من بهش یه بوسه روی گونه دادم قبل اینکه به گوشش برگردم.
من شاهرگی که بهش نیاز داشتم رو دیدم. با بوسیدن پوست ظریفش آمادش کردم برای کاری که قرار بود انجام بشه.
دندون های نیشم از همیشه تیز تر بودن. آماده برای دریدن!
من دندون هام رو توی شاهرگش فرو بردم و دو سوراخ روی گردنش به جا گذاشتم..
بقل گوشم نفس نفس میزد..
خون خیلی سریع دهنمو پر کرد..مایعی گرم و لذیذ که از گلوم پایین میرفت..
اون از درد شروع کرد به بی طاقتی کردن..
ولی لبامو به هیچ عنوان از تنش جدا نکردم .. تا به حال چیزی مثل این رو نچشیده بودم..
داشتم مثل یه حیوون غرش میکردم..
غریضه ام داشت دیوونه میشد.ولی اهمیت ندادم..این چیزیه که هستم!
" بهت اطمینان میکنم " اما وقتی که کلمات از دهنم خارج شدن پشیمون شدم.
داستان توسط خودمون ترجمه شده و کپی ممنوعه
بخونیدش خیلی داستانه عالیه ;)
[رتبه 21 در فنفیک های واتپد]
"خشکشویی کوییک کلین! وقتی چیزی کثیف باشه ما تمیزش میکنیم، ملیسا صحبت میکنه."
"اه..."
"سلام؟.."
"من از یه دختر کیوت شماره تلفنش رو خواستم و این چیزیه که اون به من داده."
#1 in short story
Book 1 From Texts And Calls Series
Original Story By: @taledust
"دكتر استايلز توي اتاق معاينه منتظرتون هستن"
Warning ⚠️ Sexual Content
* پارت ١٣ به بعد اينجا آپ ميشه
* پارت هاي قبلي رو در اينجا بخونيد :
http://my.w.tt/UiNb/oN48j5XRBD
* يا به اين آيدي بريد : @kimnem
-از دوست داشتن من دست بکش من بهت اسیب میزنم
-میخوام ولی نمیتونم...
وابسته بودن بدترین بیماری هست که یک فرد میتونه مبتلا شه:)
Harry styles fanfiction
by sky girl
اگه میخواستی توی اتاق رختکن یا دستشویی دخترا به اسمش اشاره کنی ، همیشه همون نگاه و نیشخند تکراری رو میگرفتی که بقیه به سمتت پرتاب میکردن ؛ چون اون یه افسانهی شهری بود. بعضی از مردم وقتی میخواستن راجبه اینکه دوران نوجوونی چقد خوبه پز بدن به خواهر و برادرای کوچیک ترشون راجبه اون میگفتن. جزئیات و آخر داستان همیشه عوض میشدن ؛ ولی نتیجهی داستان همیشه این بود که : " دختره یه سری مشکلات جدی با باباش داشت "
[ Persian Translation ]
Highest Rank : 1 in Teen Fiction
شايد گوش دادن به موسيقي موزيك please be naked از بند the 1975 جرقه ي داستان تو ذهن من شد .
بهتون پيشنهاد ميكنم براي هر چپتر اين موزيك و گوش كنيد و اگه به داستان فكر ميكنيد و شخصيت سازي ميكنيد تم داستان و ابي سبز در نظر بگيريد .
توي ادبيات نمايشي توضيحي براي تم ابي و سبز اومده كه ميگه پايان هاي ابي غم انگيز و پايان هاي سبز مبهم ِ .
من داستانمو مبهم يا غم انگيز تموم نميكنم ولي دوست دارم كه اين داستان و با اون تِم در نظر بگيريد .
سِن مهم نيست ، اگه از موضوعات جنسي خوشتون نمياد داستان و نخونيد .
🌸🎋🌿🎋🌸