خوشمزه تر از پیتزا??
7 historias
Miserable [ziam] {• completed •}✔ por Free_LGBT
Free_LGBT
  • WpView
    LECTURAS 135,677
  • WpVote
    Votos 16,998
  • WpPart
    Partes 40
+اسم؟ _زین مالیک +خانواده؟ _یه بابای اعصاب شخمی و 3 تا خواهر +مشکل؟ _افسردگی شدید +خب...همین؟ _اره همین!اون اصلا حرف نمیزنه! +چرا؟ _من چه گوهی میدونم پسر؟اون فقط خیلی ضعیف و احمقه! °°°°°°°°°°°°°°°°° چی میشه اگه زین افسرده و ساکت باشه و به مدرسه ی شبانه روزی ای بره که باعث ایجاد تغییری تو روند فلاکت بار زندگیش بشه؟ خب البته... بدبختی اسم وسط زینه... فک نکنم به این راحتیا ولش کنه... ___________ یه داستان کاملا متفاوت! #Zouis #Ziam نوشته شده توسط: @kay-rh {• completed •}✔
Sinner Clean haned (Narry)(persian) por 1Dmooongirll
1Dmooongirll
  • WpView
    LECTURAS 23,578
  • WpVote
    Votos 3,021
  • WpPart
    Partes 33
در مسیر دادن ،دل‌دادن سخته...
Loveland (COMPLETED) por rahame
rahame
  • WpView
    LECTURAS 186,476
  • WpVote
    Votos 17,336
  • WpPart
    Partes 82
زمانی که والدین پرنسس الیزابت در جنگ کشته میشن ، اونو به عنوان غنیمت می برن پیش پادشاه (فن فیکشن هری استایلز)
Upstairs por atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    LECTURAS 114,816
  • WpVote
    Votos 15,132
  • WpPart
    Partes 50
«طبقه‌ی بالا» من تنهای تنها بودم! یادم نبود چند وقته... سال‌ها... خاطرات کم‌کم پاک شدن. حتی اسمم رو به سختی به یاد می‌آرم. شب و روزها می‌گذرن. یادم نیست به چه گناهی این جا حبس شدم. هیچی یادم نیست... تنهایی، تنهایی، تنهایی... ...و بعد، یه روز در صدایی کرد و من به جای صورت روانپزشک، چهره‌ی یه دختر جوان رو توی چارچوب در دیدم! ...که وحشت‌زده به من خیره شده!!! A Niall Horan Fanfiction
Stupids por atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    LECTURAS 117,610
  • WpVote
    Votos 16,764
  • WpPart
    Partes 49
«احمق‌ها» من معمار نیستم ولی می‌دونم پیش از این که قصر بسازی باید آلونکت رو خراب کنی. نمی‌تونی روی همون زمینی که آلونک داری قصر رو هم بخوای. قبل از این که برجت ده‌ها متر بالا بره... اول باید چند ده متری رو پِی بکنی و پایین بری. من معمار نیستم ولی زیاد تو حرفه‌ی این و اون سرک می‌کشم : ) A Zayn Malik Fanfiction