_U shoud to read this fucking story_
32 قصة
"WHO AM I TO YOU" Z.M بقلم mahdih___
mahdih___
  • WpView
    مقروء 1,290
  • WpVote
    صوت 177
  • WpPart
    فصول 6
او فقط نه سال داشت، اما چشم هایش! دلبری صدساله. خطر! این داستان میتواند باعث خراش روح روانتان شود.
cutthroat ꗃ ziam بقلم mary_rider
mary_rider
  • WpView
    مقروء 8,812
  • WpVote
    صوت 1,202
  • WpPart
    فصول 26
"من برای پول فقط میکشم؛ ولی فقط برای پول نمیمیرم." #ziam #larry
+3 أكثر
paint (ziam)(persian) بقلم niallssm
niallssm
  • WpView
    مقروء 101,416
  • WpVote
    صوت 11,420
  • WpPart
    فصول 36
تو میخوای چی رو نقاشی کنی؟" "تو رو" "original story by @boytoys" "cover story by @HarrietStylse
Dont Forgot Me (Ziam FanFiction)  بقلم nila95niloo
nila95niloo
  • WpView
    مقروء 10,152
  • WpVote
    صوت 1,322
  • WpPart
    فصول 15
تو منو میشناسی؟! من خیلی وقته که خودمو گم کردم... پیدام کن... و همیشه من فراموش شده رو به خاطر داشته باش ... _لیام پین
SYNDROME [ZiamFanfiction] بقلم Nazanin_0
Nazanin_0
  • WpView
    مقروء 116,677
  • WpVote
    صوت 19,344
  • WpPart
    فصول 52
COMPLETED Ranking #1 in Fanfiction -حداقلش من همینی ام که هستم، تو کی هستی پشت نقاب هات ؟! +من همون لعنتیم که قرار بود عذابت بدم، ولی نمیدونستم با عذاب دادنت خودمم نابود میشم !
far from love [Z.M]°•°[L.S] بقلم sunLAYower
sunLAYower
  • WpView
    مقروء 113,003
  • WpVote
    صوت 17,092
  • WpPart
    فصول 75
- الان موقعیتش رو داری اونو بکش، اون قابل بخشش نیست + من نمیکشم چون کشتن بلد نیستم... ولی زجر دادن؟ این چیزیه که بیشتر از نفس کشیدن یادش گرفتم الانم میخوام صدای فریادتو موقع شکستن استخونات بشنوم... این همون موقعیتیه که از دستش نمیدم ------------- ♡ ژانر : عاشقانه، درام ♡ کاپل : زیام، لری ♡ روزهای آپ : یکشنبه ها
Give me love (new) بقلم yasi_palik
yasi_palik
  • WpView
    مقروء 536
  • WpVote
    صوت 63
  • WpPart
    فصول 2
رویاها همیشه قشنگن همیشه یاد آور و خواستنِ چیزهایی هستن که دوستشون داریم، اما مال ما نیستن و ممکنه هیچوقتم نشن. آدمای رویا پرداز همیشه دنیاشون از بقیه جداست، همیشه رنگارنگ و قشنگه، چون با افکار و احساسات خودشون ساخته شدن؛ پر از چیزای خواستنی. همیشه چیزهایی که حسرت به دست آوردنشونو دارن تو مغزشون قدم برمیداره درسته زجر آوره، اما فکر کردن بهش همیشه لبخند رو روی لباشون میشونه و انگار همونجا اُتراق میکنه. درست مثل من؛ خیال های من پر از توعه، تو و همیشه تو! عطر تلخی که همیشه میزنی و با بوی سیگارت مخلوط میشن و بیش از حد جذابت میکنن! راه رفتنت، صدای پاشنه ی کوتاه کفشات، تصویر حرکت دادن انگشتای ظریف دستت که با جوهر تتوهات نقاشی شدن.... من به تک تک اجزای بدنت و تمام چیزایی که مال توان حسودی میکنم، حتی به پاکت سیگارت. چون همیشه تو جیبته و همیشه بوی تنتو حس میکنه، همه جا همراهته و تک تک اون نخ های سفید رنگ سیگار بین لب هات قرار میگیرن، هوایی که از شش ها و بین لب ها و دهنت رد شده رو حس میکنن...:) من حتی به بالشتتم حسادت میکنم. همیشه هروقت که خسته میشی سرتو روش میذاری. پارچه ی بالشت موهات که مثل تار ابریشمن رو حس میکنن، حتی پوست نرم و خاستنیِ صورتتو. من یه خیال بافِ معمولی نیستم، از نوع احمشقم! احمق بودن به این معنی ن
+17 أكثر
°Little Problem° [Z.M] _ By Sara (Completed) بقلم notevensara_
notevensara_
  • WpView
    مقروء 329,323
  • WpVote
    صوت 55,817
  • WpPart
    فصول 62
+آقای پین، یا بچه‌ی بوگندوتو از جلوی در خونه‌ی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس!! Highest ranks: #1 in fanfiction and #1 in onedirection 💛❤ با احترام به لیام پین و تمام خاطرات قشنگی که بهمون هدیه داد.
⋆Rings⋆[L.S_Z.M] بقلم f5t_TOMLINSON
f5t_TOMLINSON
  • WpView
    مقروء 16,129
  • WpVote
    صوت 2,892
  • WpPart
    فصول 24
نه خواب است و نه مرگ است؛ او که انگار مرده ی زنده است خانه ای که در آن زاده شدی، دوستان عهد شبابت، پیرمرد و خدمتکار خانه، مشقات روز و پاداش آن، همه و همه ناپدید می‌گردند و افسانه میشود و دیگر در مهارت نمی‌آید. _رالف والدو اِمِرسون
terrorist | Z.M -  RPF بقلم Marry____
Marry____
  • WpView
    مقروء 15,284
  • WpVote
    صوت 2,667
  • WpPart
    فصول 34
با احترام به "لیام جیمز پین" که همیشه یاد خودش و لبخندش تو قلبمون زنده میمونه. ' تروریست ' شاید این موضوع ، مسئله ی خاصی نباشه اگه‌ شما تنها عضو مسلمان یک بوی بند شناخته شده و جوون نباشید . اما این موضوع مسئله ی مهمی میشه اگه شما تنها عضو یک بوی بند شناخته شده و جوون باشید . - فن فیکشن زیام مین نویسنده : ____Marry@ آغاز : بهار ۱۳۹۶