Maybe the best ones♡♡
7 cerita
The Golden Cage( Stony/استونی/ Natucky/ ناتاکی  ) Completed oleh fictions__kingdom
fictions__kingdom
  • WpView
    Membaca 15,602
  • WpVote
    Vote 1,642
  • WpPart
    Bab 19
_________________________________ For you I would fall from Grace Just to touch your face If you walk away... I'd beg you on my knees to stay🖤 __________________________________ نام فن فیکشن: the Golden Cage شیپ : Stony / Natucky تم: سلطنتی_تاریخی_درام⚔️🖤👑 نوشته ی: vida🖤 خلاصه: دو سرزمین روسیه و انگلستان سال ها به دشمنی ‌و جنگ پرداخته اند و حالا زمان صلح فرا رسیده. تزار روس و پادشاه انگلستان قصد دارند این پیوند را با یک ازدواج بین فرزندانشان محکم کنند... . هشدار: این فنفیکشن دارای محتوای بزرگسالان می باشد🔞🚫 . _________________________________
Hidden Badge oleh themeowthe
themeowthe
  • WpView
    Membaca 548,934
  • WpVote
    Vote 41,625
  • WpPart
    Bab 19
Genre: omegaverse/smut/romence/fluff Up:کامل شده خـلـاصـه فـیـکـشـن ↧ جـونـگ‌کـوک 🎃 یه گرگ سـفـید امگاست که بعد ازهیجده سالگی نشون جفتش رو بدنش ظاهر شده اما جفتی وجود نداره....این در حالیه که هیچ امگایی 🌝 بدون حضور جفت، نشونش ظاهر نمیشه...در همین بین هم یکی از گرگ های سـیـاه ⚫️ که نوع برتری از گرگ ها هستن و هر کدوم یه قدرت خاص دارن جـیـن و نشون می کنه...آدم هایی که میان جین و ببرن نشونه ای از نشان جین ندارن و مجبور میشن کوک رو هم همراه خودشون ببرن. چی میشه وقتی که وارد محوطه‌ی 🚧 گرگ های سیاه شدن کـیـم تـهـیونـگ معروف و ببینه؟ کیم تهیونگی که بر خلاف گرگ های سیاه و با توجه به شایعه ها قدرتش بیشتر از یکیه. چی میشه اگه این دو مـوجـود خاص سر راه هم قرار بگیرن؟✨🧨 ╴#HiddenBadge
°Little Problem° [Z.M] _ By Sara (Completed) oleh notevensara_
notevensara_
  • WpView
    Membaca 328,908
  • WpVote
    Vote 55,741
  • WpPart
    Bab 62
+آقای پین، یا بچه‌ی بوگندوتو از جلوی در خونه‌ی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس!! Highest ranks: #1 in fanfiction and #1 in onedirection 💛❤ با احترام به لیام پین و تمام خاطرات قشنگی که بهمون هدیه داد.
End Game (L.S) oleh harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Membaca 633,843
  • WpVote
    Vote 88,774
  • WpPart
    Bab 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
Queen of my heart👑 oleh iicequeenn
iicequeenn
  • WpView
    Membaca 520,177
  • WpVote
    Vote 36,853
  • WpPart
    Bab 103
گاهی برای ملکه بودن باید لشکر کشی کرد،باید جنگید،باید فتح کرد... و گاهی برای ملکه شدن کافیست؛قلب یک مرد را از آن خود کنی..آنوقت تو ملکه خواهی بود ملکه قلب او. گاهی تصاحب قلب یک مرد انقدر سخت است که حکم جنگ دارد وباید مرزها را برای فتحش در نوردید. دوشیزه مری اینبار باید بجنگه..بجنگه تا فتح کنه..شاید قلب یک مرد رو وشاید یک کشور رو و یا شاید هر دو.
《Unexpected Love~L.S/Z.M》 oleh bahar_payne2004
bahar_payne2004
  • WpView
    Membaca 87,081
  • WpVote
    Vote 11,939
  • WpPart
    Bab 46
"کی وقت کردی بشی تموم زندگیِ من؟" . . . 💢بوک ادیت نشده! LARRY ZIAM NEW COUPLE?;D Completed✔ #cover by:@prnynm
NO LIMIT •|ziam|• COMPLETED oleh mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    Membaca 704,587
  • WpVote
    Vote 94,520
  • WpPart
    Bab 122
Highest ranking : #1 in fanfiction For more than four continuous months -داری محدودم میکنی! +نه... فقط دارم عاشقت میکنم. -نمیخوامش! +دست تو نیست... دست هیچکس نیست.