The Bests?
36 قصة
Trey || KookV بقلم Nyctowx
Nyctowx
  • WpView
    قراءات 334,817
  • WpVote
    تصويتات 45,738
  • WpPart
    فصول 26
[ TREY ] پایان یافته ژانر : فان / ورزشی / رمنس / اسمات کاپل : اصلی ؛ کوکوی - فرعی ؛ یونمین - شاید از من خوشت بیاد ولی تا وقتی که مجبور باشم دختر های مختلف رو از روت بلند کنم ، هیچ تغییری توی رابطه‌مون به‌وجود نمیاد کاپیتان بسکتبالیست ! 《توجه داشته باشین داستان دو ورژنه‌ست پس اگه ورژن جونگکوک تاپ و تهیونگ باتم نمیخونین به ورژن دیگه‌ش که تهیونگ تاپ و جونگکوک باتمه توی اکانتم سر بزنین. 》
The brightest BLACK بقلم PurpleflowerBlooms
PurpleflowerBlooms
  • WpView
    قراءات 104,091
  • WpVote
    تصويتات 18,472
  • WpPart
    فصول 41
_ اگه یه رنگ بودی ، چه رنگی بودی؟ + نمیدونم...شاید سیاه، رنگ آرامش بخشیه...تو چی؟ _ دوست داشتم بگم سفید تا بتونم مکملت باشم ولی آخه سفید نیستم...شاید کِرِم؟ + مهم نیست چه رنگی باشی، بهرحال من فقط با تو کامل میشم... _ میدونی...تو روشن ترین و درخشان ترین سیاهِ دنیایی! ژانر : فانتزی و امگاورس، رمنس، مدرسه ای، کمی کمدی، انگست کاپل ها: کوکوی و بقیه هم تو داستان مشخص میشه🙈💜 #1 Romance ⭐ #5 omegaverse ⭐ #1 kookv ⭐ #2 فیک ⭐
Teach me بقلم SetiSin
SetiSin
  • WpView
    قراءات 312,142
  • WpVote
    تصويتات 24,609
  • WpPart
    فصول 30
تهیونگ قراره با بهترین پسری که توی تمام زندگیش شناخته به زودی ازدواج کنه ولی تابحال هیچ چیزی رو جز بوسیدن با هوسوک تجربه نکرده و از طرفی هم میخواد توی رابطه با همسرش بهترین باشه. دوستش دکتری رو در همین زمینه بهش معرفی میکنه که توی این قضایا کمکش کنه. اما اتفاقاتی رخ میده که تمام معادلات بهم میریزه. Name: Teach Me Couple: Verse Translator: Seti Genre: Smut , Romance , Fluff
you're an asshole, but I love you | larry بقلم luenira
luenira
  • WpView
    قراءات 573
  • WpVote
    تصويتات 117
  • WpPart
    فصول 3
کالج،جایی که هری حقوق و روانشناسی میخونه. لویی یه پسر از خود راضی که به فیلوفوبیا ( ترس از عاشق شدن ) دچاره. توی رشته بازیگریه،فوتبال بازی میکنه و به تدریس تو روانشناسی نیاز داره. البته که اونا از همدیگه بدشون میاد ولی این مانع از داشتن مقداری تنش جنسی مضحک‌ نمیشه. لویی پسر از خود راضی هست با مشکل نوشیدن بیش از حد. کسی که نمیدونه میخواد با زندگیش چیکار کنه و هری دانشجوی روانشناسی کسی که که همیشه از اون مراقبت میکنه. ممکنه دقیقا همون چیزی نباشه که لویی میخواد،ولی واقعا بهش نیاز داره.
