مورد علاقه ها ?
4 Geschichten
Before [persian Translation] von Hazzailer
Hazzailer
  • WpView
    GELESEN 33,986
  • WpVote
    Stimmen 1,504
  • WpPart
    Teile 21
ترجمه كتاب Before, كتاب چهارم سرى كتابهاى After گذشته هرى و آينده هسا✨♥️
Upstairs von atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    GELESEN 114,949
  • WpVote
    Stimmen 15,132
  • WpPart
    Teile 50
«طبقه‌ی بالا» من تنهای تنها بودم! یادم نبود چند وقته... سال‌ها... خاطرات کم‌کم پاک شدن. حتی اسمم رو به سختی به یاد می‌آرم. شب و روزها می‌گذرن. یادم نیست به چه گناهی این جا حبس شدم. هیچی یادم نیست... تنهایی، تنهایی، تنهایی... ...و بعد، یه روز در صدایی کرد و من به جای صورت روانپزشک، چهره‌ی یه دختر جوان رو توی چارچوب در دیدم! ...که وحشت‌زده به من خیره شده!!! A Niall Horan Fanfiction
{PUNISH} H.S von Gypsywritingby
Gypsywritingby
  • WpView
    GELESEN 79,480
  • WpVote
    Stimmen 6,366
  • WpPart
    Teile 46
میبوسمت و اسلحه ارو رو سرت نشونه میگیرم من رو میکشی و نوازشم میکنی بهم لبخند میزنیم و از هم متنفریم سکس میکنیم و شمع روشن میکنیم نفرین میکنیم و دعا میخونیم امروز هستی و فردا نه فردا دشمن من هستی و امروز جونت رو برام میذاری امروز من و توییم علیه دنیا فردا من علیه توام مقابل دنیا میبازم و برنده میشی هردوی مارو به دار میکشن... دار مکافات مکافات مکافات!
Stupids von atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    GELESEN 117,721
  • WpVote
    Stimmen 16,764
  • WpPart
    Teile 49
«احمق‌ها» من معمار نیستم ولی می‌دونم پیش از این که قصر بسازی باید آلونکت رو خراب کنی. نمی‌تونی روی همون زمینی که آلونک داری قصر رو هم بخوای. قبل از این که برجت ده‌ها متر بالا بره... اول باید چند ده متری رو پِی بکنی و پایین بری. من معمار نیستم ولی زیاد تو حرفه‌ی این و اون سرک می‌کشم : ) A Zayn Malik Fanfiction