جیمین به صورت مخفیانه توی لاکر کراش سال بالاییش نامه میذاره.
برای رو در رو صحبت کردن با کراشش زیادی خجالتیه.
[چپتر ها کوتاهن]
-جیمین: یه سال پایینی 15 ساله و
یونگی یه سال بالایی 19 ساله ست.
•ترجمه ی فارسی•
Credit: btswritings
🖤آسمان کبود🖤
[کامل شده]
[فصل دوم فن فیکشن دریای سیاه]
گفت: "بخاطر خودت از تو دست کشیدم،برای اینکه بیشتر آسیب نبینی!"
مثل این می موند که تو دریا غرق بشم و آخرین تلاشهاش رو هم برای نجاتم دریغ کنه!
چطور میشد بدون اون آسیب نبینم؟
انگار نمی دونست آینده ی آرزوهام به بودنش بنده!
دست هامو در حین غرق شدن رها کرد تا آسیب نبینم!
چه توجیه احمقانه ای...
~•~•~•
• ژانر: رمنس، درام، انگست، اکشن، اسمات
• کاپل های اصلی: یونمین، ویکوک، نامجین
• کاپل های فرعی: چانبک، سکرت
• نویسنده: @Sheix_12
چنل: @yoonmin_area
• تاریخ شروع: 1 مارچ 2020
• وضعیت: کامل شده
• تاریخ پایان: 24 نوامبر 2020
highest rank so far:
#1 in Angst
#1 in Crime
#1 in ویکوک
#1 in یونمین
#1 in نامجین
#1 in Romance
#1 in Jimin
#2 in تهکوک
#2 in Taekook
#2 in Yoonmin
#2 in Namjoon
#2 in Hoseok
#3 in Yoongi
#3 in Vkook
#3 in bts
زمان | Time
خلاصه:
پارک جیمین ناراحت و تنهاست؛ پارتنری که 15 سال باهم بودن، از نظر احساسی و فیزیکی بعد از سالها سواستفاده و سورفتار اون رو رها کرد و روش اثر بدی گذاشت و باعث شد توی تمام زندگی همچین احساس سنگینی داشته باشه.
اون آرزو می کنه یه شانس دیگه برای برگشت به عقب داشته باشه و توی اون زمان که تو دبیرستان بودن؛ دیگه احساسات اون مرد رو نپذیره.
یه تصادف، یه تغییر، یه شانس..
وقتی جیمین با یه ماشین تصادف میکنه و به سمت مرگش ته یه دریاچه ی یخ زده می بره جیمین میدونه که قرار بمیره اما با اینکه فقط 30 سالشه از این رفتنش خوشحاله.
هرچند، مرگ نقشه دیگه ای برای این مرد داره. مرگ به جیمین پیشنهادی رو میده که همیشه می خواسته. یه شانس دوم.
تنها نکته ای که وجود داره اینکه اون دوباره تو 30 سالگی، همین روزی که کشته شده؛ خواهد مرد اما تو این زمان به سن 15 سالگیش برمیگرده تا زندگیش رو دوباره شروع کنه.
جیمین هم با اشتیاق و بدون توجه به عواقب این تصمیم قبول میکنه.
چه اتفاقی میوفته وقتی همین قدم، تمام دنیاش رو تغییر بده. چه اتفاقی میوفته وقتی به خودش اجازه میده که با نوجوون پردردسر و تنهایی که سال ها قبل به خاطر ترس ازش کناره گرفته رو به روشه و اون رو بپذیره.
چه اتفاقی میوفته اگه اون چیزی که قلبش این همه سال نداشته رو (عشق)،