هر امگایی آرزوشه جفتش رو ملاقات کنه. یه جفت قوی که مراقب امگا و تولههاشونه. احتمالا یه آلفا جذاب و قدرتمند. اما چی میشه اگه جفت امگای داستان ما اونی نباشه انتظارش رو داشته؟!
کاپل: ییژان
ژانر: درام، فانتزی، امگاورس، اسمات
***توجه***
این داستان برداشتی آزاد از رابطه بی ن کاپلهاست و هیچ ارتباطی با واقعیت نداره!🙄
بخشی از داستان:
[+باید بفهمه متعلق به کیه و اینجا براش بهترین جاست... باید مطیع بشه...
_ولی اون مطیع تو نمیشه... اون جفت داره پیوند خورده خودت که بهتر میدونی... با این کارا فقط عذابش میدی... گرگش همین الانم به خاطر وضع جسمیش و اتفاقاتی که براش افتاده از نظر روحی آسیب دیده... اذیتش نکن...
+کافیه گفتم که نگران نباش... من مطیعش میکنم...]
چانیول رییس یک کمپانی بزرگ به اختلال شدید OCD (وسواس) مبتلاست و به علت همین بیماری با وجود تمایل شدیدش تا به حال نتونسته با کسی رابطه ی جنسی داشته باشه .
از اونجایی که گرایش جنسی اون به جنس موافقه ، با راهنمایی های دکترش به این نتیجه میرسه که بهتره سکس رو از یک پسر باکره شروع کنه . پسری که مطمئنه سالمه و بیماری خاصی نداره . تا کم کم بتونه به ترسش غلبه کنه .
چانیول به دنبال یک پسر باکره میگرده اما پیدا کردنش آسون نیست . چون چانیول به دنبال عشق نیست و میخواد در ازای پرداخت پول مدت کوتاهی رو با اون پسر باشه . پیدا کردن یک هرزه ی باکره از اون چیزی که فکر میکنه سختتره خیلی سختتر .
تا اینکه یک شب در صفحات پورنی که تقریبا هر روز با اونها خودارضایی میکنه یک آگهی میبینه .
پسری که حاضر به فروش باکرگیش به مبلغ خیلی گزافیه .
توضیح : خلاصه ی داستان ممکنه خیلی سکسی و بالای هجده به نظر برسه اما در حقیقت شبیه به بقیه ی فیکهای منه و از حد معمول قرار نیست خارج بشه .
سونگ کیو لیدر گروه اینفنیت تو برنامه ی لایو اعلام میکنه از ازدواج با فنش متنفره. و میونگسو وارد ماجرا جویی میشه که بتونه بفهمه لیدر مورد علاقش چرا این حرفو زده؟