • WpView
    přečtení 121,771
  • WpVote
    Hlasy 14,378
  • WpPart
    Části 56
من آسیب دیده ام این زخم از بین نمیره و بزرگتر و دردناکتر از قبل میشه زنجیر اختیارم دست خودم نیست حمله کردن و اسیب زدن به اطرافیانم قسمتی از وجودم شده من انسانی ام از جنس تاریکی گرگها به کسي رحم نميکنن ميکنن؟ حتی وقتی مقابل چیزی قرار بگیرن ازش کم نمیارن اما چرا من تو اقیانوس چشماش سقوط کردم ؟ * این داستان توسط یاسی استایلینسون نوشته شده و امیدوارم لذت ببرید * *complete*
Just Hold On(completed) od eileenmonro
eileenmonro
  • WpView
    přečtení 448,933
  • WpVote
    Hlasy 51,147
  • WpPart
    Části 60
Larry+ziam از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه! ___________________________________ 💚💙👬 👬💛❤
Game over (larry persian) od stylesmahya
stylesmahya
  • WpView
    přečtení 142,508
  • WpVote
    Hlasy 13,373
  • WpPart
    Části 32
هری ترکش کرد و لویی مجبور شد دخترشونو تنهایی بزرگ کنه... #larrystylinson
INCURABLE (L.S) od story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    přečtení 67,292
  • WpVote
    Hlasy 8,636
  • WpPart
    Části 35
هیس... حواس تنهایی ام را با خاطرات باتو بودن پرت کرده ام...بگو کسی حرفی نزند... بگذار لحظه ای آرام بگیرم...
His Hazza (mpreg)(persian translation) od _yamna_
_yamna_
  • WpView
    přečtení 126,245
  • WpVote
    Hlasy 18,203
  • WpPart
    Části 30
[Completed] " تو خیلی ریزه میزه و شکننده ای. من میخوام همونطور باهات رفتار کنم" لویی با یکی از فرهای هری بازی میکنه و لبخند میزنه " پسر پرفکت من. هزای من" " میگن تو مثل یه خدا راه میری. نمیتونن باور کنن من تو رو ضعیف کردم" .... لویی یه پانکه. معروف برای بی ادب و آزاردهنده بودن نسبت به همه. به استثناء هری استایلز.
Mad World (Persian translation) | L.S/Peter Pan crossover od larry_stylinson_ff
larry_stylinson_ff
  • WpView
    přečtení 17,008
  • WpVote
    Hlasy 2,331
  • WpPart
    Části 25
هری استایلز در تمام زندگیش با این آرزو بزرگ شد که آیندش شبیه به یه افسانه بشه. وقتی اون کوچیکتر بود با دوستاش ساعت‌ها داستان تعریف می‌کردن. توی تولد هفده سالگیش هری با خودش فکر کرد که آیا زندگیش مثل یه افسانه هیجان‌انگیز خواهد بود یا نه. تو اون شبِ معمولی، هری با پسری ملاقات می کنه که زندگیش رو برای همیشه تغییر میده. هری و دوستاش به جایی برده میشن که اسمش نِوِرلَنده، جایی که هری باید تصمیم بگیره آرزوی افسانه بودنش ارزشش رو داره، یا واقعا وقتشه که بزرگ شه. و اون باید تصمیمش رو بگیره قبل از اینکه خیلی دیر بشه. - برای لری‌شیپرای دوستدار پیترپن! -