💜My Favorites💜
6 قصص
7FATES: CHAKHO بقلم HYBE_STORIES
HYBE_STORIES
  • WpView
    مقروء 3,424,955
  • WpVote
    صوت 166,135
  • WpPart
    فصول 89
It's the day of visitors. But the visitors to Sin-si are unwelcomed, vengeful beom. Unforgotten animosity fills the air and rage collides, soaking the ground with blood. Seven boys take up their weapons to end this fight, once and for all. 7FATES: CHAKHO with BTS ***** Content advisory: this story contains some violence Original story: HYBE Co-planning: HYBE / NAVER WEBTOON
BARCODE [VKOOK/YOONMIN] بقلم kimsevil
kimsevil
  • WpView
    مقروء 246,437
  • WpVote
    صوت 33,888
  • WpPart
    فصول 53
‌๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」 • بارکد ~ Complete • کاپلی° ویکوک - یونمین • ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست ❥•↿#Sevil 💜 #بارکد -•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~ یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود. یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود. مرگ هم به سراغشان نمی آمد~ راهش را کج می کرد... پشت چشمی می آمد و می رفت. بارکد تیره ... پشت گردنشان~ سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز. ایدی تلگرام: @kimsevil
+22 أكثر
Lollipop [L.S] بقلم Partow_kh
Partow_kh
  • WpView
    مقروء 81,068
  • WpVote
    صوت 15,290
  • WpPart
    فصول 46
من صدات می‌کنم آب‌نبات چوبی.
Forever in your memory | L.S - AU بقلم Marry____
Marry____
  • WpView
    مقروء 93,632
  • WpVote
    صوت 13,533
  • WpPart
    فصول 30
' همیشه در خاطر تو ' " و همینه ، عشق همینه . در عین پیچیدگی به سادگی گفتن یک جمله ی صادقانست " هر چیزی که مال منه مال توعه تا برای خودت بکنیش " نویسنده : ____Marry@ - فن فیکشن لری استایلینسون - کامل شده آغاز : تابستان ۱۳۹۶ پایان : بهار ۱۳۹۷
Friends [L.S] بقلم harold_iran
harold_iran
  • WpView
    مقروء 208,598
  • WpVote
    صوت 36,118
  • WpPart
    فصول 52
[Completed] [ هرى ادوارد استايلز ، اونطورى بهش نگاه نكن شما فقط دوتا دوستيد ]
🌸I bloomed for you... بقلم Vante191
Vante191
  • WpView
    مقروء 270,046
  • WpVote
    صوت 36,554
  • WpPart
    فصول 53
🌸من برای تو شکفتم🌸 ×ترجمه شده× کاپلے: ویکوک/کوکوی ، یونمین ، نامجین ژانر: انگست ، رومنس ، هاناهاکی «با قطره اشکی که روی گونه اش چکید، نفس عمیقی کشید و دستشو باز کرد. اخرین نگاه رو به چشمای سرخ و پف کرده اش انداخت، نگاهشو به مشت باز شده اش داد. وقتی به شئ بی گناه تو دستش نگاه کرد، اشک های بیشتری روی گونه هاش راه گرفتن. این سرنوشت طبیعی اون بود. تو دست لرزون جونگکوک، یک گلبرگ لطیف صورتی بود.» *نسخه اصلی این فیک رو میتونین به همین اسم در سایت Archive of Our Own پیدا کنین^^ Highest rankings: #1 depression #1 translated #2 btsfanfic #2 kpop #1 btsV #3 fanfiction #2 angst #1 انگست #1 translation #2 gay #1 هاناهاکی