zeinabhero's Reading List
67 verhalen
Wolve [L.S] door gayswillwin
gayswillwin
  • WpView
    reads 121,882
  • WpVote
    Stemmen 14,390
  • WpPart
    Delen 56
من آسیب دیده ام این زخم از بین نمیره و بزرگتر و دردناکتر از قبل میشه زنجیر اختیارم دست خودم نیست حمله کردن و اسیب زدن به اطرافیانم قسمتی از وجودم شده من انسانی ام از جنس تاریکی گرگها به کسي رحم نميکنن ميکنن؟ حتی وقتی مقابل چیزی قرار بگیرن ازش کم نمیارن اما چرا من تو اقیانوس چشماش سقوط کردم ؟ * این داستان توسط یاسی استایلینسون نوشته شده و امیدوارم لذت ببرید * *complete*
Liar [L.S] door singupity
singupity
  • WpView
    reads 57,296
  • WpVote
    Stemmen 6,992
  • WpPart
    Delen 33
اگر دروغ گفتنِ من ، به داشتنِ تو ختم ميشد ، من حاضر بودم زود تر از اينا اين دروغ رو فاش كنم !
City Hunter  door m_o_b_i_n_a
m_o_b_i_n_a
  • WpView
    reads 5,174
  • WpVote
    Stemmen 466
  • WpPart
    Delen 40
♚➹ حکومتی که سقوط می‌کند و گویی همه چی تمام شده است! اما این تازه شروع یک ماجرا است... و ققنوسی است در حال سوختن و دوباره متولد شدن...
Where We Are?! door ghazal_hi
ghazal_hi
  • WpView
    reads 12,833
  • WpVote
    Stemmen 1,389
  • WpPart
    Delen 23
سقوط یه هواپیما ممکنه خیلیا رو از بین ببره و میتونه زندگیه خیلیارو هم عوض کنه..........! سرنوشت تو یه جنگله ناشناخته یه جوره دیگه رقم میخوره!!!
KING👑🔞 door ar_sogand_
ar_sogand_
  • WpView
    reads 631
  • WpVote
    Stemmen 45
  • WpPart
    Delen 5
_به من نزدیک نشو "تو نمی تونی به من دستور بدی من پادشاه تو هستم...من کسی هستم که باید بهت دستور بدم "
+5 meer
Strawberry Milk (Persian Translation) door larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    reads 114,584
  • WpVote
    Stemmen 12,776
  • WpPart
    Delen 24
توی واحد نجوم، جایی که هری ناخون هاش رو لاک میزنه و شیر توت فرنگی میخوره و زیادی برای همه چی استرس داره، لویی سعی میکنه بفهمه که مشکل اون پسر چیه.
MR STYLES ( l.s persain translation) door ff_translation
ff_translation
  • WpView
    reads 205,682
  • WpVote
    Stemmen 27,577
  • WpPart
    Delen 33
" خب پس این منشی جدیدمه ؟ " آقای استایلز پرسید و یه ابروشو داد بالا‌. "بله " منشی قبلی جواب داد. آقای استایلز اخم کرد و به لویی یه نگاهی انداخت. " من انتظار ...یکی ... نمیدونم..بهتر داشتم ؟؟" "ببخشید آقای بی ادب.من کسی ام که از این به بعد قراره برنامه هاتونو مدیریت کنم.پس بهتره مراقب زبونتون باشین"
Wings (l.s Mpreg) [persian translation] door ff_translation
ff_translation
  • WpView
    reads 79,428
  • WpVote
    Stemmen 11,457
  • WpPart
    Delen 22
[Completed] هری روی پله های یه مدرسه ی شناخته شده در دنیا رها شده بود و توسط مدیرش بزرگ شد. اون همه چیز و همه کس رو تا وقتی که پدرش نباشه انکار میکنه؛ تا وقتی که لویی تاملینسون از راه میرسه و هری هیچ وقت همچین چیزی رو حس نکرده بود....
Styles's Car (Narry)(Persian) door 1Dmooongirll
1Dmooongirll
  • WpView
    reads 11,623
  • WpVote
    Stemmen 1,519
  • WpPart
    Delen 28
_ برو از ماشینم بیرون... + منم با خودت ببر... خواهش میکنم