ز, ليام من ميترسم اونا مي خوان منو اعدا....
ل, هييشش هيچکس تا وقتي من اينجام جرعت نميکنه نزديکت شه تخس کوچولوم .کافيه دستشون بهت بخوره تا کاري کنم از ب دنيا اومدنشون پشيمون بشن
Highest ranking : #1 in fanfiction
For more than four continuous months
-داری محدودم میکنی!
+نه... فقط دارم عاشقت میکنم.
-نمیخوامش!
+دست تو نیست... دست هیچکس نیست.
[COMPLETED]
niazkilam: من لیاقت تورو ندارم
fakeliampayne: تو لیاقت بیشتر از من رو داری
fakeliampayne: تو لیاقت تموم ستارههای آسمون رو داری
Ziam Mayne Fan-Fiction
#1
-اين پسر دپرسه كيه ؟
-اوه. اون هريه. اون دپرس نيست فقط يكم ساكته .
-خيلى عجيب به نظر مياد ...
همه چيز تغيير كرد وقتى يه روز لويى تصميم گرفت تا از مدرسه اى كه دوست دخترش ، النور، توى اون كار ميكرد ديدن كنه .. به غير از همه ى اون چيزايى كه ميتونست براى لويى جالب باشه ، يه پسر اروم و ساكت نظرش و جلب كرد ... پسرى كه اسمش هرى بود ...لويى ميخواست راز اون پسر عجيب رو بفهمه .. و همينطور با گذشت زمان مشكلات بيشتر شد وقتى كه حس كرد به يكى از دانش آموزاى دوست دخترش علاقه پيدا كرده ...
Larry stylinson
Persian translation