[persian translation]
•ترجمه برای مدتی متوقف شده•
از نظر مردان قانون، اون روحی بود که هرگز دستشون بهش نمیرسید.
اون برای CIA «آدمی که کارها رو گرهگشایی میکنه» بود.
اگه از بیرون نگاه کنید، اون فقط یه میلیاردر بود که کلابهای شبانه داشت.
اون یه روح بود که با وارد کردن یه کوکائین پونزده میلیارد دلاری به کشور، آغاز به نوشتن افسانهی خودش کرده بود و سابقهی کِیفَریش پر بود از قاچاق، جنایتها و باجگیریها.
اما اون برای هری استایلز، مثل یه نیمه شبِ ابدی بود.
[Completed]
لویی به تازگی به همراه دوست پسرش یه خونه ی پنج خوابه خریده. ولی دوست پسرش بهش خیانت می کنه پس لویی اون رو از خونه پرت می کنه بیرون... با این حال خونه رو خیلی دوست داره و یه آگهی در اینترنت می ذاره تا بتونه این خونه رو با چند نفر شریک بشه...
که این همخونه ای ها شامل نایل، یک برنامه نویس الکلی، زین، یه معلم جذاب پیش دبستانی، لیام، یه استریپر مهربون و هری،یه روانشناس جنسی عجیب میشه!
و لویی درباره ی همه ی این ها اصلا مطمئن نبود...
Written by: @Crypticfangirl
Translated by: @Vampire_sh17
Larry+a little bit of ziam 👬
Strong language ⛔
Drug using🚫
Smut🔞
#1 in, onedirection
لویی از زندگی بیزاره و هری عاشق زندگیه....
یا، داستان نویسنده ای که شیفته یه استریپر میشه
و استریپری که عاشق یه نویسنده میشه.
تنها تو یه شهر و خوندن تو یه بار نمیتونه زندگی ایده آل کسی باشه..اما زندگی میتونه واست نقشه هایی داشته باشه..
حتی میتونه به یکی از اعضای بزرگترین بوی بند دنیا تبدیلت کنه!
و بهت بفهمونه که عشق پیدات میکنه..مهم نیس هرکجای دنیا که باشی...