'favs🌱
36 stories
Sea's whisper [L.S | Z.M] by Namelessaa
Namelessaa
  • WpView
    Reads 197,066
  • WpVote
    Votes 44,534
  • WpPart
    Parts 60
«بهش میگن زمزمه ی دریا و اون بزرگ ترین رازی که دریا توی خودش قایم کرده.»
cause love is blind [ziam] by FaRezXx
FaRezXx
  • WpView
    Reads 22,571
  • WpVote
    Votes 360
  • WpPart
    Parts 20
برنامه ها چیده می شن تا به هم بریزن قانون ها نوشته می شن تا زیرپا گذاشته بشن قلب ها عاشق می شن تا بشکنن فکر کنم بهش می گن قانون زندگی... [ZIAM], little bit [larry] and [shiall]
Z END by niohiomio
niohiomio
  • WpView
    Reads 34,338
  • WpVote
    Votes 8,116
  • WpPart
    Parts 35
اونا میگن "عاشق شدن کار آسونیه. قسمت سخت ماجرا نگه داشتن عشقیه که پیدا کردی." توی دنیایی که داره به آخر میرسه و به جای آدما زامبیا داخل خیابوناش راه میرن، این جمله معنای کاملا متفاوتی پیدا میکنه. A Ziam Story [Highest ranking: #1 - Horror] [Completed]
Soulmates or Soul enemies? || Ziam  by fake_liam_zayn
fake_liam_zayn
  • WpView
    Reads 142,953
  • WpVote
    Votes 15,066
  • WpPart
    Parts 35
[COMPLETED] [ ابديت يا بى نهايت ... ؟ ] ∞ داستان دو پسر جوان كه رابطه خوبى با هم ندارن اما به كمكـ هم براى نجات مهم ترين آدماى زندگيشون تلاش ميكنن ، و احتمالا اونجاست كه همه چيز عوض ميشه ........
Sunrise In Hollywood(Z.M) by youcancallmemrless
youcancallmemrless
  • WpView
    Reads 126,112
  • WpVote
    Votes 17,740
  • WpPart
    Parts 76
_اسمشو چي ميذاري؟ بدگماني يا واقعيت؟ +من بهش ميگم توطئه
Part of he[Z.M] by Spzolfax
Spzolfax
  • WpView
    Reads 31,183
  • WpVote
    Votes 5,328
  • WpPart
    Parts 54
زین نفس عمیقی کشید و دستش رو تو جیب کتش فرو برد. -دیگه نمی‌خوامت؛ خسته کننده شدی! با نیشخند غلیظی گفت و نفهمید لحن سردش باعث یخ بستن قلب اون شد. اون هم نمی‌خواست اما.. مجبور بود! لیام به سمتش دوید و محکم بازوی اون رو بین ناخن‌هاش گرفت. -تو بهم.. تو بهم قول داده بودی زی تند تند پلک می‌زد تا از ریزش اشک‌هاش جلوگیری کنه اما موفق نشد و اولین قطره‌ی اشک زمانی از چشم‌هاش پایین افتاد که زین با بی‌رحمی بازوش رو از دست اون بیرون کشید. -قولی در کار نبود؛ همه‌ش بازی بود. با عصبانیت غرید و روش رو از اون برگردوند. -برو سراغ زندگیت! گفت و با اخم راه اومده رو برگشت و این لیام بود که با اشک به جای خالی اون چشم دوخت و به صدای بلند اون تو ذهنش گوش سپرد -فراموش نکن احساس من به تو واقعی ترین چیز تو این بازیه! از نظر تو شکست چیه؟! از دست دادنِ کسی؟! زمین خوردن تو راه موفقیت؟! نمیدونم.. اما از نظرِ اون.. شکست تنها و تنها رفتنش بود.. همین! رفتنی که اتفاق افتاد نه تنها قلبِ اون رو.. بلکه قلب هر دوی اون ها رو اسیر خودش کرد و حالا.. اینجا.. دقیقا کنارِ میدانِ ساعت.. دیگه چشم های اون پسر نمیخندید و این.. عمق فاجعه بود! فاجعه ای که ناخواسته رخ داده بود و اون رو کشته بود.. اما باید پا پس می‌کشید؟ Start: 5 January 2020
HURRICANE  Ziam by corneliustheghost
corneliustheghost
  • WpView
    Reads 312,116
  • WpVote
    Votes 39,093
  • WpPart
    Parts 56
به قصد پرواز تجربه کردم سقوط را ...🧿
Same mistakes Ziam  by corneliustheghost
corneliustheghost
  • WpView
    Reads 188,454
  • WpVote
    Votes 33,067
  • WpPart
    Parts 79
اکنون کجاست؟ چه می کند؟ کسی که فراموشش کرده ام!🧿
SUNLESS by DreamyNili
DreamyNili
  • WpView
    Reads 1,587
  • WpVote
    Votes 358
  • WpPart
    Parts 11
دنیای دیگه ای برای من وجود داشت که تورو بهم میداد.