خلاصه: مگنس و الک برای پیدا کردن کتاب وردهای تاریک به دنیای موازی سفر میکنند... کتابی که میتونه جلوی اتفاقات وحشتناکی که قراره توی دنیای خودشون بیفته رو بگیره. ولی اونها خبر ندارن که درون اون دنیای موازی چی انتظارشونو میکشه...جایی که قراره نسخه دیگهای از خانوادشون رو ملاقات کنند. خانوادهای که هیچ شباهتی به کسایی که میشناسن، ندارند...
درست وقتی که یه وارلاک تصمیم به قربانی کردن دنیای زیرین میگیره به موسسه حمله میشه!
چی میشه اگه موسسه به مگنس بین شک کنه؟ وارلاکی که رد نشانش رو همه قتل ها باقی مونده...
عشقِ مقدسِ بینِ شیطان و فرشته...
شیطان فقط یک کلمه ست و تعریف آن به درون خودت برمیگردد، شیطان در ذهن من از فرشته مقدس تر و پاک تر است.
فرشته... فرشته ای روی زمین که باید پیدایش کرد...
فرشته ای که مرهم دردهای یک شیطان میشود...
و چه چیزی مقدس و ناب تر از عشق بین شیطان و فرشته...
دو موجود آسمانی و عشقی آسمانی...
ولی عشق همیشه با درد همراه بوده است.
هرچه عاشق تر، درد بیشتر ...
برای خواندن این فیکشن باید اول سریال شکارچیان سایه را دیده باشید...
این داستان در ادامه ی فصل دوم گفته شده است...
محوریت اصلی داستان :
مگنس و الک (Malec) ...
What will happen when Harry and Matt lost together in a creepy forest.
(English isn't my native language. So please forgive me for mistakes. Do not read if you are not into #shumdario)
دنیای سایه ها که تمام افسانه ها رو به حقیقت تبدیل کرده و الک با تمام پاکی و معصومیت کسی که تمام سعیش رو میکنه تا از دنیاش در برابر مردم محافظت کنه 😍😍😍😍
سلام خواننده های گل این اولین فن فیکی که توی عمرم نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد نظر بدین و وت بزارین دوستون دارم😍😍😍
------------------
مثل اين ميمونه كه وقتي داري رانندگ ي ميكني ، حس ميكني ادمي كه توي ماشين پشت سري هست داره بهت انرژي رو منتقل ميكنه. مطمئن نيستي و دلت ميخواد دنبالش بري. همراه هم لايي ميكشيد و بعد سر دوراهي اي كه انتظارشو نداري ازش جدا ميشي و فقط داري ماشينش رو ميبيني كه دور تر ميشه و انرژي كه كمتر حس ميشه.