PariaSh's Reading List
9 stories
Waht was left of her by strawbaekiii
strawbaekiii
  • WpView
    Reads 2,860
  • WpVote
    Votes 487
  • WpPart
    Parts 13
یک والس برای جناب شرلوک هلمز امیدوارم وقتی با ویالونت نواختیش بدونی چی داره به ملاقاتت میاد!
Lost on waves by bloodwingsss
bloodwingsss
  • WpView
    Reads 4,728
  • WpVote
    Votes 515
  • WpPart
    Parts 4
شرلوک و جان با هم رابطه ی عاشقانه عالی داشتن تا اینکه در طول یع پرونده اتفاقی برای جان میافته و...
A Thousand Apologies by theSherl
theSherl
  • WpView
    Reads 6,149
  • WpVote
    Votes 846
  • WpPart
    Parts 12
- چند روز دیگه میشه دو هفته‌ که با هم زندگی میکنیم. شروع به حل پرونده کردیم. من راجع به پرونده ها مینویسم. مشکل پام برطرف شده و خانم هادسون وقتایی که تو نیستی بهم میگه حال تو هم بهتر شده! و من شنیدم وقتی لوکاس گفت که تو قبلا با مرد ها قرار میزاشتی. فکر میکنی شانس اینو داشته باشم که بیشتر بشناسمت؟ نه به عنوان یه هم‌خونه... به عنوان یه... یه قرار. شرلوک در جواب فقط تونست به چشمهای جان نگاه کنه و فکر کنه اگه زندگی رنگ داشت، رنگ چشمهای اون بود.
Favourite OTP by Niou_Goodi
Niou_Goodi
  • WpView
    Reads 77,117
  • WpVote
    Votes 5,965
  • WpPart
    Parts 51
[Completed] کتاب وانشات از تمام شیپ های معروف سریال ، فیلم ، کتاب ، انیمه و.... که به صورت درخواستی و یا ترجمه نوشته میشه. 🚫غیر از برابچ واندی و کیپاپ🚫 اینجا ایده هایی رو نشر میکنیم که خوابمون رو تسخیر کردن. خوشحال میشم درخواستی دارید بهمون بسپارید. نویسنده ی دوم : @hannanee نویسنده ی سوم : @amanda_herah #sterek #destiel #thorki #hannigram ...
A Turn Of The Earth  by IntoTheDrowningDeep
IntoTheDrowningDeep
  • WpView
    Reads 17,576
  • WpVote
    Votes 2,237
  • WpPart
    Parts 18
Story by mishcollin available on ao3 Art by jackiedeeart on Instagram دین همون هیولاکُش 22 ساله ی همیشگی ایه که مادرشو از دست داده تا زمانی که توی یکی از شب های سپتامبر یه بارونی پوش غریبه به شیشه ی ماشینش می خوره و ادعا میکنه که یه فرشته است که اونو از آینده می شناسه و الان در حال فراره. یا... این داستان درباره ی کستیله که توی تایم لاین دین گیر کرده و دین از این موضوع متنفره تا زمانیکه به خودش میاد و میبینه دیگه متنفر نیست :))))
supernatural by destielff
destielff
  • WpView
    Reads 7,318
  • WpVote
    Votes 1,091
  • WpPart
    Parts 34
کیا داستان های قبلی رو خوندن و دوست داشتن؟ این یکی رو از دست ندیدن, کاملا فانتزی و دلبره یه فرشته نگهبان که عاشق یه شکارچی میشه و همه چی رو بهم میریزه , اصل داستان بر مبنای سریاله, اما سریالی که باید میدیدم نه اونی که ساختن ... 💙💚 بخشی از داستان: کس با دیدن چشمای دین که یکدفعه مثل چشمای شیطان سیاه شدن بخودش لرزید و چند قدم با وحشت عقب رفت +دین... چه بلایی سرت اومده... میتونست تاریکی مطلق رو تو وجودش حس کنه, میتونست ببینه دینی که عاشق و مواظبش بوده دیگه سقوط کرده و از دست رفته, دین در حالی با لبخند ترسناکی جلو میومد با چشمای سیاهش بهش زل زده بود -قراره روز های جدیدی رو باهم تجربه کنیم کس... من هنوز همونقدر عاشقتم... جلو رفت و کنار گوش کس که به آرومی میلرزید زمزمه کرد -ولی عشقم مثل خودم سیاه و تاریک شده... خنجرش رو بسرعت حرکت داد و زیر گلوی کس رو پاره کرد, در حالی گریس رو تا آخرین قطره هاش جمع میکرد با خنده پستی گفت -من به این قدرت مطلق نیاز دارم... من پادشاه جهنم میشم تا هیچ شیطانی بدون اجازه من کاری نکنه... +دین... نه... کس بسختی گفت و با بیحالی رو زمین افتاد, دین دستبندی که طلسم مخصوص فرشته ها رو داشت به دستاش بست تا مطمئن بشه فرشتش نمیتونه ازش فرار کنه... بخاطر مشکلات فیلتر شکن تو کانال ممکنه سریع آپ بشه .
Left ‌‌Behind by save_castiel
save_castiel
  • WpView
    Reads 25,125
  • WpVote
    Votes 2,576
  • WpPart
    Parts 42
دین و کس و سم هر سه به دنبال نفلیم لوسیفر می گردند. ولی دست های پشت پرده ای در کار هست که باعث میشه وارد ماجرای خطرناکی بشن. تمام باور ها زیر سوال می ره و رابطه کس و دین هست که به خطر می افته. ایا کس رو به موقع از دست شیاطین نجات می دن یا کس از اول دشمن واقعی اونا بوده؟ First published on 05.2018
This Is How It Ends by save_castiel
save_castiel
  • WpView
    Reads 49,894
  • WpVote
    Votes 6,709
  • WpPart
    Parts 137
کس و دین در دنیای رو به ویرانی بعد از برخاستن لوسیفر برای بقای خود و سایر انسان ها تلاش میکنند. داستان پایان ، تاریک و غمگین و در دنیایی بدون ذره ای امید اتفاق می افتد. داستان کامل شد 💙 First published 2019
12 (l.s)(z.m) -Complete- by toovic
toovic
  • WpView
    Reads 249,436
  • WpVote
    Votes 44,178
  • WpPart
    Parts 58
۴ تا جوجه دانشجو که تنها دغدغه ی زندگیشون نمره ی دانشگاس و فکر میکنن تمام دنیا دور خودشون میچرخه و تنها چیزی که بهش فک می کنن اینه که کرم بعدیشونو کجا بریزن. غافل از اینکه یه اتفاق عجیب انتظارشونو میکشه ! یه اتفاق عجیب؟ شایدم یه موجود عجیب! موجودی که اجازه ورود به این دنیا رو نداره.... کاری که انجام دادن واقعا ارزششو داشت ؟؟ ........ نگاهمو به چشمای یخیش دوختم. تیله های بی روح آبیش نه تنها کمکی به کمتر شدن لرز بدنم نمیکرد بلکه حس میکردم مثل سیاه چاله روحمو سمت خودش میکشید. دستشو اروم بالا اورد و روی فکم گذاشت و از سرمای غیر عادی دستش صورتم مور مور شد. آروم سرمو سمت راست برگردوند. با دیدن بازتاب خودم توی آینه نفسم برید آخه...‌ فقط.... من..... توی آینه معلوم بودم. ⚠️هنگام خوندن فف نخ و سوزن همرایتان باشد.....خطر پاره شدن(از خنده) پارت های اولیه در دست تعمیر میباشد🛂