*_*
7 stories
Tell Me A Story by kingripper_stories
kingripper_stories
  • WpView
    Reads 127,100
  • WpVote
    Votes 9,630
  • WpPart
    Parts 40
نام فیک: یه قصه برام بگو📖 ژانر: ددی کینک،درام،اسمات🔞 کاپل: کوکمین👨‍❤️‍💋‍👨یونمین،نامجین وضعیت: کامل شده نویسنده: King Ripper🍷
𝑱𝒊𝒎𝒊𝒏 by koomini13
koomini13
  • WpView
    Reads 150,244
  • WpVote
    Votes 19,230
  • WpPart
    Parts 46
Completed♥️🗝 بخشی از فیک: "بس کن بس کن چرا فکر میکنی سختی که تو تحمل کردی و من تحمل نکردم چرا همچین فکر مسخره ای میکنی؟ به همون اندازه ای که تو سختی کشیدی منم کشیدم ، من و ببین ! تو باعث شدی من اینجوری بشم..اینی که میبینی جلوته هیولایی که خودت از من درست کردی ..... ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• "بازی با کلمات چیزی رو تغیییر نمیده ، قلب شکستم رو فقط با اثبات کردن دوست داشتنت میتونی ترمیم کنی" _______________________ "بیا خوده حرومزادش اومد .... "ب.کشم" جیمین به سختی گفت لبخند لرزونی زد با نفرت به چشمای اون مرد نگاه کرد هر لحظه کمبود اکسیژن بیشتر به بدنش فشار میاورد احساس خفگی بهش دست میداد پارک با دیدن پررویی جیمین بیشتر حرصش گرفت حلقه دستاش رو دور گردن پسرک تنگ تر کرد و محکمتر اون رو به سمت زمین فشرد
twins by kimjimi13
kimjimi13
  • WpView
    Reads 46,833
  • WpVote
    Votes 8,073
  • WpPart
    Parts 22
جیمین و چانیول برادرن .جیمین امگای ۱۸ ساله و چانیول الفای ۲۴ ساله که تاسیس شعبه جدید کمپانیش با تنها عضو خانوادش به بوسان آمده.و جیمین با ورود به مدرسه جدیدش توی دردسر میوفته چون با جفت حقیقیش رو به رو میشه ولی نه یه آلفا بلکه با دوقلو های جئون کاپل اصلی :کوکمین کاپل فرعی:چانبک و سپ ژانر :امگاورس. امپرگ.اسمات.تریسام.گرگینه ای. مدرسه ای . روزمره . بی دی اس ام . ددی کینگ زمان آپ: شرط ووت وضعیت: در حال اپ
Jimin by Ministories13
Ministories13
  • WpView
    Reads 34,928
  • WpVote
    Votes 5,284
  • WpPart
    Parts 12
💜فول شده💜 . . وقتی فرشته ها نقطه ضعفش میشن... وقتی آسیب دیده ترینشون میشه ملاحت تک تک ثانیه هاش... وقتی درد ها...استرس ها...و ترس های فرشته ی هفده سالش... مرد میکننش توو اوج شونزده سالگی... وقتی به تکاپو میندازنش...شجاع میکننش...که ببره این خط بدبختی رو از زندگی جیمین... جیمین...پسر‌ اروم و عجیب مدرسه اونقدر اروم مثل اومدن و رفتن شکوفه های زخمی درخت حیاط پشتی... عجیب...مثل اشک های قایمکی کلاس های ساعت ۴ بعدازظهر ... با معماها و ترس هایی پشت ساده ترین رفتاراش... که شده...فرشته ی زندگی جئون جونگکوک... اما...اگر ترس کل وجود جیمین رو گرفته باشه چی؟ . . ژانر: انگست•daddy issue•hurt jimin•رومنس•اسمات . . کاپل: کوکمین . . Mini stories
𝑴𝒚 𝑯𝒆𝒂𝒍𝒆𝒓  by CalianHidden
