ده سال از ازدواج کیم نامجون و کیم سئوکجین گذشته
حالا اونا والدین پنج تا بچه قد و نیم قدن
کیم یونگی هشت ساله به عنوان بزرگترین برادر
به دنبالش کیم هوسئوک هفت ساله دومین هیونگ
کیم جیمین و کیم تهیونگ چهار ساله دوقلوهای پر دردسر
و در نهایت کیم جانگ کوک یک ساله
این داستان روزمرگی ها و مشکلات خانواده پر جمعیت و دوستداشتنی کیمه
_________________
توجه کنید داستان ترجمه نیست
ژانر [فلاف-سوویت-فمیلی-امپرگ-اسمات]
~ با حضور افتخاری اکسو و بلک پینک~
A BTS fanfiction
Written by VIO
Highest ranking so far
#1 in namjin 😭
#1 in fluff
#1 in jhope
#1 in suga
#1 in jin
#1 in rm
#1 in jungkook
#1 in mpreg
#1 in jimin
#2 in bangtan
#3 in فارسی
**کامل شده**
تا حالا حس کردید کاش خیلی درگیر کسی یا چیزی که عاشقش هستید نمی شدید؟
کاش به دوست داشتنش از دور بسنده می کردید؟
تا حالا پیش اومده از تصمیمتون عمیقا پشیمون بشید؟
این ها دقیقا احساسات این روزهای جینه.
جین از تصمیمی که سه سال پیش برای ازدواج گرفته، پشیمونه! خیلی پشیمون!
ولی دقیقا زمانی که حس میکنه وقتشه که این گره ی پوسیده که سرنوشتشون رو به هم متصل کرده و زمانی با عشق، با نهایت اشتیاق و با دست های خودشون زدند رو برای همیشه باز کنه؛ سر و کله ی یه معجزه پیدا میشه!
یه معجزه که از بین دست های پنج تا موجود کوچولو و دوست داشتنی قل میخوره وسط زندگیشون.
معجزه ای که یه گره ی جدید به نام"پدر شدن" کنار گره پوسیده ی عشقشون میزنه و سرنوشتِ زوج ما رو باز هم به هم متصل نگه میداره!
البته که با کمک دست های کوچولوی ناجی های کوچک.
#1 in namjin
#1 in jimin
#1 in taehyung
#1 in jin
کیم تهیونگ،لیدر ترسناک گروه،در واقع یه اومگاست که پنهانش کرده!برای 3 سال اون هویتشو به عنوان یه آلفا به خاطر ابرو از طریق داروهای شیمیاییه خاص جعل کرد.وقتی که داروها دیگه اثری ندارن و هورمونا دارن بهش غلبه میکنن،آیا اون تسلیم غریزش میشه؟