NamJin/JinJoon
21 verhalen
Drafted  door NTismyreligion
NTismyreligion
  • WpView
    reads 27,424
  • WpVote
    Stemmen 4,662
  • WpPart
    Delen 68
• Genre: Social.Drama.Fluff.Romance.Slice of life • Main Couple: Namjin • Summary: هیچ ویژگی به خصوصی در اون شخص نبود که منجر به این احساس منحصر به فرد بشه؛ جز اینکه بعدها این جمله به چشمم خورد: "ما هیچ کس را به طور تصادفی انتخاب نمی‌کنیم، بلکه ما فقط به آن‌هایی نزدیک می‌شویم که از قبل در ناخودآگاهمان حضور داشته‌اند." زیگموند فروید و به یاد آوردم که ما توی ناخودآگاه من، همیشه تنها بودیم... یه پاش رو روی پای دیگه‌اش انداخت و بعد از سکوت کوتاهی گفت «چی اینقدر خیره‌ات کرده؟» به خودم اومدم و متوجه شدم مدتی از حواس پرتیم می‌گذره و دیگه به بخار‌های رقصان در هوا نگاه نمی‌کنم؛ نگاهم قفل تخت سینه‌ی برجسته و دست‌های توی هم گره شده‌ی اون مرد بود «آدما وقتی خیره میشن که مغزشون حرفی برای گفتن داشته باشه.» سر تکون داد «به مغزت بگو ساکت باشه...» «دست من نیست... همونطور که دست تو نیست وقتی موهای بازم به چشمت می‌خوره...» جرعه‌ای از نوشیدنی داغش نوشید و بر خلاف عقیده‌ام قصد نکرد با این جریان فکری مخالفت کنه «تو به چی فکر می‌کنی؟...» سمتم برگشت و با نگاه عجیبی بهم چشم دوخت «وقتی خیره میشی...» به لکنت افتادم «اغلب به اینکه... به اینکه با هم تنهاییم...»
خون آبی ✥ نامجین؛ یونمین؛ ویکوک door maedeh1
maedeh1
  • WpView
    reads 368,078
  • WpVote
    Stemmen 62,256
  • WpPart
    Delen 61
تو جامعه ای که رنگ خون تعیین کننده ی طبقه ی اجتماعیه نمیشه دنبال عدالت گشت. شعار مدرسه ی ما این بود... درد زیباست. - پارک جیمین
Silver Edge : The Cruor  door BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    reads 15,160
  • WpVote
    Stemmen 2,321
  • WpPart
    Delen 16
• Name: [Silver Edge : The Cruor]🩸 • Couple: Namgi - Namjin - Vhope • Writer: ELA & Sara ac • NC: -17 • Summary: با مرگ مشکوک یکی از محبوب ترین اساتید دانشگاه سئول، بوی خون توی فضای همیشه آروم دانشکده ی علوم انسانی می پیچه. زنگ خطری که به همه هشدار میده مرگ درکمین نشسته. مرگ هولناکی که کم کم ترس رو به دل دانشجو ها و اساتید می اندازه. در این فضای خفقان آور، هیچ کس متوجه نمیشه چشم های خیره ی پسرکی دانشجو لحظه ای از استاد جذاب روانشناسیش، کیم نامجون کنده نمیشه. کیم سوکجین، بی اغراق شیفته ی مردی بالغ تر از خودش شده که راز بزرگی رو پشت قاب شیشه ای عینکش پنهان میکنه.
🔥ROYAL FIRE🔥 [NAMJIN][completed] door Shocking_Blue
Shocking_Blue
  • WpView
    reads 44,343
  • WpVote
    Stemmen 8,677
  • WpPart
    Delen 36
{تكميل شده } ازت انتظار ندارم حسمو بفهمي چون هنوز نيمه اتو پيدا نكردي ولي هر زمان حتي براي يك ثانيه حس كردي اون مرد مال توئه حرف منو يادت بياد: اون نيمه ي منه ! من كاملش ميكنم.... روحش كنار من قدرت پيدا ميكنه..... جسمش با لمس من آرامش ميگيره... ======== Main couple: namjin Ganre : fantasy, Romance, sm*t, Action Update: complete Editor: @sonnetmoon
+22 meer
The Tale of a Little Pink |NamJin FanFic| door MinJee_JNFF
MinJee_JNFF
  • WpView
    reads 102,769
  • WpVote
    Stemmen 20,341
  • WpPart
    Delen 47
نامجون هیچ وقت فکر نمیکرد که یه آدم کوچولو توی دیوار اتاقش زندگی کنه. اما وقتی به خاطر اشتباهش اون بند انگشتی بزرگ میشه، باید بهش کمک کنه تا دوباره مثل قبل بشه. برای اونا توی مسیرشون برای عادی کردن شرایط، اتفاقات جالب، بامزه، ناراحت کننده و همینطور رمانتیکی میوفته. یاد گرفتن خوندن و نوشتن، جنگ با زنبورای وحشی (که دشمن آدم کوچولوهان)، لباس دوختن، مادری که یه فوجوشی واقعیه، آشنا شدن با دختر عجیب همسایه و برادر بامزه‌اش، جیمینی که دوست پسر قبلی نامجونه و همینطور، عاشق شدن. ~قصه‌‌ی یه کوچولوی صورتی~ کاپل اصلی: نامجین کاپل فرعی: دختر پسری (جیمین) ژانر: فانتزی، فلاف، رومنس، روزمره +اولین فیک فلاف من :) دوستش داشته باشید و به دوستاتون معرفی کنید ♥ با تشکر فراوان از @si_fatima *-* 2 in #SeokJin 2 in #کیوت
Winter🧜🏻‍♂️~ door itsSputnikSweetheart
itsSputnikSweetheart
  • WpView
    reads 1,594
  • WpVote
    Stemmen 289
  • WpPart
    Delen 5
اقیانوس پر از خطره؛ یه شب یه هیولای بزرگ می‌بینی که اگه زندانیِ آب نبود تو رو زنده نمی‌ذاشت، و یه روز یه پری‌دریایی که برای دزدیدن قلبت نقشه کشیده. ماجراهای نامجون و مهمون‌ناخونده‌ش~ TAGS: namjin × romance × fantasy × mermaid au × angst Translator: Mehra EDITOR: Kim_N پ.ن. این فیک از انگلیسی ترجمه شده و می‌تونید با همین اسم توی Ao3 پیداش کنید.
