nianna-horan's Reading List
9 stories
Force And Hate(L.S/BDSM) by nitara70
nitara70
  • WpView
    Reads 684,195
  • WpVote
    Votes 53,403
  • WpPart
    Parts 87
هری لبای خشکش رو از هم باز کرد ولی صدایی ازشون خارج نشد.لویی گفت من یه قرارداد نوشتم تو اونو امضا میکنی و بعد منم اجازه میدم بهت غذا بدن و بعدشم میتونی بخوابی.نظرت چیه فرفری؟ هری دندوناش رو از خشم روی هم فشار داد.
Be Scared [Persian translation] by mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    Reads 12,317
  • WpVote
    Votes 2,253
  • WpPart
    Parts 11
Highest ranking : #1 in horror استوری های کوتاه ترسناک شاید با شیپ های دوست داشتنی متاسفانه !
Alien [Z.M] by nil_rz
nil_rz
  • WpView
    Reads 67,290
  • WpVote
    Votes 6,532
  • WpPart
    Parts 44
[COMPLETED] - ما تنها نیستیم ! -
love and hate by diba_1d
diba_1d
  • WpView
    Reads 2,821
  • WpVote
    Votes 337
  • WpPart
    Parts 9
شخصیت اصلی داستان یه دختر هجده ساله هست به نام مرلیا سامرز و توی داستان یه اتفاقات هیجان انگیزی براش میوفته که خودتون بخونین..... این داستان از ذهن خودمه شایدم یکم از داستانای دیگه کمک بگیرم در هر حال مرسی از اینکه میخونینش
cruel world (niall horan , zayn malik) by niallzayn_ff
niallzayn_ff
  • WpView
    Reads 264
  • WpVote
    Votes 20
  • WpPart
    Parts 6
مقدمه : تا وقتی دنیا رو از یه چشم دیگه نبینی نمی تونی بگی چه شکلیه اما ... این دنیا بیرحمه ... بعضی وقتا اینقدر تورو تنها میکنه که دیگه ازش خسته میشی شخصیت های داستان : زین ، نایل ، هری ، لیام ، لویی ، رزا ، کلارا خلاصه داستان : داستان درباره دختری نوزده ساله به اسم کلارا و رزاست که با پسری اشنا میشن که باعث میشه زندگیشون به کلی عوض بشه و این تغییر باعث اتفاق های ناخوشایندی میشه ژانر : عاشقانه،اکشن
cliché by flymetothemoonbitch
flymetothemoonbitch
  • WpView
    Reads 31,318
  • WpVote
    Votes 6,191
  • WpPart
    Parts 42
Just some clichés. ⁦¯\_(ツ)_/¯⁩ کلیشه های رایج ، قابل پیش بینی و گاهاً دوست داشتنیِ دور و برمون/ برتون/ برشون
Water Boy ~ Narry by reihooongoli
reihooongoli
  • WpView
    Reads 1,271
  • WpVote
    Votes 204
  • WpPart
    Parts 6
"هی واتر بوی" اینها تنها کلماتی بودند که تا الان از هری شنیده بود ، اما همین ها برایش کافی بودند.. هری یه ستاره ی فوتباله و نایل کسی که کنار زمین می شینه اونو از دور تماشا می کنه اون فقط یه پسر آب بیاره... . . . . Persian translation
Upstairs by atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    Reads 114,797
  • WpVote
    Votes 15,132
  • WpPart
    Parts 50
«طبقه‌ی بالا» من تنهای تنها بودم! یادم نبود چند وقته... سال‌ها... خاطرات کم‌کم پاک شدن. حتی اسمم رو به سختی به یاد می‌آرم. شب و روزها می‌گذرن. یادم نیست به چه گناهی این جا حبس شدم. هیچی یادم نیست... تنهایی، تنهایی، تنهایی... ...و بعد، یه روز در صدایی کرد و من به جای صورت روانپزشک، چهره‌ی یه دختر جوان رو توی چارچوب در دیدم! ...که وحشت‌زده به من خیره شده!!! A Niall Horan Fanfiction