razi_army's Reading List
7 truyện
COLORS | VKOOK-HOPEMIN bởi V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    LẦN ĐỌC 517,250
  • WpVote
    Lượt bình chọn 56,727
  • WpPart
    Chương 61
رنگ ها🎨 دل بستن به کسی که تمام شهر دلداده‌ی اون بودند آسون نبود... پسری که با موهای بلند پرکلاغیش یک شبه از میون رویاهاش سر در آورده و حالا تمام هستی رو ازش گرفته بود! دل به کسی بسته بود که میون رنگ ها غلت می‌خورد، رد بدن برهنه‌اش رو روی بوم‌های سفید به جا می‌گذاشت و حالا اون رو به همخوابی روی بوم با بدن‌های برهنه و رنگی دعوت می‌کرد. " امشب این‌طوری با من می‌رقصی... با پاهای رنگی روی بوم" 🌈✨ writer: @Moonlike_Rmy couple: Vkook - Hopemin Genre: Secret
Forest ♧ HopeMin ♧ bởi Razi_Moon
Razi_Moon
  • WpView
    LẦN ĐỌC 109,289
  • WpVote
    Lượt bình chọn 20,241
  • WpPart
    Chương 50
هوسوک خون آشامی که صد ها سال تنها زندگی کرده یک روز با یک ماشین تصادف کرده رو به رو میشه و به جای اینکه بزاره نوزادی که توی آغوش مادر مرده اش گریه میکرد مثل خانوادش بمیره اون رو به کلبه ی خودش میاره و بزرگش میکنه... ژانر: سوپرنچرال - درام - رمنس نویسنده: Razi and Moonlike کاپل: hopemin
All I Want || HopeMin bởi millennium_story
millennium_story
  • WpView
    LẦN ĐỌC 7,057
  • WpVote
    Lượt bình chọn 1,041
  • WpPart
    Chương 20
جیمین به رودخانه هان که زیر نور خورشید میدرخشید خیره شد. هوسوک عاشق این منظره بود. بیشتر وقتها که میومد توی این اتاق، هوسوک رو پشت پنجره میدید. جیمین بهش یه لیوان چای سبز میداد و بعد خودش با کمک هوسوک لب پنجره مینشست. بهم لبخند میزدن، نسیم صورت دو نفرشون رو نوازش میکرد و خورشید هردوشون رو از همیشه درخشان تر نشون میداد. توی این زمان، هوسوک از فرصتش استفاده و صورت جیمین رو بوسه بارون میکرد. نور خورشید، عطر چای، نسیم و بوسههای عاشقانه... چطور میتونست با وجود این خاطرات دلش برای هوسوک تنگ نشه؟ ******* کاپل: هوپمین/ یونجین / یونمین ژانر: رمنس/ جنایی/ انگست نویسنده: نفس 1 in #JinMin
Last Keeper + Season 3 updating 🔰 bởi maedeh1
maedeh1
  • WpView
    LẦN ĐỌC 91,360
  • WpVote
    Lượt bình chọn 18,436
  • WpPart
    Chương 109
خونه رو ترک کردم. تمام چیزی که اون روز با خودم داشتم کوله پشتی و تخته اسکیتم بود، به علاوه ی مبلغ نسبتا قابل توجهی پول که پدر بزرگم برام به ارث گذاشته بود. خوشبختانه سن قانونی در مورد وراثت تو کشور من 16 سال بود و وقتی دو ماه پیش پدر بزرگ ما رو ترک کرد پول نسبتا زود به حساب من واریز شد. بنابراین دیگه دلیلی نداشت که اونجا بمونم. بهتر بود از اون ساختمون بی روح که تقریبا 17 سال بهش می گفتم خونه می رفتم اون دو نفری که با عنوان پدر و مادر این چند سال بین دعواهاشون تلاش می کردن زندگی من رو هم کنترل کنن تنها می ذاشتم. از اونجا دور شدم بدون اینکه بخوام دوباره در این باره فکر کنم. بیرون از اونجا من آزاد بودم که که ایده هام رو به واقعیت تبدیل کنم برنده ی جایزه فیکشن سال در سال 95 توسط امپایر فیک
خون آبی ✥ نامجین؛ یونمین؛ ویکوک bởi maedeh1
maedeh1
  • WpView
    LẦN ĐỌC 369,522
  • WpVote
    Lượt bình chọn 62,327
  • WpPart
    Chương 61
تو جامعه ای که رنگ خون تعیین کننده ی طبقه ی اجتماعیه نمیشه دنبال عدالت گشت. شعار مدرسه ی ما این بود... درد زیباست. - پارک جیمین
Violet bởi ace_vinchi
ace_vinchi
  • WpView
    LẦN ĐỌC 33,134
  • WpVote
    Lượt bình chọn 5,233
  • WpPart
    Chương 65
فکر می‌کنین زندگی‌هامون چه قدر به هم مرتبطه؟ یعنی تصمیم کسی که حتی اونو نمی‌شناسید و شاید کیلومترها دورتر از شما زندگی می‌کنه چه تاثیری می‌تونه روی زندگی شما داشته باشه؟ ممکنه زندگیتون با این فرد ناشناس طوری گره خورده باشه که هر تصمیم هر کدومتون شما رو توی مسیر جدیدی از زندگی بندازه؟ یا حتی منجر به مرگ بشه؟ کاور از: @Emethod ♡ آهنگ‌ها رو از کانال تلگراممون دانلود کنید: @ Violet_playlist فصل دوم: https://www.wattpad.com/myworks/278591452-sapphire
BTS 🌱 Anime Stories bởi maedeh1
maedeh1
  • WpView
    LẦN ĐỌC 59,880
  • WpVote
    Lượt bình chọn 6,693
  • WpPart
    Chương 70
اقتباس های کاپلی بنگتن از انیمه هایی که دوست دارم. لطفا درخواست انیمه ی بخصوصی رو نکنید چون لیست خودم به حد کافی پره! ولی اگر لیستم خالی شد حتما می پرسم آیدی تلگرامم @ StoryTeller_mia