Я знаю
10 stories
𝚂𝙴𝚅𝙴𝙽⁰⁷ by VIIRTTU
VIIRTTU
  • WpView
    Reads 74,996
  • WpVote
    Votes 13,367
  • WpPart
    Parts 45
[completed] 8پسری که خیلی اتفاقی توی دانشکده باهم هم اتاقی میشن و این همراهی باعث رخ دادن یک سری اتفاق های مشکوک میشه. همه چیز مجهوله و هیچکس نیست که بتونه ابهاماشون رو برطرف کنه، و درنهایت تصمیم میگیرن صبر کنن... اون پسر ها چی دارن که یک نفر به همه سپرده تا هواشون رو داشته باشن و ازشون محافظت شه؟! اونا چین که یه نفر از بدو تولد حواسش بهشون بوده و هدایتشون کرده تا در نهایت، به خودش برسن... شاید اونها یک نفر باشند و اون یک نفر، خدا! پدر دستان خود را به آسمان برد و هفت ستاره از آن برچید و هر یک از آنها را یک به یک بر پیشانی هفت پسر خود نهاد و برای هریک تاجی درخشان ساخت.✨👑 و همین بسنده بود برای اینکه پدر، پسران خود را در نطفه ی آدم به میان آورد... شاید با نیت انتقامی به عمر هزاران سال... ______________________________________________ ℂ𝕠𝕦𝕡𝕝𝕖:𝕍𝕜𝕠𝕠𝕜^ 𝕜𝕠𝕠𝕜𝕧 (𝕤𝕨𝕚𝕥𝕔𝕙) ℕ𝕒𝕞𝕛𝕚𝕟- 𝕪𝕠𝕠𝕟𝕞𝕚𝕟 ✴️سوپرنچرال، جنایی، فنتسی، برومنس، طنز، اسمات، درام✴️ قبل از شروع آماده شید برای سوپرایز های بزرگ، به بزرگی یه جهان جدید! ‼️𝘼𝙜𝙚 𝙬𝙖𝙧𝙣𝙞𝙣𝙜‼️
𝘍𝘳𝘪𝘦𝘯𝘥𝘴 /𝘛𝘢𝘦𝘬𝘰𝘰𝘬 ( 𝘊𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 ) by hailxie
hailxie
  • WpView
    Reads 705,902
  • WpVote
    Votes 98,647
  • WpPart
    Parts 56
یه آپارتمان داغون، دو تا پسر • Written by @keeruushii '
The Boundaries by _Jaydean
_Jaydean
  • WpView
    Reads 2,649
  • WpVote
    Votes 353
  • WpPart
    Parts 20
عصر آن روز احساس میکردم از دنیایی با مرز و محدوده های نامرئی خارج شده ام، شاید وقتی با غم از کسی فاصله میگیری این حس را تجربه میکنی...
Because Of You by destielff
destielff
  • WpView
    Reads 135,034
  • WpVote
    Votes 12,982
  • WpPart
    Parts 200
✅کامل شده این داستان در واقع یه رمان بلنده که از اول تا آخرش موضوعای مختلفی رو پشت سر میزاره, گمونم هر چی که دوست داشته باشید تو یه فف بخونید اینجا جمع شده, از اولش که خشن شروع میشه تا آخرش که عاشقانه و درام تموم میشه... و باید بگم صد پارت اول این فف فصل اول داستانه و صد پارت دوم فصل دوم با موضوعات خاص خودشه.
when love lasts [hiddlesworth] by Ritadepp
Ritadepp
  • WpView
    Reads 25,242
  • WpVote
    Votes 4,427
  • WpPart
    Parts 32
چی میشه وقتی تام که یه استاد طراحیه، تو روز اول کاریش با پدر پرحرف ولی جذاب یکی از دانش آموزاش رو به رو میشه و اونا با هم طرح دوستی میریزن؟ [وضعیت:کامل شده.] 1#tomhiddleston 1#marvel 1#thor 1#loki 1#thorki
Like a wave by hannigramel
hannigramel
  • WpView
    Reads 9,489
  • WpVote
    Votes 1,086
  • WpPart
    Parts 12
' تو در ذهن من "موج" نام داری درست مثل موج دستات هنگام کشیدن قلم روی بوم مثل موج موهات و چشمای آبیت ' کاپل : هانیگرام / hannigram ژانر : عاشقانه / جنایی / اسمات🔞 Twitter : hannigramel
BLUE WISH by _Jaydean
_Jaydean
  • WpView
    Reads 13,841
  • WpVote
    Votes 1,977
  • WpPart
    Parts 55
[COMPLETED] کستیل دور می شد... زخمی و غرق در خون، بدون توانی حتی برای ایستادن...
vampirestory by destielff
destielff
  • WpView
    Reads 56,470
  • WpVote
    Votes 6,467
  • WpPart
    Parts 36
دین یه خون آشام قدرمنده که مدت زیادیه تبدیل شده و از همه فاصله گرفته, تا اینکه یه پسر تنها رو پیدا میکنه تا ازش تغذیه کنه... (براساس خاطرات خون آشام) ✅کامل شده
Obiymy by r0ckcandy
r0ckcandy
  • WpView
    Reads 102,947
  • WpVote
    Votes 11,259
  • WpPart
    Parts 176
هر آدمی فقط یه نفرو داره که حالشو خیلی خوب میکنه. و فقط یه نفرو داره که حالشو خیلی بد میکنه...! بیچاره اونی که این دونفرش یه نفره🙃 پ ن:معنیobiymyآغوش هست #گی_کاپل 🌻پریا🌻
Falling In Love With Mr.Step-Brother[BoyXBoy] Translation by gayswillwin
gayswillwin
  • WpView
    Reads 82,813
  • WpVote
    Votes 9,961
  • WpPart
    Parts 38
خدای زیبایی . این اسمیه که دوستای نُوا و بقیه ی رفقاش تو مدرسه صداش میزنن . اون پولدار و عالیه . و این اولین چیزیه که مردم ازش میدونن . فقط ۱۸ سالشه و دانشجوی ارشده . وقتی مادرش ترکش کرد و پدرش به کلی تغییر کرد ، رفتاراش سرد و بی احساس شد . عصبی و خشن بود. وقتی پدرش عشق جدیدی رو پیدا میکنه ، و تصمیم میگیره اجازه بده زن جدیدش تو خونش با اونا زندگی کنه . چیزی که نُوا فکرشو نمیکرد این بود که اون قرار بود یه برادر داشته باشه . لب درخشان . این چیزی بود که دوستای گلاوس کایسر صداش میزدن . فقط ۱۶ سالشه و دانشجوی سال سومه . و خیلی معروفه . وقتی مادرش تصمیم گرفت با عشق جدیدش ازدواج کنه و باهاشون زندگی کنه ، خشم رو حس میکرد . نمیخواست دوستاشواز دست بده ، مخصوصا شهرتش رو . اما اون عاشق مادرشه پس حاضره هر کاری براش بکنه . زمانی که اون دوتا همو ملاقات میکنن ، همه چیز بهم میریزه . (این داستان توسط Yasi Stylinson ترجمه میشود ..... امیدوارم لذت ببرید) (Completed)