zeinabhero's Reading List
67 hikaye
Wolve [L.S] tarafından gayswillwin
gayswillwin
  • WpView
    OKUNANLAR 121,770
  • WpVote
    Oylar 14,378
  • WpPart
    Bölümler 56
من آسیب دیده ام این زخم از بین نمیره و بزرگتر و دردناکتر از قبل میشه زنجیر اختیارم دست خودم نیست حمله کردن و اسیب زدن به اطرافیانم قسمتی از وجودم شده من انسانی ام از جنس تاریکی گرگها به کسي رحم نميکنن ميکنن؟ حتی وقتی مقابل چیزی قرار بگیرن ازش کم نمیارن اما چرا من تو اقیانوس چشماش سقوط کردم ؟ * این داستان توسط یاسی استایلینسون نوشته شده و امیدوارم لذت ببرید * *complete*
Liar [L.S] tarafından singupity
singupity
  • WpView
    OKUNANLAR 57,267
  • WpVote
    Oylar 6,992
  • WpPart
    Bölümler 33
اگر دروغ گفتنِ من ، به داشتنِ تو ختم ميشد ، من حاضر بودم زود تر از اينا اين دروغ رو فاش كنم !
City Hunter  tarafından m_o_b_i_n_a
m_o_b_i_n_a
  • WpView
    OKUNANLAR 5,148
  • WpVote
    Oylar 466
  • WpPart
    Bölümler 40
♚➹ حکومتی که سقوط می‌کند و گویی همه چی تمام شده است! اما این تازه شروع یک ماجرا است... و ققنوسی است در حال سوختن و دوباره متولد شدن...
Where We Are?! tarafından ghazal_hi
ghazal_hi
  • WpView
    OKUNANLAR 12,813
  • WpVote
    Oylar 1,389
  • WpPart
    Bölümler 23
سقوط یه هواپیما ممکنه خیلیا رو از بین ببره و میتونه زندگیه خیلیارو هم عوض کنه..........! سرنوشت تو یه جنگله ناشناخته یه جوره دیگه رقم میخوره!!!
KING👑🔞 tarafından ar_sogand_
ar_sogand_
  • WpView
    OKUNANLAR 631
  • WpVote
    Oylar 45
  • WpPart
    Bölümler 5
_به من نزدیک نشو "تو نمی تونی به من دستور بدی من پادشاه تو هستم...من کسی هستم که باید بهت دستور بدم "
+5 tane daha
Strawberry Milk (Persian Translation) tarafından larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    OKUNANLAR 114,425
  • WpVote
    Oylar 12,776
  • WpPart
    Bölümler 24
توی واحد نجوم، جایی که هری ناخون هاش رو لاک میزنه و شیر توت فرنگی میخوره و زیادی برای همه چی استرس داره، لویی سعی میکنه بفهمه که مشکل اون پسر چیه.
MR STYLES ( l.s persain translation) tarafından ff_translation
ff_translation
  • WpView
    OKUNANLAR 205,463
  • WpVote
    Oylar 27,577
  • WpPart
    Bölümler 33
" خب پس این منشی جدیدمه ؟ " آقای استایلز پرسید و یه ابروشو داد بالا‌. "بله " منشی قبلی جواب داد. آقای استایلز اخم کرد و به لویی یه نگاهی انداخت. " من انتظار ...یکی ... نمیدونم..بهتر داشتم ؟؟" "ببخشید آقای بی ادب.من کسی ام که از این به بعد قراره برنامه هاتونو مدیریت کنم.پس بهتره مراقب زبونتون باشین"
Wings (l.s Mpreg) [persian translation] tarafından ff_translation
ff_translation
  • WpView
    OKUNANLAR 79,392
  • WpVote
    Oylar 11,456
  • WpPart
    Bölümler 22
[Completed] هری روی پله های یه مدرسه ی شناخته شده در دنیا رها شده بود و توسط مدیرش بزرگ شد. اون همه چیز و همه کس رو تا وقتی که پدرش نباشه انکار میکنه؛ تا وقتی که لویی تاملینسون از راه میرسه و هری هیچ وقت همچین چیزی رو حس نکرده بود....
Styles's Car (Narry)(Persian) tarafından 1Dmooongirll
1Dmooongirll
  • WpView
    OKUNANLAR 11,582
  • WpVote
    Oylar 1,519
  • WpPart
    Bölümler 28
_ برو از ماشینم بیرون... + منم با خودت ببر... خواهش میکنم
+8 tane daha