Ziam 2
7 قصص
"In The Heat Of The Night"●|ziam|●-persain بقلم sevda_oll
sevda_oll
  • WpView
    مقروء 6,424
  • WpVote
    صوت 1,002
  • WpPart
    فصول 15
لیام نتونست بخاطر زین چیزی که هست رو تغییر بده اما اون تلاش میکرد تا شخصیتش رو تغییر بده اون از زین دفاع میکرد حتی به بهایه از دست دادن جونش و زین با عاشق شدن به لیام اجازه داده بود تا یه قاتل وارد زندگیش بشه و به یه هیولا اعتماد کرده بود اما چی میشد اگر واقعیت رو میفهمید؟ ایا انسان میتونه عاشق هیولایه کابوس هاش بشه؟ 🚫بر اساس "واقعیت"
RAILROAD[Z.P] بقلم whereredmeetsyellow
whereredmeetsyellow
  • WpView
    مقروء 5,015
  • WpVote
    صوت 1,085
  • WpPart
    فصول 19
"سلام" اون کی بود؟ نمیتونم بگم نشنیدم.
DREAM DANCER [NEW][L.S][Z.M] بقلم larry_ff_dd
larry_ff_dd
  • WpView
    مقروء 502
  • WpVote
    صوت 50
  • WpPart
    فصول 2
زندگی ازونجایی تصمیم گرفت اونها باهم آشنا بشن که بهشون یه نقطهٔ مشترک داد "رقص" ✏این فقط یه داستان نیست و راجب مشکلات ترنس جندر هاس..
dont forget me (Ziam) بقلم Ziam12346
Ziam12346
  • WpView
    مقروء 4,744
  • WpVote
    صوت 208
  • WpPart
    فصول 9
ل:خواهش میکنم لعنتی اینکارو نکن!!!
BROTHERS | Z.M بقلم ziam_fanficc
ziam_fanficc
  • WpView
    مقروء 477
  • WpVote
    صوت 38
  • WpPart
    فصول 1
خب شده فکر کنین بدبخت ترین ادم رو کره زمین شمایین؟ یه دقیقه خودتون رو جای من تصور کنید ... با همه شور اشتیاق رفتین مادرتون که 18ساله ترکتون کرده رو ببینید -در باز میشه و شما پسری رو میبینید که تقریبا عاشقشید و اون به شما میگه که ازتون متنفره و شما برادرش هستید -اینم دومین گناه بزرگه زندگیم ..‌. "من عاشق برادرم شدم"
Revolver(read It In @ZyumMayne) بقلم Ziaammmm
Ziaammmm
  • WpView
    مقروء 232
  • WpVote
    صوت 8
  • WpPart
    فصول 5
Revolver رو سرچ کنین و فنفیک و بخونین:) پیج جدیدمو فالو کنین پلیز @ZyumMayne
Call me Alien(L.S Z.M) بقلم miss_melody22
miss_melody22
  • WpView
    مقروء 1,543
  • WpVote
    صوت 170
  • WpPart
    فصول 7
به من بگو دیونه... به من بگو قاتل... به من بگو مجرم... آره‍ درسته ،من هستم اما تاحالا از خودت پرسیدی چی باعث شد من از ی پسر بچه ی ساده تبدیل بشم به سردسته ی بزرگترین باند مافیای انگلستان؟! نه‍ ..... اما من بهت میگم عشق...»