nzninshkti's Reading List
26 stories
🌗New World🌓 by R_Venus
R_Venus
  • WpView
    Reads 32,941
  • WpVote
    Votes 5,434
  • WpPart
    Parts 7
[ COMPLETED ]✔️ ✨خلاصه: کیم تهیونگ پسری هجده ساله است که به دنبال کشتن خودشه. با عوض کردن محل زندگیشون، تهیونگ با تفکر اینکه می‌تونه بالاخره از این زندگی خلاص شه، به دنبال جایی برای کشتن خودش در خونه جدید می‌گرده؛ اما به طور اتفاقی در مخفی‌ای رو پیدا می‌کنه که... ‌ • ────── ✾ ────── • _"برای اینکه بهم برسیم هیچ راهی جز جدایی نداریم تهیونگ؛ هیچ راهی. قول می‌دم زود برگردم و قول بده فراموشم کنی." _"من شجاعت دوست داشتنتو پیدا کردم؛ این راه نیست؟!" +"نه تهیونگ. تا وقتی اونا اون بیرونن و ما این تو و تا وقتی تو توی این دنیا باشی... هیچ راهی نیست. باید بری قبل از اینکه پیدات کنن. نمی‌خوام کسی که دوستش دارم رو جلوی چشم‌هام از بین ببرند." • ────── ✾ ────── • 🌗نام فیک: دنیای جدید 🌗کاپل: کوکوی 🌗ژانر: تخیلی /کمی طنز/ عاشقانه 🌗تعداد پارت: 7 🌗نویسنده: R_venus✨ • ────── ✾ ────── • امیدوارم لذت ببرید 💞 • ────── ✾ ────── • 🌗Best ranking: #2 تخیلی #3 تخیلی
Brothers (Taekook) by katayoon_malik
katayoon_malik
  • WpView
    Reads 254,997
  • WpVote
    Votes 30,067
  • WpPart
    Parts 27
*به من نگو هیونگ،من برادرت نیستم* **پس چی باید صدات کنم؟** *ددی*
Wicked for Your Voice || Vkook √ by saharlee
saharlee
  • WpView
    Reads 167,946
  • WpVote
    Votes 19,958
  • WpPart
    Parts 33
عشق تو برای من یه سوال بود. یهو یه روز از یه جا پیدات شد و من رو عشق خودت صدا کردی. راه میرفتی و جار میزدی که من عشق توام با اینکه قبلا اصلا همدیگر رو ندیده بودیم. و تو نمیتونستی صدای اعتراض من رو بشنوی. نه اینکه مشکلی نداشته باشم، نه! حقیقت این بود که من نمیتونستم حرف بزنم. شرارت رو توی چشمات میدیدم. تو اون چشمای مشکیت همیشه یه برق شیطنت بود و من خیلی زود فهمیدم که این شرارتی بود که ناخواسته همه رو درگیرش کردی. « شرارتی برای صدای تو » Best Ranking: #1 vkook 😭 #1 taekook #1 bangtan #1 kookie #1 kookv #1 army
City of stars  by minyoongii1993
minyoongii1993
  • WpView
    Reads 842
  • WpVote
    Votes 79
  • WpPart
    Parts 1
City of stars ✨ <شهر ستاره ها> ▪ Angst , Happy end 🛡 #yoonjin 🔻 يونگي و جين دو پسر پروشگاهي هستن كه با 18 سالگي جين بايد از هم جداشن. يونگي اينو نميخواد پس تصميم ميگيرن فرار كنن اما بعد از فرار همه چي خوب پيش نميره....
Memories of Tired 😴  by minyoongii1993
minyoongii1993
  • WpView
    Reads 1,564
  • WpVote
    Votes 140
  • WpPart
    Parts 1
Memories of Tired 💤 💌 <دلنوشته هاي يك خسته> ▪ Fantasy , Fluff , Comedy , happy end 🛡 #yoonmin , #yoonseok 🔻يونگي پسري كه زندگيشو به طور روزمره ميگذرونه با ورود يه روح به زندگيش بايد كارايي كنه كه هيچوقت فكرشم نميكرد...اون بايد به اين روح كمك كنه ....!
