|تکمیل شده|
دو وکیل در قرن ۱۹ میلادی به هم دیگه علاقه مند میشن اما مشکلات زیادی سر راهشون قرار میگیره. هردوی اونها متاهلن و جامعه ی اون زمان، درکی از عشق بین دو همجنس نداره...
دوکِ دیوانه.. این تمام چیزیه که هری، درباره ی دستِ پادشاه میدونه، اما لویی تاملینسون یک راز بزرگ داره.. دوک اسیر یک نفرینه...
نفرینی که سالهاست بر خاندان تاملینسون سایه انداخته...
نفرینِ ماهِ کامل..
و گرگ اسیرِ دستِ آهو...
اسارت شکارچی در چشم های شکار...
آن زمان گرگ دندان هایش ریخته بود،
ماه اخمو و ناراضی
در دل آسمانِ تیره ترک برداشت...
هیچ کس دندان های گرگ را پیدا نکرد
از شوق دیدن چشم های آهو...
دندان هایش را بلعیده بود !!
" جای شما اینجا نیست، عزیزم، چون هیچ همجنسگرایی تاحالا وجود نداشته و نخواهد داشت. تو فقط عقلتو از دست دادی. اما من نجاتت نمیدم؛ خودت رو نجات بده! "
____________________________________
سلام، این اولین تجربه ی من از نوشتن فن فیکشن تو واتپده و امیدوارم خوشتون بیاد.
این داستان در اصل ترجمه هست و نویسنده ی واقعی Jayme Dray هست.
____________________________________
بخش اول《 پرنسس داخل برج 》: چَپتر ۱ تا ۲۲
بخش دوم《 پرنسسی که توانایی پرواز داشت 》 : چپتر ۲۳ تا ۴۹
بخش سوم《 شاه به لاما🦙 تبدیل شد 》: چپتر ۵۰ تا ۶۹
بخش چهارم《 ملکه ی قلب ها ثابت شد 》: چپتر ۷۰ تا ۹۰
بخش پنجم《 شرور با یک دوک 》: چپتر ۹۱ تا ۱۰۰
بخش ششم《 نبرد برای پا ها 》: چپتر ۱۰۱ تا ۱۱۵
بخش هفتم《 اژدها، خر را دوست دارد 》: چپتر ۱۱۶ تا ۱۳۰
____________________________________
هشدار ❗❗
این داستان شامل صحنه های جنسی، خشونت گرافیکی و سناریو هایی است که میتواند یادآور حمله جنسی باشد. اگر نمیخواین این صحنه هارو بخونین به علامت ⚠️ دقت کنید.
غریبهام با هویتی که از آن منه و نیست.
راهی برای نجات پیدا نمیکنم. هیچ چیز رو بخاطر نمیارم.
چیزی برای فکر کردن ندارم.
حتی به یاد نمیارم این درد از کجا نشات میگیره. هیچ چیز رو به یاد نمیارم.
❌Original Name: Hoping This Cold Blue Water Scrubs Me Clean And Spits Me Out Again❌
"بمون" هری با ناامیدی زمزمه کرد و لب هاش رو به شقیقه ی لویی چسبوند، طوری که انگار میتونه دردی که اونجا رشد میکرد رو تسکین بده. ولی اون نمیتونه درد رو متوقف کنه، و مهم نیست که چه قدر تلاش کنه... اون نمیتونه کاری کنه که لویی بمونه.
من اسیرش شده م ؛ اون زیادی تو حرفه ش خوبه..
هری استایلز ⬅ پلی بوی
فن فیکشن لری استایلینسون به همراه کمی زیام✌
داستان در پیج اینستاگرام larry_ff_translate هم آپ میشه
Best rank : #2 in fanfiction