-تو چی از جون من میخوای؟
خسته نشدی از این همه کثافت کاری؟
اونم بخاطر پول ؟
فقط بگو چی از من میخوای و تنهام بزار
+خودتو !
• رقیبِ معشوق •
-M.Preg-
Written by: Cnstylinson
"It's hard letting go. I'm finally at peace but it feels wrong." {Under going editing. It's being rewritten from the beginning, grammatical errors are being fixed. Should be completely edited and polished by December}
"یکم صبر داشته باش، همهچیز تغییر میکنه..."
"همهچیز؟! نه...هیچ چیزی عوض نمیشه، مگه اینکه اون لعنتی تغییر کنه..."
"پس انجامش بده...نظرش رو تغییر بده..."
پابلیش مجدد کتاب کامل شدهی change my mind.
نوشته شده در اول فوریهی 2018.
پایان، پنجم سپتامبر2018.
۴ تا جوجه دانشجو که تنها دغدغه ی زندگیشون نمره ی دانشگاس و فکر میکنن تمام دنیا دور خودشون میچرخه و تنها چیزی که بهش فک می کنن اینه که کرم بعدیشونو کجا بریزن.
غافل از اینکه یه اتفاق عجیب انتظارشونو میکشه !
یه اتفاق عجیب؟
شایدم یه موجود عجیب!
موجودی که اجازه ورود به این دنیا رو نداره....
کاری که انجام دادن واقعا ارزششو داشت ؟؟
........
نگاهمو به چشمای یخیش دوختم. تیله های بی روح آبیش نه تنها کمکی به کمتر شدن لرز بدنم نمیکرد بلکه حس میکردم مثل سیاه چاله روحمو سمت خودش میکشید.
دستشو اروم بالا اورد و روی فکم گذاشت و از سرمای غیر عادی دستش صورتم مور مور شد. آروم سرمو سمت راست برگردوند.
با دیدن بازتاب خودم توی آینه نفسم برید
آخه...
فقط....
من.....
توی آینه معلوم بودم.
⚠️هنگام خوندن فف نخ و سوزن همرایتان باشد.....خطر پاره شدن(از خنده)
پارت های اولیه در دست تعمیر میباشد🛂
هری به معلم نیاز داره وگرنه در غیر اینصورت نمیتونه کلاس سال بعدشو قبول بشه، اما آموزش قرار نیست درمورد یاد دادن درسهای مدرسه بهش باشه
یا
داستانی که توش لویی به هری یاد میده چطور به فاک بره.
#2 in fanfiction
all rights reserved to LarryGeneration.
this story contain sexual tension
من اسیرش شده م ؛ اون زیادی تو حرفه ش خوبه..
هری استایلز ⬅ پلی بوی
فن فیکشن لری استایلینسون به همراه کمی زیام✌
داستان در پیج اینستاگرام larry_ff_translate هم آپ میشه
Best rank : #2 in fanfiction
❌Original Name: Hoping This Cold Blue Water Scrubs Me Clean And Spits Me Out Again❌
"بمون" هری با ناامیدی زمزمه کرد و لب هاش رو به شقیقه ی لویی چسبوند، طوری که انگار میتونه دردی که اونجا رشد میکرد رو تسکین بده. ولی اون نمیتونه درد رو متوقف کنه، و مهم نیست که چه قدر تلاش کنه... اون نمیتونه کاری کنه که لویی بمونه.