ماه آبی
داستان حدود بیست سال بعد از پایان mo dao zu shi شروع میشه
منتها با یه کوچولو تفاوت😉
داستان ام پرگه ... پس اگه نمیپسنید ... لطفا نخونید
امیدوارم خوشتون بیاد
میتونی صدای گریه بهشت رو بشنوی؟
این اشک های یک فرشته است...
.
من سالهاست
که با عشق پنهان تو
در بهشت خداوند
فرمان برده ام...
~ WangXian FanFic🐇
~ MoDaoZushi🍂
[Larry child]
تاریکی همیشه جای پلیدی،زشتی و گناه نیست.
تاریکی میتونه جای تنهایی باشه..
میتونه جای غم های هزارساله باشه..
جایی که تمام خاطرات نداشته اونجا کهنه میشن و حتی وجود نداشتنشون هم از بین میره..
و برای بیرون اومدن از این تاریکی،باید به درون روشنایی رفت.
و این روشنایی چه چیزی..یا چه کسی میتونه باشه؟