Waiting in Line to Wreck Me ☝🏻
200 stories
His Proxy Destiny by exo_Bl_fiction
exo_Bl_fiction
  • WpView
    Reads 5,816
  • WpVote
    Votes 1,008
  • WpPart
    Parts 17
•| His Proxy Destiny |•♡•| سرنوشت نیابتی او |• ☆Genre: Romance, Enemies to lovers, Mperg, Smut ☆Couple: Chanbaek ☆Author: yas_exowhale ♡خلاصه ی داستان: بکهیون، یه جوون یتیم و تنها، پس از نجات جون آقای پارک (رئیس شرکت و حامی‌ش) از یک ترور ناموفق، با درخواستی شوکه کننده رو به رو میشه... "ازدواج با چانیول، پسر آقای پارک!" و حتی ازش میخواد مدیریت موقت شرکت رو تا زمانی که چانیول بتونه خودش شرکت رو سر پا نگهداره به عهده بگیره. اما مشکل اینه که آیا بکیهون میتونه با آدم بد اخلاقی مثل چانیول زندگی کنه؟! کسی که همه ازش فراری هستن حتی خانواده‌ش! ____________✨️🍻 -آها... پس تو همون بکهیونی؟ عروسک خیمه‌شب‌بازی پارک هیون سیک!؟ +هاه؟! چی گفتی احمق؟! عروسک؟! من می‌خوام... _حرف هیچکس رو نمی‌خوام بشنوم! دیروز هم گفتم... همین الان این کوتوله رو از خونه‌م ببرید بیرون!
‏conjunction of the moon and the sun|پیوند ماه و خورشید🌞🌙 by Magical__rose
Magical__rose
  • WpView
    Reads 633
  • WpVote
    Votes 124
  • WpPart
    Parts 37
✞༒≈≈≈🌞≈≈≈ ༒✞ ‏𝔠𝔬𝔫𝔧𝔲𝔫𝔠𝔱𝔦𝔬𝔫 𝔬𝔣 𝔱𝔥𝔢 𝔪𝔬𝔬𝔫 𝔞𝔫𝔡 𝔱𝔥𝔢 𝔰𝔲𝔫 ✞༒≈≈≈🌙≈≈≈ ༒✞ ✨فیکشن: conjunction_of_the_moon_and_the_sun# ✨کاپل : چانبک ✨ژانر: romance,fantasy, Omegavers وضعیت: Oneshot# ✨نویسنده:✨🥀Magical rose ꧁༒☬خلاصه داستان☬༒꧂ قبیله ماه و قبیله خورشید! دو قبیله ای کنار هم هستند ولی مرز مشخصی بینشون وجود داره. بعد از چند سال انتظار! بالاخره زمانی که همه منتظرش بود سررسیده و‌ حالا وقت پیوند خورشید و ماهه🌙🌞
This isn't the end by mailin9407
mailin9407
  • WpView
    Reads 4,312
  • WpVote
    Votes 549
  • WpPart
    Parts 22
couple: chanbaek genre: romance, angst, drama, smut خوابگاه... ویرانه ای با دیوارهای سرد و بی روح که هرگز وعده عشق را نمیدادند. چه کسی گمان میبرد که عشق در پس گورستان سرد اتاقهای ان ویرانه جوانه بزند؟ ویرانه ای که چون ناظری عبوس، در سکوت تنها شاهد قدم گذاشتن عشق در رگهای نمور و تاریک من بود. ناظری عبوس که تجاوز به حریم امن دهلیزی خفته در سکوت را با بی اعتنایی به نظاره نشست. و اما دیوارها... تنها شاهدان بوسه های مخفیانه ما. به یاد میاوری؟ عشق بی رحم من! به خاطر داری؟ حتی اندکی.. ذره ای از طعم شیرین گذشته ها به خاطر میاوری؟
Chanbaek Oneshots❃ by HellishGirl_6104
HellishGirl_6104
  • WpView
    Reads 10,170
  • WpVote
    Votes 1,381
  • WpPart
    Parts 8
این بوک مختص وانشاتهای چانبکی هست که نوشتم یا ممکنه در آینده بنویسم و هر چپتر یه داستان جدا داره.
𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_ by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 41,473
  • WpVote
    Votes 7,741
  • WpPart
    Parts 40
🔻کاپل‌ها: چانبک، هونهان ♦️ژانر: تریلر، دارک رمنس، انگست، اسمات 🔺نویسنده: golabaton آپ: دوشنبه‌ها برشی از داستان: _بازم جهنمم میشی؟ تا جایی که مثل قبل حتی برام آدمم بکشی؟ پسری که انگشتاش رو با کنجکاوی و لذت توی لاشه‌ی سگی حرکت میداد و جز به جز اعضای حیوان مرده رو چک میکرد در جواب سوال بی احساسش لبخند بامزهای تحویلش داد. جوری که انگار ازش یه شیشه نوتلا خواسته بود دستش رو از جسد حیوان بخت‌ برگشته بیرون کشید و خیره به صورت جدیش خیلی غلیظ و پشت سرهم گفت. _البته...با کمال میل...با لذت... پسر ایستاده بعد تایید سه بخشیش لحظه ای سکوت کرد و شیطنت وار یکی از انگشتای کثیف و خونیش رو به دهن گذاشت و مکید. وقتی خوب تمیزش کرد با چشمهای درخشان و ترسناکش جلو اومد و زیر نگاه سردش سرخوش پلکی بهم کوبید. _مثلا میتونم چشمای ریز و درشت هر کسی رو که بخوای برات در بیارم و به عنوان مزه توی گیلاست بندازم... روانی مو مشکی با زدن لبخند دندون نمایی بقیه‌ی انگشتای خونی و کثیفش رو روی قلب کوبنده اش گذاشت و چنگی به سینه‌ی فشرده‌اش انداخت. _به شرطی که آخرش به عنوان هدیه این قلب کوچولو و نازت رو از سینه ات بیرون بکشم و به یه عروسک بی جون و بغلی تبدیلت کنم...قبوله؟...
𝑮𝒍𝒂𝒅𝒊𝒂𝒕𝒐𝒓 | گلادیاتور by MissLuna_CB
MissLuna_CB
  • WpView
    Reads 3,087
  • WpVote
    Votes 612
  • WpPart
    Parts 11
چانیول یک سرباز اهل باکجه‌ است که پس از شکست بزرگ در جنگِ با شیلا ، به دنبال خواهر پانزده ساله‌ی خود که احتمال می‌دهد به دست دشمن اسیر افتاده می‌رود اما متاسفانه در بحبوحه‌ی فاجعه‌ی پس از جنگ ، در یکی از بنادرِ شیلا به دست یک گروهِ پرورشِ گلادیاتور گرفتار می‌شود...
ᴘᴇʀɪᴘᴇᴛᴇɪᴀ by csyncc
csyncc
  • WpView
    Reads 15,409
  • WpVote
    Votes 3,227
  • WpPart
    Parts 24
ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sʟɪᴄᴇ ᴏғ ʟɪғᴇ, sᴍᴜᴛ ᴡʀɪᴛᴇʀ: ᴄᴄ * اینجا یه نقطه‌ی بی‌بازگشت برای کساییه که میخوان زندگیشون طور دیگه‌ای باشه. چانیول یه دانشجوی عکاس و تازه‌کاره که دنبال ترقی و پیشرفته اما به عنوان یه انسان زیادی بدشانسه و همیشه بدون این‌که بخواد گند میزنه. بکهیون وارث گروه بیون‌ها، یه مرد جوون و پرتلاشه که هرگز اشتباه نکرده و با تمام توان به سمت موفقیت می‌تازه. تلاقی خط سرنوشت اون‌ها، بدون این‌که بخوان به یه رسوایی بزرگ ختم میشه. چانیول برای اولین بار توی زندگی می‌فهمه خوش‌شانسی چه شکلیه و تمام زندگی بکهیون زیر و رو میشه...