I love them❤️
6 histoires
Alien [Z.M] par nil_rz
nil_rz
  • WpView
    LECTURES 67,313
  • WpVote
    Votes 6,532
  • WpPart
    Chapitres 44
[COMPLETED] - ما تنها نیستیم ! -
Dilemma [h.s] par mobinaaw
mobinaaw
  • WpView
    LECTURES 59,967
  • WpVote
    Votes 7,266
  • WpPart
    Chapitres 48
از خودت بیرون بیا. برگرد. بهش نگاه کن. ترسناکه، نیست؟
No Control (Harry Styles FF) par sharrytime
sharrytime
  • WpView
    LECTURES 47,557
  • WpVote
    Votes 5,934
  • WpPart
    Chapitres 52
کابوسی که هیچوقت ازش رها نمیشی.. ⚜شیطان داره بهم نزدیک میشه.. نزدیک و نزدیک تر.. درحالیکه داشتم از درون ذوب میشدم، آرامشی انگشتامو لمس کرد. سرمو به سمتش که درست کنارم نشسته بود، چرخوندم. با اون چشمای زمردینش بهم خیره شده بود و لبخند دلنشینی به لب داشت. به لب هاش خیره شدم که داشت میگفت: ما تو این کابوس تنها نیستیم." دستاشو تو دستام فشردم تا بیشتر آرامش بگیرم. و حالا شیطان.. درست مقابلمه..⚜ 🌟By Shamimeh A Covered by @elnazml
Upstairs par atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    LECTURES 114,845
  • WpVote
    Votes 15,132
  • WpPart
    Chapitres 50
«طبقه‌ی بالا» من تنهای تنها بودم! یادم نبود چند وقته... سال‌ها... خاطرات کم‌کم پاک شدن. حتی اسمم رو به سختی به یاد می‌آرم. شب و روزها می‌گذرن. یادم نیست به چه گناهی این جا حبس شدم. هیچی یادم نیست... تنهایی، تنهایی، تنهایی... ...و بعد، یه روز در صدایی کرد و من به جای صورت روانپزشک، چهره‌ی یه دختر جوان رو توی چارچوب در دیدم! ...که وحشت‌زده به من خیره شده!!! A Niall Horan Fanfiction