CalianHidden
  • WpView
    Reads 24,247
  • WpVote
    Votes 3,530
  • WpPart
    Parts 15
"اگه بفهمم که قراره دیگه نبینمت، تمام داستان آشناییمون رو توی یه نامه مینویسم و اون رو به عنوان یادگاری ای از طرف خودم برات به جا میذارم." جونگکوک کسیه که تمام ثانیه ھای زندگیش با درد طاقت فرسایی میگذرن، ولی اون هیچوقت دست از جنگیدن برنمیداره چون، اون جیمینی رو داره که با افکار و احساسات معصومانش بهش انگیزه ی زنده موندن میده. جھان روی مدار عشق ثابته، با عشق تمام دردھا قابل تحمل ترن. _خرگوش کوچولوی کیوتم، من اینجام تا تو رو تا ابد در آغوش بگیرم. "ولی من فکر نمیکنم که بتونم تا ابد توی حصار بازوهای تو زندگی کنم." [ خلاصه ی بالا توسط نویسنده‌ی دوست داشتنی؛ Alois_red@ نوشته شده♡ ] . . . ↫کاپل: کوکمین ↫ژانر: رومنس، انگست ، اسمات امیدوارم از خوندن این مینی فیک لذت ببرین♡ •• #2 in "جیکوک"
Not Alone (When you are here) || Persian Translation by Xil_gh
Xil_gh
  • WpView
    Reads 33,673
  • WpVote
    Votes 4,411
  • WpPart
    Parts 10
جیمین در بدترین زمان ممکن میفهمه عاشق جونگ کوک شده وبه بدترین شکل ممکن باهاش باهاش کنار میاد. *این فیک ترجمه شده س و ورژن اصلیش تو سایت Ao3 اپ شده.اولین کار ترجمه منه پس لطفا باهام مهربون باشید:)*
Salvatore by Ministories13
Ministories13
  • WpView
    Reads 160,667
  • WpVote
    Votes 24,015
  • WpPart
    Parts 59
(فصل اول فول💜)salvatore . ناجی . . . چطور شد؟چطور یکی میشه پاییز و بهار و تک تک ذره های هواش...تنها ترین الهه ی روی زمین...شکسته ترین...وقتی نبض بزنه اون نگاهش تو دونه دونه ی سلول های عصبیش... و فوران کنه اون حس سرخ داخل رگایی که یخ زده بود... حالا که داشت قدم برمیداشت سمت اون بهشت بی انتها...قدماش میلرزید...سست میشد...تحلیل میرفت هر چی که داشت غرور...ابهت...مردونگی...قسم خورده بود...به صداش...به چشماش...به روحش جلوی اون الهه ی جنگجو زانو زد و دستی به ساق پای سفید و خوشتراشش کشید و لذت مثل دارویی جذب سلول های تشنه ی تنش شد...ساق پاشو بالا اورد و بوسه هاش بودن که شروع شدن...از مچ تا زانو....و انگشتایی که روی رون سفیدش کشیده شد و همون فاصله ی هیجان انگیز و طی میکرد و حوله کنار میرفت و دیدش روی بهشتش کامل تر میشد اره این جئون جونگکوک بود زانو زده جلوی الهه اش دستایی که کنترل از دست میدادن دلی که عنان از کف داد و لبایی که تن سفیدی و لمس میکردن...تن سفید الهه ی هرزه اش...آفرودیته لعنتی که شده بود پاییز و بهار و ذره های هوایی که نفس میکشید آفرودیتی که با چشمایی خمار بند حولشو باز کرد و با پاهایی باز شده و پوزخندی منتظر حرکت بعدی سالوا شد جونگکوک__ناب ترین حضور زندگیم • • • کاپل اصلی : کوکمین • کاپل فرعی: یونمین.تهگی • ژانر: اکشن•هار