Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
میخوام بخونم
189 stories
G.Y.R by purple_lopo
purple_lopo
  • WpView
    Reads 12,527
  • WpVote
    Votes 606
  • WpPart
    Parts 23
Green.Yellow.Red سبز.زرد.قرمز ___________ ژانر : بزرگسالان ، اسمات ، بی دی اس ام ، گی، انگست ،کینک، ارباب برده ___________ کاپل : ویکوک ___________ وضعیت آپ : در حال آپ ___________ ‌تکه انتخابی داستان: -جناب رئیس امروز جلسه های شما رو با گروه غذایی سان شاین کنسل کردم + واسه چی ‌.. امروز به اندازه کافی تایم داشتم ، میتونستم به تمام جلسات برسم -اینطور نیست..امروز عصر برنامه های کاری شما پره نگاهش رو از روی برگه ها بالا آورد و به پسر رو به روش خیر شد نگاه های اونو بهتر از هر کس دیگه ای می‌شناخت خندید و خودکار توی دستش رو روی میز گذاشت و دست به سینه شد و تکیه اش رو به صندلی محکم کرد و به ساعت پشت سر پسر رو به روش نگاه کرد + که اینطور - بله رئیس.. همینطوره چشمش رو از ساعت گرفت و به پسر رو به روش خیره شد پسر رو به روش خنده ای تمام دندون زد و پشتش رو کرد تا از در بیرون بره + ساعت چند باید سر قرار‌ عصرگاهیم باشم صداش رو به حدی پایین آورد که فقط هر دوشون بشنون + ارباب.. پسر رو به روش سمتش چرخید و با چهره ای کاملا جدی لب زد - ساعت ۶ و نیم باید اونجا باشید رئیس و بعد خیلی سریع از در خارج شد _____________ این داستان صحنه های باز و خشن و درجه بالایی از اس ام رو نشون میده لطفا اگر نمیتونید اینجور چیزا رو تحمل کنید یا علاقه ای ندارید ، نخونیدش
" 𝐁𝐥𝐮 𝐞 𝐑𝐨𝐬𝐚 " 𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝 • by kimfamily_7
kimfamily_7
  • WpView
    Reads 104,431
  • WpVote
    Votes 15,741
  • WpPart
    Parts 40
_ بابای من، از بابای تو متنفره! + خب که چی ؟! بابای منم همینطور! . وقتی نامجون، مهندس معمار پروژه رو اخراج میکنه و توی سایت دنبال یه مهندس معمار با ویژگی های خاص میگرده، چشمش به رزومه ی مستر کیم میخوره! و چی میشه وقتی میفهمه اون پسر، همون مردیه که تا سر حد مرگ ازش متنفره؟! کاپل اصلی= نامجین( به همراه فسقلیاشون، تهکوک) کاپل فرعی= یونمین ژانری= طنز / عاشقانه/ کمی درام/ امپرگ . in #namjin in #vkook in #fanfic in #yoonmin in #bts in #bts
jälkiistunto (Detention) by Avi397
Avi397
  • WpView
    Reads 24,189
  • WpVote
    Votes 2,180
  • WpPart
    Parts 39
عجیبه امروز با پسری که اصلا فکرشو نمی کردم کار خلافی توی مدرسه بکنه، توی تنبیه بودم... این فیک هم یکی از همون کلیشه های مدرسه ای همیشگی هست ولی اکثر فیکای مدرسه ای توی فضای دبیرستان های کره یا آمریکا اتفاق میوفته. ولی ما قراره یه سفر کوتاهی به دبیرستان های نوردیک داشته باشیم. فصل اول کاپل کوکوی
𝐅𝐨𝐫𝐠𝐞𝐭 𝐦𝐞!  by SHAHDOKHT_4543
SHAHDOKHT_4543
  • WpView
    Reads 45,902
  • WpVote
    Votes 4,821
  • WpPart
    Parts 30
⊹ 𝐅𝐨𝐫𝐠𝐞𝐭 𝐦𝐞! ⊹ بیگناه ترین فردی که قربانی یک انتقام میشه .... " _چرا من لعنتی؟ چرا من؟ چرا تقاص اشتباه های اون رو از من گرفتی ؟ _چون عزیز تر از تو کسی براش نبود ضربه خوردن تو باعث شکستن کمر اون میشد ..... " ◆Genre : Omegaverse. Revenge. Mperg. Romance. Drama. Smut. ◆Main Couple : KOOKV ◆Writer : shahdokht✨️ ⵂ @Taekook_p ⵂ تاریخ شروع فصل اول : 1403/05/12 02:18 تاریخ پایان فصل اول : 1404/01/28 16:04 تاریخ شروع فصل دوم : 1404/04/05 23:30
Smell of blood by Itsherprincess
Itsherprincess
  • WpView
    Reads 10,910
  • WpVote
    Votes 1,659
  • WpPart
    Parts 105
"همیشه فکر میکردم بدون عشق زاده شدم، مثل اسمم، از دل تاریکی. اما... به نظرت خوشحالی چه رنگیه؟ من میگم مثل رنگ چشماشه!" دنیایی که خدا اون رو رها کرد و جهنمش، به دست یک خاندان نفرین شده افتاد. حکومتی که همیشه پر از زجر برای پادشاهانش بود، چه میشد اگر پای یک فرشته به قلب شاهزاده باز شود؟• ژانر: Vampire Supernatural Gay Romance Dark Drama [این داستان فیک نیست]
