_میدونی دوست نداشتنت مثل چیه؟
_مثل این میمونه که دریارو از ساحل بگیرن چون از ساحل بدون دریا فقط یه کویر میمونه...🌊
خلاصه:
مسکو داستانی عجیب از زندگی خون آشام هاییه که سرنوشت خودشون رو انتخاب کردن...
طبق قوانین جدیدی جهان به دو بخش تقسیم میشد...شمال برای خون آشام ها و جنوب برای انسان ها...
اما چی میشد اگه سرنوشت برده ای فرستاده شده از جنوب با سرنوشت خون آشام پر رمز و رازی که پسرخوانده ی شهردار مسکو بود گره میخورد؟
چه جنگ هایی قرار بود بر سر خون این پسر راه بیوفته؟
داستان پر فراز و نشیب مسکو رو بخونین...
پیج نویسنده: @sylvie_fic
کاپل:🔹️هوپمین_ویکوک🔹️
نویسنده: Sylvie 🌱
ژانر:سوپر نچرال،ومپایر،رمنس،اسمات 🔞⛔
پ ن: وجود برخی از ابهامات در مورد شهر مسکو کاملا طبیعیه و به دلیل نبود اطلاعات کافی در سایت های ایرانی ممکنه نویسنده ایراد هایی در متن داستان داشته باشه، اما تمامی مکان ها و شهر ها کاملا واقعی هستن.
[Completed and Edited]
《او یک تمایز آبی بود...》
اون آبی بود ، من مشکی چه بد که ترکیب این دو رنگ چیز جدیدی خلق نمیکنه!
Highest Rank #1
سومین نوشته
Thanks for Perfect cover : @IWONTBETHEONE