تو سرتا پا رفتن بودی
من در تردید آمدن
تو تمام رفتی و من هیچ نیامدم
بگذار خالی بماند وسعت میان ما
بهم نمیرسد دنیایی که تو در آن میروی و من هیچ نمی آیم
[completed]
عروسک باربی رفت.
و همچنین پسری با موهای مشکی و مژگان بلند.
همه میرفتند.
what do you do when a chapter ends?
Do you close the book and never read it again?