یه اتفاق ساده و کوچیک باعث شد زندگی هری برای همیشه تغییر پیدا کنه .
چه خوبه که از اتفاق های ساده و کوچیک ساده رد نشیم.
این شما و این داستات زندگی هری و هم خونه جدیدش
هم خونه ایی که از یک جعبه کفش کنار خیابون ، راه به آغوش گرم هری پیدا کرد.
به زندگی در کاتونیا خوش آمدید.
[Completed]
لویی به تازگی به همراه دوست پسرش یه خونه ی پنج خوابه خریده. ولی دوست پسرش بهش خیانت می کنه پس لویی اون رو از خونه پرت می کنه بیرون... با این حال خونه رو خیلی دوست داره و یه آگهی در اینترنت می ذاره تا بتونه این خونه رو با چند نفر شریک بشه...
که این همخونه ای ها شامل نایل، یک برنامه نویس الکلی، زین، یه معلم جذاب پیش دبستانی، لیام، یه استریپر مهربون و هری،یه روانشناس جنسی عجیب میشه!
و لویی درباره ی همه ی این ها اصلا مطمئن نبود...
Written by: @Crypticfangirl
Translated by: @Vampire_sh17
هری از لویی بدش میاد چون لویی گیه ولی سرنوشت اونا رو کنار هم قراره میده و هری مطمئن نیس چه حسی نسبت به لویی داره. حسادت، عصبانیت، نفرت و حتی عشق. هری خیلی گیج شده و اینکه بهترین دوستش روی لویی کراش داره واقعا کمکی نمیکنه.
شماره ی ناشناس: دوستت دارم.
هری:باشه.
شماره ی ناشناس:عزیزم فکر کردم تو هم دوستم داری.
هری:باشه منم دوست دارم عجیب غریب.
شماره ی ناشناس:وات د فاز نایل این بازی رو بس کن
هری:تو کی هستی؟
شماره ی ناشناس: وایسا ببینم..تو کی هستی؟
هری:من هریم و تو؟
شماره ی ناشناس:اوه ببخشید رفیق شماره ی اشتباهی بود.
----
وقتی لویی موقع اس ام اس دادن به دوست پسرش اشتباهی به جای هشت صفر میزاره همه چی تغییر میکنه.گاهی وقتا اشتباهایی که می کنی به نفعتن
12 Aug 2016
Highest rank: #5 in fanfiction