💛❤My cute ZIAM❤💛
122 stories
Look Me In The Eyes(ziam AU) de setidarcy
setidarcy
  • WpView
    Leituras 12,557
  • WpVote
    Votos 2,570
  • WpPart
    Capítulos 28
من مطمئنم چشمات میتونست زندگیمو عوض کنه، منو شیفته‌ی خودت کنه و کاری کنه جلوت زانو بزنم اگر فقط میتونستم به چشمات نگاه کنم.. باید به چشمات نگاه میکردم...
stepfather de sheyda_123ziam
sheyda_123ziam
  • WpView
    Leituras 89,607
  • WpVote
    Votos 8,874
  • WpPart
    Capítulos 50
[completed] این استوری عشق بین یه پسر و یه پدر خواندست که باید مخفی بمونه .. ❌🔞صحنه های خشونت آمیز و تجاوز
would you love me?  de setidarcy
setidarcy
  • WpView
    Leituras 105,678
  • WpVote
    Votos 14,518
  • WpPart
    Capítulos 40
میشه عاشقم باشی؟ هشدار: این فن فیک شامل صحنه‌هاییست که شاید زیام هارتتون رو به درد بیاره :))))) مطمئن شید که همه رو باهم میخونید ؛)
Here you are  [z.m_l.s] de rayan1998tab
rayan1998tab
  • WpView
    Leituras 128,965
  • WpVote
    Votos 16,632
  • WpPart
    Capítulos 53
محتواي +١٨ داره و لطفا اگه دوست نداريد نخونيد.. هیچوقت نمیتونست چشماشو، اون لحظه که بهش سرزنش تلخی میزد از یاد ببره.. چشمای افسونگری که تهدید کننده و وعده دهنده اونو به بازی گرفته بود... دوگوی سبز جذاب و پر حرارتی، که همه هستی لويى رو تا اونجایی که از فکر بشر عاجزه به سمتش میکشید..
unconditional love de sheyda_123ziam
sheyda_123ziam
  • WpView
    Leituras 36,442
  • WpVote
    Votos 4,417
  • WpPart
    Capítulos 33
[completed ] از اونجایی شروع شد که پسر شیطون دانشگاه عاشق یه پسر آروم با جذبه میشه و این پسر شیطون هر کاری واسه جلب توجه پسر آروم با جذبه دانشگاه میکنه اما کی گفته داستان عشقشون بدون غم ناراحتییه؟؟؟؟. بر اساس یه داستان واقعی با تغییر شخصیت های داستان. ❌
Mistake [z.m_l.s] de rayan1998tab
rayan1998tab
  • WpView
    Leituras 44,130
  • WpVote
    Votos 4,579
  • WpPart
    Capítulos 23
داستان زيام و زويي و لرري و تري سام داره لطفا زير ١٧ سال نخونه ممنون لیام- اون خیلی مسته.... فک نکنم بتونه به ما سرویس بده زین از کنار پنجره به پسر نگاهی انداخت و با لبخند شیطانی جواب پارتنرشو داد. زین- اون خوشگله.. و گی گفته ما منتظر میشیم تا اون به ما سرویس بده؟ لیام شروع کرد به بوسیدن صورت پسر اول از چشماش شروع کرد و متوجه شد پسر اروم چشماشو باز کرد چشمای ابی درشتش با دیدن مرد درشت تر شد با متوجه شدن دستای و دهن بستش شروع کرد به تقلا کرد. لیام- اوه دیر راه برگشتی نیست.
Diplomat ~ by : Atusa20 de atusa20
atusa20
  • WpView
    Leituras 198,068
  • WpVote
    Votos 33,531
  • WpPart
    Capítulos 63
-من نخست وزیرم لیام...این مسخره بازیو تمومش کن +تو نخست وزیری منم همسر نخست وزیرم...این بحثم همینجا تمومه a story by : Atusa20 No. 1 in fanfiction 😎
Free Fall /Ziam~ By Atusa20 de atusa20
atusa20
  • WpView
    Leituras 250,520
  • WpVote
    Votos 34,041
  • WpPart
    Capítulos 77
+چند وقته تو آموزشی ای؟؟ -سه ماه! یه پک به رول ویدش زد +از اینکه منتقل شدی ناراحتی؟ -نه ولی دوست دخترم میگه خیلی از ما دوری! +ما؟ -آره دیگه دوست دخترم حامله است!! #1 in fanfiction --------- Start : 28 jan 2018 Compelet: 19 july 2018
Daddy And Love / Ziam ~ By: Atusa20 de atusa20
atusa20
  • WpView
    Leituras 15,644
  • WpVote
    Votos 2,452
  • WpPart
    Capítulos 6
اسم من زین مالیکه... من با پسرم دیون مالیک که چهار سالشه زندگی میکنم حدود چندماهه که با همسایم لیام پین قرار میذارم پسرم و لیام رابطه ی خیلی خوبی دارن اونقدر که گاهی حس میکنم فراموش شدم و اون دوتا بیشتر اوقات با همن... دیون از رابطه ی من و لیام خبر داره و لیام رو مادر خودش میدونه و لیام اینو خیلی دوست داره a Ziam Mayne Short story