من میخوام با این کتابا ازدواج
4 historias
Colors PT II: Black and Blue por warnox
warnox
  • WpView
    LECTURAS 14,088
  • WpVote
    Votos 1,607
  • WpPart
    Partes 31
[Completed] 《او یک خاطره‌ی سیاه بود...》 رنگ‌ها قسمت دوم : سیاه و کبود اون پیرهن مشکیش رو برام گذاشت و پیرهن آبیم رو با خودش برد و حالا من موندم و سیاهی‌ها و کبودی‌هام... Thanks for Perfect cover: @IWONTBETHEONE
Colors por warnox
warnox
  • WpView
    LECTURAS 32,543
  • WpVote
    Votos 3,704
  • WpPart
    Partes 36
[Completed and Edited] 《او یک تمایز آبی بود...》 اون آبی بود ، من مشکی چه بد که ترکیب این دو رنگ چیز جدیدی خلق نمیکنه! Highest Rank #1 سومین نوشته Thanks for Perfect cover : @IWONTBETHEONE
Stupids por atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    LECTURAS 117,623
  • WpVote
    Votos 16,764
  • WpPart
    Partes 49
«احمق‌ها» من معمار نیستم ولی می‌دونم پیش از این که قصر بسازی باید آلونکت رو خراب کنی. نمی‌تونی روی همون زمینی که آلونک داری قصر رو هم بخوای. قبل از این که برجت ده‌ها متر بالا بره... اول باید چند ده متری رو پِی بکنی و پایین بری. من معمار نیستم ولی زیاد تو حرفه‌ی این و اون سرک می‌کشم : ) A Zayn Malik Fanfiction
NO LIMIT •|ziam|• COMPLETED por mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    LECTURAS 705,014
  • WpVote
    Votos 94,521
  • WpPart
    Partes 122
Highest ranking : #1 in fanfiction For more than four continuous months -داری محدودم میکنی! +نه... فقط دارم عاشقت میکنم. -نمیخوامش! +دست تو نیست... دست هیچکس نیست.