Half Of Me [Z.M/L.S]  بقلم Leternitte
Leternitte
  • WpView
    قراءات 17,770
  • WpVote
    تصويتات 2,042
  • WpPart
    فصول 29
[ خونی در رگ هایم، گرمایی در دستانم؛ شکوفه ای در مردابِ قلبم، نفسی برای تنِ بی نفس ام؛ میروی و، کمی دلتنگ من باش...] _______________________________ معجزه بهاى سنگينى ندارد! كه به نرخ عجيب ترين آنها، باور باالترى را ارائه دهى؛ معجزه عصايى نميخواهد كه بر دل رودى فرو رود، تا تو در شكافتگى آن شيار عريض، خداى را ببينى و باور كنى! شق القمر نميخواهد، تا در شگفتى كائنات، خداى را بهتر باور كنى؛ حتى در زنده كردن مردگان يا در گلستانى ز جنس آتش نشستن نيز وجود خداى را، براى اثبات آنچه كه حق اوست برترى ندارد بر معجزه اى كه در همين نزديكيست. معجزه در خود توست و در شگفتى هاى وجود تو بدون هيچ دخل و خرجى! تو بزرگترين معجزه اين روزهاى اين عالمی. برای من، معجزه خودِ تویی زینی من، من خدای خود رو در درخششِ خورشیدِ چشمانت دیدم...
+15 أكثر
Winter | Vkook بقلم kimfandokh7
kimfandokh7
  • WpView
    قراءات 15,456
  • WpVote
    تصويتات 2,351
  • WpPart
    فصول 33
"بهار به سمتت اومد... ولي براي من زمستون سر رسيده ... " روز های اپ: متاسفانه نویسنده با بیماری رایترز بلاکی رنج میبره ولی قول میده بچه خوبی باشه بنویسه و اپ کنه*-*
Bit Of Yours [Z.S] بقلم Dony_gsh
Dony_gsh
  • WpView
    قراءات 3,921
  • WpVote
    تصويتات 608
  • WpPart
    فصول 13
•°• ✾ •°••°• ✾ •°••°• ✾ •°••°• ✾ [OnGoing] با الکل شروع شد.. با بیدار شدن و به یاد آوردن صد ها خاطره تموم شد. با لبخند شروع شد.. با اشک ریختن های پایان ناپذیر بخاطر ترک کردنت تموم شد.. فکر میکردیم اگه به چیزی که میخوایم نرسیم میمیریم. ولی نه رسیدیم و نه مردیم.
فرارگاه‌ سیزده [مصاحبه با نویسندگان و مترجمان] بقلم CallMeDimitri
CallMeDimitri
  • WpView
    قراءات 3,297
  • WpVote
    تصويتات 400
  • WpPart
    فصول 7
تاحالا شده موقع خوندن یه داستان، بخواین بیشتر درباره نویسندش بدونین؟ خب، من اینجام تا ازشون بپرسم و براتون روایت کنم.
Driven from heaven بقلم Zaire2y
Zaire2y
  • WpView
    قراءات 5,539
  • WpVote
    تصويتات 716
  • WpPart
    فصول 8
نایل ابدا از ازدواج دوباره ی مادرش خوشحال نیست چه برسه به اینکه مجبوره هر چی برادرای جدیدش میگنو گوش کنه -من من واقعا نمی تونم -چراعزیزم؟ -چون ...تو برادرمی نایل تیکه ی آخرو با بغض گفت وبعد از اون صدای خنده ی هری فضا رو پر کرد......
+9 أكثر
WHY DoEs He acting like THIS?  [COMPLETED] بقلم Mynameisazin
Mynameisazin
  • WpView
    قراءات 3,999
  • WpVote
    تصويتات 510
  • WpPart
    فصول 2
" خیلی خب الکس ما ميريم خونه و تو اون لباساي لعنتی رو توی نیم ساعت می پوشی چون ساعت هفت باید خونه لو باشیم " " اون اسم فاکي. اگنس ه " " برام مهم نیست الکس " " باشه نیلی " " منو به اون اسم صدا نزن " " برام مهم نيست ... همون طور که تو منو الکس صدا میزنی منم دوست دارم نیلی صدات کنم ( یعنی ناخنی ) " " برام مهم نیست من هر جوری بخوام صدات میزنم " " چرا اینجوري باهام رفتار میکنی " #niall_horan #onedirection. #niall #horan #comedy