ز, ليام من ميترسم اونا مي خوان منو اعدا....
ل, هييشش هيچکس تا وقتي من اينجام جرعت نميکنه نزديکت شه تخس کوچولوم .کافيه دستشون بهت بخوره تا کاري کنم از ب دنيا اومدنشون پشيمون بشن
-دد..دروغ..دروغ میگی!
با تشر گفت و دیدش تار نه هنوز زود بود برای گریه
-برای چی باید دروغ بگم وقتی حقیقت به اندازه کافی تلخ هست؟!
ابرو بالا انداخت و جوابش رو داد
دیگه دلیلی نداشت جلوی خودش رو بگیره چشمانش بارانی شد ایا این پایان او بود؟
------
Cover by @lisarius
زالزالک بهترین میوه ی دنیاست..
البته اگه بتونیم میوه به حسابش کنیم..
چون شیرینیش یه جور خاصه..مثل بقیه شیرینی ها نیست!مزه اش نابه..ناب مثل عشق!
*completed*
Cover by @kimiyamd ❤
+اسم؟
_زین مالیک
+خانواده؟
_یه بابای اعصاب شخمی و 3 تا خواهر
+مشکل؟
_افسردگی شدید
+خب...همین؟
_اره همین!اون اصلا حرف نمیزنه!
+چرا؟
_من چه گوهی میدونم پسر؟اون فقط خیلی ضعیف و احمقه!
°°°°°°°°°°°°°°°°°
چی میشه اگه زین افسرده و ساکت باشه و به مدرسه ی شبانه روزی ای بره که باعث ایجاد تغییری تو روند فلاکت بار زندگیش بشه؟
خب البته... بدبختی اسم وسط زینه... فک نکنم به این راحتیا ولش کنه...
___________
یه داستان کاملا متفاوت!
#Zouis #Ziam
نوشته شده توسط:
@kay-rh
{• completed •}✔
-هرکسی تو زندگیش سیگار داره
+من ندارم
-چرا داری،سیگار چیزیه ک معتادشی،یه ادم،یه صدا،یه عطر یا یه عروسک شاید...ب هر حال،سیگار تو زندگی هر کسی هست،یه وقتایی بعد یه مدت میفهمی سیگارت چیه،مثلا وقتی عاشق میشی...خب سیگار من خود سیگاره!
+میشه دیگه سیگار نکشی؟
-نمیتونم.چون سیگارمه!
+جی...شاید من بتونم سیگارت بشم...
-تو؟
نمیدونم چرا اما اشک از چشمام میریخت
+اره...من
بهش نزدیک تر شدم
تو چشام نگا میکرد
سیگارشو پرت کرد و گفت:
-سیگار من باش...
تو چشاش زول زدم،منتظر بودم
فاصلمون داشت کمتر میشد
و طولی نکشید که
و لبای داغشو رو لبام احساس کردم...❤