2
43 stories
Game Or Love?|Larry by heisbuterfly
heisbuterfly
  • WpView
    Reads 72,108
  • WpVote
    Votes 10,647
  • WpPart
    Parts 37
[ C o m p l e t e ] چه اتفاقی ميوفته،وقتي لويی تاملينسون مغرور توي نوجووني زخم عميقی روی قلب يه پسر بچه ی عاشق ايجاد ميكنه و ده سال بعد با همـون پسر روبرو ميشه؟ ⚠️ Mpreg ⚠️ 📌تمامی نوشته ها تراوشات خیالی ذهن نویسنده میباشد و هیچگونه شباهتی با اشخاص در واقعیت ندارد❗️
Calendar! |L.S| by Tarane28
Tarane28
  • WpView
    Reads 29,949
  • WpVote
    Votes 5,905
  • WpPart
    Parts 17
جایی که لویی به طور یواشکی، عاشق یکی از هم کلاسی هاشه. و از روزی که اون رو برای اولین بار دیده، روز های سپری شده ی روی روزشمارش رو با خودکار سبز رنگ خط می‌زنه. ______ -دوستت دارم لو. آوای خارج شدن این سه تا کلمه از بین بوسیدنی ترین عضو صورتت، باعث میشه احساس کنم ضربان قلبم زیر سرِ تو در حال اوج گرفتنه. حتی اگه در این لحظه قلب من از حرکت بایسته، من به شکل یک روح میون پیچش موج های موهای نه چندان کوتاهت زمزمه میکنم: من هم دوستت دارم. 《برشی از متن داستان》 .Larry stylinson.
~BeT~ by Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    Reads 69,653
  • WpVote
    Votes 9,462
  • WpPart
    Parts 14
|Larry Stylinson Teen Faction Short Story| "تو نمی تونی یکم با ادب تر باشی تاملینسون مگر نه؟" "نه دختر کوچولو, من همیشه این اخلاق شِتی رو داشتم! و بدون که با همین اخلاق تو رو به دست میارم! " "چطوره شرط ببندیم؟" این ففیک دارای فحش, مصرف مواد,اسمات می باشد!🔞⚠ ----------------- #1 highschool #1 harryandlouis #1 louisandharry
Mr . President ~ L.S AU By Ms Emilia [Persian translation ] by MsEmilia
MsEmilia
  • WpView
    Reads 1,160
  • WpVote
    Votes 193
  • WpPart
    Parts 3
لویی تاملینسون،مرد ۳۳ ساله ای که به عنوان رئیس جمهور آمریکا انتخاب شده بود.مردی جذاب،دوست داشتنی و قوی.هری استایلز،خواننده ی بزرگ و نسل جوون،بزرگ ترین حمایتگر همجنسگراها. هری وقتی برای اولین بار تو کاخ سفید آواز می خونه همه چیز تغییر می کنه.اون تبدیل به معشوقه ی رئیس جمهور می شه و لویی باید وانمود کنه از ازدواج با همسرش خوشحاله.
1950 ~ A 20th century LS story by itsHedye
itsHedye
  • WpView
    Reads 591
  • WpVote
    Votes 101
  • WpPart
    Parts 5
او فریاد زد: عشق! اسلحه‌ها پژواک صدایش را به سمت او شلیک کردند. ~~~~ زمانه بی‌رحم است و انسان‌ها بی‌رحم‌تر از آن. در میانهٔ قرن بیستم و در این آشفته بازار بی‌رحمان، چه بر سر هری استایلز و عشقی که در سینه می‌پروراند آمد؟
Driver  by loulouTomlinson91
loulouTomlinson91
  • WpView
    Reads 19,359
  • WpVote
    Votes 4,947
  • WpPart
    Parts 23
#larry💚💙 #ziam💛❤ ❌COMPLET❌ ژانر :اجتماعی خونه ی من تو خیابون پنجم ویلسونه , همون خونه خرابه هایی که به سختی چند طبقه رو روی هم تحمل میکنن گاهی قبل اینکه سوار ماشین بشم و برم سر کارم به ترک های ریز و درشتش نگاه میکنم و با خودم میگم :اگه تو اینجوری شدی , پس چه بلایی سر من اومده ?
granulated glass [L.S] by icallmaat
icallmaat
  • WpView
    Reads 3,354
  • WpVote
    Votes 639
  • WpPart
    Parts 6
❌چند ماه آپ نخواهد شد❌ - تو، هریتِ از آسمون افتاده، حواستو جمع کن چون از این به بعد مـــــــن دشمن توئم. لویی هریت رو توی بغلش می‌گیره و تن داغ و کوچولوش رو به خودش فشرده جیغش رو با بوسیدن لب‌هاش خفه می‌کنه. - دیگه نبینم کس دیگه‌ای رو نگا کنیا، مسخره‌ی لوسِ زر زرو.
Monstrum (Persian Translation) by Larry_iran
Larry_iran
  • WpView
    Reads 4,117
  • WpVote
    Votes 958
  • WpPart
    Parts 7
*Under Editing* تمام 17 سال زندگیش، لویی تاملینسون فکر می‌کرد که یه زندگی معمولی مثل بقیه داره. اون به عنوان یه پرنس زندگی کرد، و مشخصا انتظار داشت پادشاه بعدی بشه. اما شب تولد 18 سالگیش، لویی متوجه شد زندگیش ساده نبود (و دیگه هیچوقت هم یه زندگی عادی حساب نمیشد) وقتی توسط پادشاه اهریمن از خانواده‌ش جدا شد. لویی سریعا فهمید که زندگیش یه معنای کاملا متفاوت با اون چیزی که فکر میکرد داشت. [Persian Translation] Original story by: @baby-louis