RozhinSoltanian7's Reading List
8 cerita
Back Over Dose oleh Mr_OhSehun
Mr_OhSehun
  • WpView
    Membaca 733
  • WpVote
    Vote 38
  • WpPart
    Bab 1
#hunhan+18 #BDSM #Harsh #Angst #Smut #kink
who do you think you are? oleh nirva_stylik
nirva_stylik
  • WpView
    Membaca 9,648
  • WpVote
    Vote 1,058
  • WpPart
    Bab 18
همه چی از من آغاز شد! وقتی آروم آروم وجودم شروع به نوشیدن عصاره ی زندگیم کرد... دقیقا از وقتی من،من رو میکشت! یه قتل عام فجیح تو من بودو نمیخواستم کسی بفهمه. این فداکاریه من بود... که کم کم بعد از چهارسال جاشو به خودخواهی محض داد:) ولی بدرک خواننده ی عزیز بدرک!!!! من همینم که هستم . و پس میگیرم هرچیزی که این قاتل لعنتی ازم دزدید!
insatiable (Persian Translation) oleh curlyat1380
curlyat1380
  • WpView
    Membaca 3,309
  • WpVote
    Vote 432
  • WpPart
    Bab 12
"من قراره بدنت رو ببرم."اون (پسر) مقابل پوست گردن اون(دختر)زمزمه کرد.نفسای خیلی داغش معلوم نبود از کجا میاد. "این جا"انگشت اشاره و انگشت وسطش رو از روی پوست اون(دختر) به طرف جایی که گردن و فک اون به هم وصل میشد میکشید.دقیقا روی شاهرگش! "و این جا!"دستش رو روی پوست سفید اون (دختر) تا مچ دستش کشید.شستش رو روی رگ زیرین که خون رو از قلب خارج میکنه میکشه. اون (دختر) آب دهنش رو به زور قورت میداد و چشماش رو سفت بسته بود.چون میخواست ترسی که داخل بدن ظریفش فوران میکرد رو غرق کنه.(یعنی ترسش رو کم کنه.) اون(پسر) با دستای پلاتینیومیش(یعنی خیلی قویه.) بدن اون رو از جایی که دراز کشیده بود بلند کرد و گذاشتش روی تخت. بعد دنبال چیزی توی جیب شلوار جین مشکیش گشت. یه چاقوی پلاتینیومی از توی جیبش دراورد و چراغی که خیلی نور کمی داشت رو خاموش کرد.هری مچشو با اون برید.چون میخواست یه درس زیبا و قدیمی رو تمرین کنه!یاقوت کبود آبیه با ارزشی روی دسته ی اونه که تکمیل کنندش هم یه فلز نقره ای سفید بود.تنها فلزی که میتونه به داخل پوست زیبای دختر نفوذ کنه. "تو عاشق منی دیگه درسته؟"هری ازش پرسید.هرچند که صداش متکبر و بی پروا بود ولی لایه ای از ابهام و شک در زیرین ترین قسمتش وجود داشت. "من عاشقتم هری همیشه بودم."صداش ثابت و مطمئن بود.دقیقا برعکس صدای ه
Patient N• 119 (persian translation) oleh mahiijoonz
mahiijoonz
  • WpView
    Membaca 52,110
  • WpVote
    Vote 2,249
  • WpPart
    Bab 26
"دكتر استايلز توي اتاق معاينه منتظرتون هستن" Warning ⚠️ Sexual Content * پارت ١٣ به بعد اينجا آپ ميشه * پارت هاي قبلي رو در اينجا بخونيد : http://my.w.tt/UiNb/oN48j5XRBD * يا به اين آيدي بريد : @kimnem
GLAMOR oleh Donya_aqua
Donya_aqua
  • WpView
    Membaca 42,032
  • WpVote
    Vote 6,704
  • WpPart
    Bab 36
نام: طلسم زوج: هونهان، سولی ژانر: رمنس، درام، تخیلی تعداد قسمت: ۳۵ وضعیت: تکمیل شده✅ ᯽᯽᯽ خلاصه: پدر سهون تصمیم به ازدواج مجدد میگیره و همسر جدیدش دو پسر هم سن و سال سهون داره . سهون خوشحال از این تصمیم پدرش فکر میکنه آرزوی خانواده‌ی خوشبخت و پر جمیعتش به حقیقت میپیونده ولی رفتار هایی که میبینه و گذشته‌ای که کم کم به یاد آورده میشه نتایج دیگه‌ای به همراه داره...
Wings (l.s Mpreg) [persian translation] oleh ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Membaca 79,392
  • WpVote
    Vote 11,456
  • WpPart
    Bab 22
[Completed] هری روی پله های یه مدرسه ی شناخته شده در دنیا رها شده بود و توسط مدیرش بزرگ شد. اون همه چیز و همه کس رو تا وقتی که پدرش نباشه انکار میکنه؛ تا وقتی که لویی تاملینسون از راه میرسه و هری هیچ وقت همچین چیزی رو حس نکرده بود....
Force And Hate(L.S/BDSM) oleh nitara70
nitara70
  • WpView
    Membaca 686,033
  • WpVote
    Vote 53,407
  • WpPart
    Bab 87
هری لبای خشکش رو از هم باز کرد ولی صدایی ازشون خارج نشد.لویی گفت من یه قرارداد نوشتم تو اونو امضا میکنی و بعد منم اجازه میدم بهت غذا بدن و بعدشم میتونی بخوابی.نظرت چیه فرفری؟ هری دندوناش رو از خشم روی هم فشار داد.
Are You My Father  (COMPLETED) oleh 96_nargesmd
96_nargesmd
  • WpView
    Membaca 52,007
  • WpVote
    Vote 8,898
  • WpPart
    Bab 21
بعد از سالها لویی و هری دوباره بهم وصل شدن اما اینبار توسط یک دختر! آیا لویی پدر اون دختره؟! لویی چطوری قرار بفهمه؟ Larry Stylinson Fanfiction By: 96_nargesmd cover: Tiresise