「MY MANSI」 by yohatsu
yohatsu
  • WpView
    Reads 2,253
  • WpVote
    Votes 287
  • WpPart
    Parts 26
خلاصه: یوهان پسره هکری از کره جنوبی که از سن کم تو یه گنگ کار میکنه... یونگ مردی سرد و اروم که مدل شناخته شده‌ در سطح بین‌الملل ولی در اصل یه مافیاست... چی میشه اگه یوهان اشتباهی سیستم مرد مافیاییمون و هک کنه و اون بفهمه و بره سراغش؟ ◤──•~❉᯽❉~•──◥ _"میدونی هیون... من درونم از تنهایی یخ زده ولی اون مرد با حرفایی که بزور از بین لباش بیرون میاد و نگاه‌ هایی که انعکاسی از تاریکی شبه داره یخ‌های درونم رو ذوب میکنه...!" ◣──•~❉᯽❉~•──◢ _" بیبی من... وقتی با چشمای اشکی و بدن لرزونت اینجوری بین بازوهام شل‌ میشی، دلم میخواد جای من بودی و خودتو می‌دیدی که چقدر دوست داشتنی میشی..." »»-----------► Genre: bl, romance, mafia, smut, action Writer: Yohatsu Telegtam: @My_mansi
The portraitist [Completed] by sabaajp
sabaajp
  • WpView
    Reads 171,186
  • WpVote
    Votes 31,694
  • WpPart
    Parts 77
صورتگر ژانر: زندگی اجتماعی، روانشناختی، رمنس، درام، اسمات🔞 کاپلها: چانبک،کایسو ********************************************* خلاصه: یک پسر خوش گذرون، بدنام، بی ادب و بیخیال و یک پسر مهربون، با ادب، منظم و خوش اخلاق بکهیون بیخیال و خوشگذرون به درخواست پدرش از پاریس به کره برمیگرده تا ریاست رستوران خانوادگیشون رو به عهده بگیره. بدنامی های بکهیون باعث نگرانی خواهر و برادرش درمورد اعتبار رستوران میشه و سعی میکنن با اذیت کردن بک مجبورش کنن به پاریس برگرده اما بک حاضر نیست به این راحتیا درمقابل اون دو نفر کوتاه بیاد. برای همین به یه آپارتمان ساده در مرکز شهر نقل مکان میکنه تا از دستشون راحت شه. چی میشه اگه بک با پسر نقاشی همسایه شه که از لحاظ شخصیتی کاملا با خودش متفاوته و نمیتونه با افراد گستاخ کنار بیاد؟ این همسایگی در آخر به کجا ختم میشه؟ *********** 🌸 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣'𝕤 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 :@𝚜𝚊𝚋𝚜𝚊𝚋_𝚒𝚗𝚏𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕🌸
𝑳𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒅𝒂𝒓𝒌𝒏𝒆𝒔𝒔 by fully00
fully00
  • WpView
    Reads 85,061
  • WpVote
    Votes 13,004
  • WpPart
    Parts 54
تهیونگ یه الفاست که اعتقادی به عشق نداره،اون به خوشگذرونی هاش ادامه میده با وجود اینکه جفتش رو پیدا کرده... کارما بازی بدی رو با امگای ما شروع کرده بود! ༺┈──-----⁣──┈༻ کاپل اصلی: تهکوک کاپل های فرعی: یونمین،نامجین،هوکی ژانر: امگاورس،ومپایر "اسمات ندارد"
True heir 1 [Completed] by Viaiba
Viaiba
  • WpView
    Reads 83,178
  • WpVote
    Votes 14,762
  • WpPart
    Parts 48
سال ۱۹۴۰ زمانی که ژاپنی ها کشور کره رو تسخیر کرده بودن بکهیون زندگی عادی با خانواده مهربون توی یه روستای کوچیک سرسبز نزدیک مرز ژاپن داره ..ولی چی میشه که با اومدن خانواده اشرافی پارک به اون روستا همه چیز بهم بریزه؟؟ زندگی روی وحشتناک و سختشو بهش نشون میده.. بکهیون نمیدونه چطور باید کنار کسی که خانوادشو سلاخی کرده زندگی کنه?! TRUE HEIR 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑪𝒉𝒂𝒏𝑩𝒂𝒆𝒌_𝑯𝒖𝒏𝑯𝒂𝒏 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: angst / romance / mystery / smut / rough '''''~~~'''''~~~'''''~~~''''' _اگه..اگه نتونم فرار کنم چانیول منو میکشه...این اخرین فرصتمه ... بکهیون بعد از گفتن حرفش با التماس به مرد مقابلش چشم دوخت تا راضی بشه و بزاره بره ولی اون مرد بدون هیچ حسی بازوشو گرفت و به جلو پرتش کرد ..بک جلوی پای کسی زمین خورد..کسی که عطرش براش خیلی اشنا بود سرشو به ارومی بالا اورد و توی چشمای به خون نشسته چان نگاه کرد ..نفسش گرفت و سعی کرد خودشو عقب بکشه ولی چان زودتر عمل کرد و پاشو روی دست بک گذاشت و به شدت فشارش داد جوری که بک از درد جیغی کشید .. _ کجا میخواستی بری بک؟؟؟ همسر عزیزم ..