بهترینا ?
9 historias
Daddy Issues || h.s por CbawStyles
CbawStyles
  • WpView
    LECTURAS 8,225
  • WpVote
    Votos 1,015
  • WpPart
    Partes 14
اگه میخواستی توی اتاق رختکن یا دستشویی دخترا به اسمش اشاره کنی ، همیشه همون نگاه و نیشخند تکراری رو میگرفتی که بقیه به سمتت پرتاب میکردن ؛ چون اون یه افسانه‌ی شهری بود. بعضی از مردم وقتی میخواستن راجبه اینکه دوران نوجوونی چقد خوبه پز بدن به خواهر و برادرای کوچیک ترشون راجبه اون میگفتن. جزئیات و آخر داستان همیشه عوض میشدن ؛ ولی نتیجه‌ی داستان همیشه این بود که : " دختره یه سری مشکلات جدی با باباش داشت " [ Persian Translation ] Highest Rank : 1 in Teen Fiction
Call Boy. (Harry Styles Fan Fiction) por CbawStyles
CbawStyles
  • WpView
    LECTURAS 47,496
  • WpVote
    Votos 5,629
  • WpPart
    Partes 34
هارلی توماس ؛ یه دختر مسیحی خرد شده با اضطراب که از قضاوت کردن اونایی که گناه میکنن لذت میبره هری استایلز ؛ یه پسر خدانشناس خرد شده با احساسات که از گناه کردن لذت میبره [ Persian Translation ] Highest Rank : 12 in Fan Fiction | Sexual Content |
No Control (Harry Styles FF) por sharrytime
sharrytime
  • WpView
    LECTURAS 47,533
  • WpVote
    Votos 5,934
  • WpPart
    Partes 52
کابوسی که هیچوقت ازش رها نمیشی.. ⚜شیطان داره بهم نزدیک میشه.. نزدیک و نزدیک تر.. درحالیکه داشتم از درون ذوب میشدم، آرامشی انگشتامو لمس کرد. سرمو به سمتش که درست کنارم نشسته بود، چرخوندم. با اون چشمای زمردینش بهم خیره شده بود و لبخند دلنشینی به لب داشت. به لب هاش خیره شدم که داشت میگفت: ما تو این کابوس تنها نیستیم." دستاشو تو دستام فشردم تا بیشتر آرامش بگیرم. و حالا شیطان.. درست مقابلمه..⚜ 🌟By Shamimeh A Covered by @elnazml
Maggy,the planet of mine(2) por farrytales
farrytales
  • WpView
    LECTURAS 15,799
  • WpVote
    Votos 2,509
  • WpPart
    Partes 20
من میدونم که همه چیزوسیاه وسفیدمیبینی. پس برات یه آسمون آبی شفاف میکشم:) -آبی،تروی سیوان-
Maggy's Planet(1) por farrytales
farrytales
  • WpView
    LECTURAS 41,518
  • WpVote
    Votos 6,347
  • WpPart
    Partes 40
هری يه سياره نداشت. چيزی که اون داشت يه کهکشان ناشناخته بود:) [Dedicated to all the broken girls in the whole wide world:")]
Hidden( translated to persian ) por deliiiled
deliiiled
  • WpView
    LECTURAS 406,615
  • WpVote
    Votos 37,516
  • WpPart
    Partes 96
He was like a moon part of him was always hidden. اون شبیه ماه بود قسمتی از اون همیشه مخفی بود.