Mångata | NamJin [COMPLETED] door MatildaTheWatson
MatildaTheWatson
  • WpView
    reads 748
  • WpVote
    Stemmen 163
  • WpPart
    Delen 5
☾ مُنگاتا | انعکاس نور ماه روی آب ☽ [کامل‌شده] × داستان کوتاه × ≍ کاپل ↤ نامجین ≍ ژانر ↤درام، عاشقانه، فانتزی ≍ نویسنده ↤𝕐𝕦𝕞𝕖 ≍ نامجون نوجوونی بود که از کودکی، رویای پیوستن به نیروی دریایی کشورش رو در سر داشت و هر روز توی بندر، منتظر رسیدن یکی از کشتی‌های نیروی دریایی می‌نشست، تا برگشتن سربازهایی رو ببینه که موفقیتشون در ماموریت رو فریاد می‌زنن! و روزی که کشتی نیروی دریایی به بندر برنگشت، اون نوجوون سردرگم ماهی‌گیر غریبه‌ای رو ملاقات کرد که بوی مرگ رو از اقیانوس احساس کرده بود. غریبه‌ای که نامجون با شنیدن صدای آوازش، خیلی زود متوجه پیوند عجیبش با اقیانوس شد. پیوند عجیبی که به طرز غریبی، عمیق بود. پیوندی که اون مرد مهربون و کم‌حرف رو به کام مرگ می‌کشوند، غرقش می‌کرد و دوباره به سر خونه‌ی اول برش می‌گردوند. و نامجونِ جوان و شیفته‌ی اقیانوس، متوجه نبود که اون پیوند، چه عذابی برای مرد دوست‌داشتنیش به همراه داره... × این داستان کوتاه در کانال تلگرامی @Army_Area منتشر شده. ×
Gravity's Weight | Namjin ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ door IELAORIGINAL
IELAORIGINAL
  • WpView
    reads 7,103
  • WpVote
    Stemmen 1,098
  • WpPart
    Delen 8
■ کاپل: نامجین ■ ژانر: سای.فای - سیاسی - رمنس - فول اسمات ■ نویسنده: ELA □ خلاصه: کیم سوکجین، مرد خوش چهره ای که هر کسی آرزوی داشتنش برای یک شب رو داره، مطرح ترین استریپر سیاره ی GWL شناخته میشه. اون محکومه که تا ابد بدنش رو به دیگران عرضه کنه و حتی به یاد نمیاره که به چه سیاره ای تعلق داشته... اما یک شب شبیه هزاران شبی که با آدم های رنگارنگ می گذرونه، مردی پیدا می شه که به جای بدنش، دنبال چیز خیلی مهم تریه...
Nero 🌑 door Sopeloverever
Sopeloverever
  • WpView
    reads 1,181
  • WpVote
    Stemmen 134
  • WpPart
    Delen 4
Nero🌑/سیاهی Genres: Fantasy, Romance, Smut Couple: Namjin / Jinjoon By: #AGUST_P Multishot🥂 ▪︎اون شب، در بین اون تاریکیِ رعب آور، نامجون شاهد دو گوی زرد رنگ نبود. اون چشم‌ها بنفش بودند!
SpellBound door BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    reads 14,558
  • WpVote
    Stemmen 2,644
  • WpPart
    Delen 36
• Name: Spellbound ♠️ • Couple: NamJin , VHope • Writer: NT • Summary: The bird fights its way out of the egg. The egg is the world. Who would be born must firs destroy the world. The bird flies to God. That God name is Abraxas. جین برای مدت زیادی به شغل عادی اما دوست‌های عجیبش عادت کرده بود؛ به عنوان یک مسئول کتابخونه درآمد چندانی نداشت تا مثل آدم‌های معمولی زندگی کنه و روی تنها ترین پشت بوم دنیا، داخل یک اتاقک کوچیک زندگی می‌کرد تا اینکه روزی کتابی داخل کوله پشتیش پیدا کرد. روی کتاب یک برچسب زده شده بود: "به مسئول کتابخونه، این کتابو بندازین دور! قبل از اینکه بازش کنی، بندازش دور!!" هیچ فکر نمی‌کرد که با سرپیچی از اون جمله، دریچه‌ای به دنیاهای پایینی باز کنه و وارد بازی "تاریکی" و خدای آبراکسس بشه.