[COMPLETED]
*لیام من میترسم...
تو عاشق کدومشونی؟
اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟
یا...
اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟
+اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟
زندگی ليام یه زندگی کامله.
اون معروفه،دوستدختر داره،و توی کار موسیقی حرف نداره.
ولی از وقتی که زین رفت،یه سیاه چال بزرگ توی لیام درست شد.
زین باید ازدواج میکرد،یه ازدواج اجباری،و از کل دنیا خواهش کرد تا برگرده بین بازوهای لیام،ریسک از دست دادن خانواده،شهرت،شغل..
زین از زیباییش استفاده کرد تا لیامو گیر بندازه و هر عملی..یه عکس العملی داره.
هردوتا پسر سرنوشت خودشونو توی شبای وحشی،عشق به خیانت،انتقام دردناک و عشقی که بهم متصلشون میکنه رقم میزنن.
Triangle
خلاصه :
ضلع اول
زين ماليك ، پسرى كه پدرش رو به تازگى از دست داده و توى افسردگى دست و پا ميزنه...
اون كسيه كه فوق العاده شوخ و كيوته ولي سعي ميكنه خودشو بد نشون بده تا مثله گذشته ضربه نخوره ...
اما اين گذشته چيه كه اون رو تا اين حد تغيير داده ؟؟؟
يا واضح تر بگم ؛ چه كسى اون رو تا حد مرگ از خودش متنفر كرده ؟؟؟
ضلع دوم
ليام پين ، يه مردِ خشمگين با رفتار هايى كه هر كسى نميتونه دركش كنه ...
اون كابوسى رو توى زندگيش راه داده كه تمامِ وجودش رو در بر گرفته ...
اون قويه ، خيلى قوى ...
اما بايد ديد ايا ميتونه در برابره اتفاقاتى كه براش ميوفتن دووم بياره يا نه ؟؟؟
و ...
ضلعِ سوم ...
كسى كه باعث شده گذشته ى اين دو نفر ، به هم پيوند بخوره ...
كسى كه حتى انتظارِ ديدنش رو هم ندارين...
اون كسيه كه پشت پرده ى تمامِ اين اتفاقات قرار داره ...
كسى كه تا هويتش تا آخرين لحظه مجهول باقى ميمونه ...
Zayn has been taught since birth that gay people end up in hell. It's never been a big deal to him until he goes off to uni and his room mate is a very attractive, openly gay man.