+از من دور شو،من سیاهم،نمیبینی؟مثل اسمم.دیگه رنگی وجود نداره
-تو سیاه باش منم می شم سفیدت،درسته دنیا سیاهو سفیده ولی بازم ما همو کامل می کنیم.
+ادمای سیاه و سفید از عشق محرومن.دیگه هیچی مثل قبل نیس.
-بزار ثابت کنم ما محروم نیستیم...
+تو قرار نیس بیای توی این سیاهی.این در همیشه روت بسته میمونه.تو غیر ممکن میمونی.
A letter from the black one:
یه زمانی تویه دنیای دیگه ما یه زندگی داشتیم.اون زمان من عشقو راه دادم.من تورو توی قلبم راه دادم
به خیال خودم می تونستم همه چیزو بهت بدم.میتونستم برات خلاف کنم اگه"ما"یک خلاف بودیم.میتونستم به خاطرت اسمایی که اون ادمای سیاه و سفید روم میذاشتنو تحمل کنم چون توی اون زندگی.توی اون دنیای سیاه و سفید رنگین کمون بودنه منو تو برام با ارزش ترین چیز دنیا بود.سنم کم بود ولی نه اونقدر کم که نفهمم.نه اونقدر کم که رنگهامون رو نبینم.
ولی من این زندگیرو دور انداختم.مجبور شدم.اسیر شدیم.دنیای رنگین کمونی مون نابود شد و من تورو توی قلبم گذاشتموحبست کردم.درشو بستم و کلیدشو انداختم دور و تو توی تاریکی درونم گم شدی.من از اون دنیا اومدم بیرون توروهم کشوندن بیرون و سیاهو سفیدمون کردن.و من نمیتونم دره این یکی دنیارو هم به روت باز کنم.من دیگه نمیتونم تورو وارده این فیلم سیاه و سفید کنم و این در برای تو
[Completed]
《او یک خاطرهی سیاه بود...》
رنگها قسمت دوم : سیاه و کبود
اون پیرهن مشکیش رو برام گذاشت و پیرهن آبیم رو با خودش برد و حالا من موندم و سیاهیها و کبودیهام...
Thanks for Perfect cover: @IWONTBETHEONE
آندی تصمیم گرفت زندگی هترو سکشوالی داشته باشه بعد از اینکه 17 سال پیش دوتا مادرهاش از هم جدا شدند . اما آیا اندی میتونه رو سر حرفش بمونه وقتی یک مدل و بازیگر جذاب اعتراف میکنه که بهش علاقه داره؟
---------------------------
+اسم؟
_زین مالیک
+خانواده؟
_یه بابای اعصاب شخمی و 3 تا خواهر
+مشکل؟
_افسردگی شدید
+خب...همین؟
_اره همین!اون اصلا حرف نمیزنه!
+چرا؟
_من چه گوهی میدونم پسر؟اون فقط خیلی ضعیف و احمقه!
°°°°°°°°°°°°°°°°°
چی میشه اگه زین افسرده و ساکت باشه و به مدرسه ی شبانه روزی ای بره که باعث ایجاد تغییری تو روند فلاکت بار زندگیش بشه؟
خب البته... بدبختی اسم وسط زینه... فک نکنم به این راحتیا ولش کنه...
___________
یه داستان کاملا متفاوت!
#Zouis #Ziam
نوشته شده توسط:
@kay-rh
{• completed •}✔