Zeinab
69 stories
Fright Night(Prsian Translation) by curlyat1380
curlyat1380
  • WpView
    Reads 3,279
  • WpVote
    Votes 396
  • WpPart
    Parts 13
بیرون تاریک بود. تا جایی که میتونستم تند میدویدم به طرف پایین درختا. به عقب نگاه کردم، و 5 سایه اونا وایساده بودن " یکی کمکم کنه! " گریه کردم. به گوشه رسیدم و بطرف خیابون بعدی دویدم. چند لحظه برای گرفتن اکسیژن وایسادم. یواشکی از گوشه به بیرون نگاه کردم و اون 5 سایه دگ نبودن. راحت شده بودم شاید گمم کردن. برگشتم تا برگردم خونه ولی بعدش خوردم به پسری با موهای مشکی بهم ریخته و اون تیشرت راه راه پوشیده بود. جیغ کشیدم، اون یکی از 5 تا سایه هایی بود که دنبالم کردن. " سلام بیب " اون بهم گفت. برگشتم تا از راه دگ ای فرار کنم ولی بعدش به یه پسر دگ برخوردم با موهای کاملا سیاه و اون یه عالمه تتو داشت. اون بازوم رو گرفت و برگردوندم بنابراین صورتم روبرو اون پسره با موهای شلخته بود. خیلی محکم منو گرفته بود، نمیتونستم فرار کنم. دوباره جیغ زدم" لطفا به من آسیب نزن " التماسش کردم " خوب، ببخشید عزیزم اما متاسفانه ما هنوز شام نخوردیم، و من و پسرا گشنمونه " اون مو شلخته عه بهم گفت. 3 تا پسر دگ از پشت بطرمون اومدن. اونا گرسنه بنظر میومدن. همشون چشمای قرمز و نیش های تیزی داشتن. سعی کردم فرار کنم ولی نشد. " لطفا من التماست میکنم! " بهش گفتم. همشون شروع به خندیدن کردن. اون مو بهم ریخته منو از اون پسره گرفت و به حصار پشتم فشارم داد." ببخشید ل
Steps to his heart(Narry)(persian) by niallssm
niallssm
  • WpView
    Reads 38,813
  • WpVote
    Votes 4,952
  • WpPart
    Parts 27
ما الان دوساله که با همیم ولی هنوز حتی همدیگرم نبوسیدیم .......
The Sheriff {The Bedlamite2} by 1Dlover593
1Dlover593
  • WpView
    Reads 36,784
  • WpVote
    Votes 5,415
  • WpPart
    Parts 29
| Completed | وقتی سیستم امنیتی کشور رو به جرم فساد مجازات کرد، اسمشو گذاشتن داروغه. ولی توی گوشی لیام، هنوزم اسمش (تیمارستانی) بود. . . . ××××××××××××××××××× +15 جلد دوم فن فیک The Bedlamite |*توجه*| ×فحشای رکیک، تجاوز و روابط جنسی، فضای دارک×
Playboy L.S (Persian Translation) by Iam_writing_here
Iam_writing_here
  • WpView
    Reads 326,207
  • WpVote
    Votes 35,742
  • WpPart
    Parts 47
من اسیرش شده م ؛ اون زیادی تو حرفه ش خوبه.. هری استایلز ⬅ پلی بوی فن فیکشن لری استایلینسون به همراه کمی زیام✌ داستان در پیج اینستاگرام larry_ff_translate هم آپ میشه Best rank : #2 in fanfiction
Rental Father  L.S by story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    Reads 156,382
  • WpVote
    Votes 16,070
  • WpPart
    Parts 50
پول....پول....پول....همه چیز بر مبنای پول . شهرت، درمان، خوشبختی، آسایش، امنیت، رفتار، قضاوت، محبت، غم، شادی، کمک، صبر، عجله، چشم پوشی، خطا، درست، غلط..........و حتی........تحصیلات. پس میتونم این دو خطو توی نصف خط خلاصش کنم. زندگی بر مبنای پول.....آره اینم یه نوع زندگیه....زندگیهه که برای بدست آوردن پایش ( پول ) دست به کارایی میزنی که حتی خودتم فکرشو نمیتونی بکنی.
Forever (Larry Stylinson) by sima_jm
sima_jm
  • WpView
    Reads 481,379
  • WpVote
    Votes 50,950
  • WpPart
    Parts 85
زندگی کردن تو دنیا یعنی سختی کشیدن... یعنی واسه به دست آوردن چیزی که بهش علاقه داری باید تموم تلاشت و بکنی... باید واسش بجنگی؛ چون دنیا بهشت نیست!! عشق، یعنی علاقه ی شدید! و من برای به دست آوردن کسی که عاشقشم، در برابر دنیا می ایستم... . . . بالاترین رتبه(فن فیکشن های فارسی) : #1
The novel I'll never write [ H.S ] by walkwithscissors
walkwithscissors
  • WpView
    Reads 1,472
  • WpVote
    Votes 227
  • WpPart
    Parts 12
آدمای زیادی هستن که دوستای زیادی دارن ولی تنهان، آدمایی مثل من. آدمایی که درد براشون مثل یه نیازه، مثلِ یه وعده غذاییه، آدمایی مثل من. آدمایی هستن که میشه بهشون گفت دیوونه. آدمایی مثل من!
✏پسرخاله لویی by S0193N
S0193N
  • WpView
    Reads 3,266
  • WpVote
    Votes 322
  • WpPart
    Parts 15
خب باید بگم که این داستان درباره یک جفت دخترخاله و پسرخاله است که به هیچ شکلی نمی تونن باهم کناربیان. امید وارم خوشتون بیاد.^~^
✴I'm a Were Wolf by S0193N
S0193N
  • WpView
    Reads 2,360
  • WpVote
    Votes 170
  • WpPart
    Parts 10
همه چیز از یه توییت شروع شد..و بعدش یه شب بارونی و یه زخم...
Pretty little lair [L.S] by xxsaba
xxsaba
  • WpView
    Reads 3,631
  • WpVote
    Votes 79
  • WpPart
    Parts 4
درد نفرين أبدي من چيزي ك بهش محكومم شيطان چيزي ك اون بود و من؟ دروغ چيزي ك من بودم . . . . . . شامل صحنه هاي خشن و سكس مكرر خود كشي و...