Wait for you to come back home  by minyoongii1993
minyoongii1993
  • WpView
    Reads 1,026
  • WpVote
    Votes 142
  • WpPart
    Parts 1
12 نوامبر 2018 6 سال از نبود تهيونگ ميگذشت و من تنها بودم... خبري ازش نداشتم...نميدونستم اينجاست يا نه...نميدونم حالش خوبه يا نه...نميدونم منو يادشه يا نه...نميدونم عكسامونو داره...؟! نگهشون داشته؟! تو جيب شلوار جين پاره پورش يا گردنبدي كه وقتي 16 سالم بود براي خودم خريدم ولي گذاشتمش تو كوله پشتيش... فقط اينو ميدونم كه هر روز بعد از تموم شدن كلاساي دانشگام جلوي همون خونه كه حدوداً يكسال باهم توش زندگي كرديم مي ايسم و منتظر ميمونم تا بياد. گاهي هم موقع برگشتن زير اون چراغ برق قديمي مي ايستم و بهش تكه ميدم. جايي كه آخرين بار بغلم كرد و... با اينكه مطمئن نيستم ولي هر روز اينكارو انجام ميدم چون گفت منتظرم بمونتا برگردم خونه... پس منتظر ميمونم تا برگردي خونه!
Stay with me by ace_vinchi
ace_vinchi
  • WpView
    Reads 24,078
  • WpVote
    Votes 3,587
  • WpPart
    Parts 17
یونگی به خاطر تصادف سختی که ۱۵ سال پیش داشته هر شب با خاطرات جدیدش خداحافظی می‌کنه و به همون پسر بچه ۷ ساله که می‌خواست با خانواده‌ش به پیک‌نیک بره برمی‌گرده و جیمین باید هر روز دوباره با یونگی ۷ ساله سر و کله بزنه! کاور از: @Emethod ♡ این داستان برومنسه، فرندشیپ! اگه انتظار اسمات و رابطه‌ی همجنس دارید، لطفا اسکیپ کنین
Tongue tie by akamx__9
akamx__9
  • WpView
    Reads 8,822
  • WpVote
    Votes 936
  • WpPart
    Parts 6
پارک جیمین پسری که تو ارتباط برقرار کردن با افراد مشکل داره بخاطر همین توسط همکلاسیاش اذیت میشده پس مجبور میشه مدرسه شو عوض کنه اما عوض کردن مدرسش باعث خوب شدن اوضاع میشه یا فقط بدتر میشه؟
Memories of buried dreams of two psychical  by minyoongii1993
minyoongii1993
  • WpView
    Reads 13,084
  • WpVote
    Votes 1,960
  • WpPart
    Parts 32
Memories of buried dreams of two psychical 📿 <خاطرات مدفون شده در روياي دو رواني> 🔻 +عشق ما...به جایی نمیرسید...تو یه خلافکاری...یه قاتلی...چطور میتونستم عاشقت باشمو باهات زندگی کنم؟عشق ما پایان خوشی نداره... نامجون با خشم اسلحه و از پشته کمرش در اورد و سمته جین گرفت و با صدای دورگه ای گفت: - پایانو نشونت میدم...همین جا...همین الان... بنگ! صداي گلوله همه جا پيچيد....
خون آبی ✥ نامجین؛ یونمین؛ ویکوک by maedeh1
maedeh1
  • WpView
    Reads 367,554
  • WpVote
    Votes 62,251
  • WpPart
    Parts 61
تو جامعه ای که رنگ خون تعیین کننده ی طبقه ی اجتماعیه نمیشه دنبال عدالت گشت. شعار مدرسه ی ما این بود... درد زیباست. - پارک جیمین