💚💙
21 قصة
take me to church - Destiel  بقلم godknowsimdead
godknowsimdead
  • WpView
    مقروء 2,430
  • WpVote
    صوت 216
  • WpPart
    فصول 5
I've been a bad bad boy father... Pray for me .
Twist And Shout بقلم jessxsuga
jessxsuga
  • WpView
    مقروء 1,393,610
  • WpVote
    صوت 29,135
  • WpPart
    فصول 13
THIS IS NOT MY BOOK!!! I HAVE NOTHING TO DO WITH THIS BOOK!!!! The original book Twist and Shout by the author from achiveofourown (Gabriel (AO3)) ALL THE CREDITS GOES TO GABRIEL AND STANDBYME!!
A Turn Of The Earth  بقلم IntoTheDrowningDeep
IntoTheDrowningDeep
  • WpView
    مقروء 18,110
  • WpVote
    صوت 2,238
  • WpPart
    فصول 18
Story by mishcollin available on ao3 Art by jackiedeeart on Instagram دین همون هیولاکُش 22 ساله ی همیشگی ایه که مادرشو از دست داده تا زمانی که توی یکی از شب های سپتامبر یه بارونی پوش غریبه به شیشه ی ماشینش می خوره و ادعا میکنه که یه فرشته است که اونو از آینده می شناسه و الان در حال فراره. یا... این داستان درباره ی کستیله که توی تایم لاین دین گیر کرده و دین از این موضوع متنفره تا زمانیکه به خودش میاد و میبینه دیگه متنفر نیست :))))
⊹⊱The Evanescence⊰⊹(Complete) بقلم bsunknown
bsunknown
  • WpView
    مقروء 11,394
  • WpVote
    صوت 1,471
  • WpPart
    فصول 33
🔯یک پایان متفاوت برای سریال سوپرنچرال💙💚 برای کلمه «Evanescence» معانی زیر تعریف شده: فقدان تدریجی، محو تدریجی، غیب زدگی، زوال تدریجی این لغت به معنای ناپدید شدن سریع و ناگهانی چیزی می‌باشد. حال میتواند زوال تدریجی یک امید باشد... یا فقدان تدریجی یک عشق... یا شاید محو تدریجی خاطراتی که سعی در زنده نگه داشتنشان است... زوال تدریجی یک زندگی... تا پوچی... نویسنده: bsunknown #bsu
 spn fun!!  بقلم Graym0on
Graym0on
  • WpView
    مقروء 35,002
  • WpVote
    صوت 6,494
  • WpPart
    فصول 62
صرفا جهت هرگونه خنده ی احتمالی که ممکنه به لب هاتون بیاد :)💙
36 questions of Destiel (Persian translation) بقلم yaldakzm
yaldakzm
  • WpView
    مقروء 16,325
  • WpVote
    صوت 3,195
  • WpPart
    فصول 38
~ برای یه پروژه، دین وینچستر و کستیل نواک، دو تا غریبه، مجبورن 36 سوال رو با صداقت کامل به هم دیگه جواب بدن. ولی سوالا خیلی شخصین و ممکنه بیشتر از اون چیزی که فکرشو میکردن راجب همدیگه بفهمن و با احساسات بیشتری رو به رو بشن. کتاب اصلی در پیج نویسنده: @laurenABlack سوال ها از کتاب ویکی گرنت برداشته شده: "36 questions that changed my mind about you" شخصیت ها متعلق به سریال سوپرنچرال است: «Supernatural»
+12 أكثر
Need For Speed بقلم InfectedFantasy
InfectedFantasy
  • WpView
    مقروء 656
  • WpVote
    صوت 84
  • WpPart
    فصول 3
سرعت و شتاب، دو محرکه ای که جریان خون رو تو رگ هاش تشدید می کرد. با هر درجه ای که عقربه ی سرعت سنج بالا می رفت حس ازادی بیشتری بهش دست می داد. دین وینچستر، آلفایی که عضو مسابقه ی غیرقانونی خیابونی بود، می دونست چطور عطش اون امگا به هیجان رو رفع کنه. اما چیزی که امگا نمی دونست، تحت تعقیب بودن باند اتومبیل رانی توسط پلیس بود.. Genre: Action | Crime | Racing | OmegaVerse
Don't You Love Me Anymore بقلم InfectedFantasy
InfectedFantasy
  • WpView
    مقروء 13,089
  • WpVote
    صوت 1,596
  • WpPart
    فصول 35
" همه یه روز ترکت می کنن. یا با خیانت، یا با مرگ و هر چیز دیگه ای.. دست خودشون نیست، احتمالا یکی از قوانین مزخرف دنیا و کارما باید باشه. تو جفت روحی من بودی و هستی، بعد از تموم تراژدی هامون هنوز به این باور دارم. اما مشکل اینه، مردم فکر می کنن جفت های روحی حضورشون کنار هم ابدیه، مقصر اونا نیستن، منم یه زمان جزوی از این مردم بودم.. " دین و کستیل زوج متاهلی هستن که زندگی شون ناخواسته به جدایی راه پیدا می کنه و باورهاشون رو به چالش می کشه.. عقایدشون دستخوش تغییر میشه، اون هم به بی رحمانه ترین حالت ممکن. Genre : Drama | Tragic Romance
+21 أكثر
The dark side of me[cockles] بقلم theregalo
theregalo
  • WpView
    مقروء 4,028
  • WpVote
    صوت 481
  • WpPart
    فصول 10
"نیمه تاریک من" میشا با صدای لرزونی گفت:"اینکه بخوای از دست خود واقعیت فرار کنی خیلی سخته، از دست صداهای توی سرت، احساساتی که توی رگهات جریان داره. کی میدونه راه درست چه راهیه؟چی سفیده چی سیاه؟واسه من همه چی فقط خاکستریه." جنسن دستشو روی گونه‌ی میشا گذاشت و به چشماش زل زد:"پس خودتو ازاد کن میشا، بزار توعه واقعی زندگی کنه، همشونو بکش و خودتو نجات بده." __________________ alternative universe ایده گرفته از سریال hannibal
+14 أكثر
The Boundaries بقلم _Jaydean
_Jaydean
  • WpView
    مقروء 2,667
  • WpVote
    صوت 353
  • WpPart
    فصول 20
عصر آن روز احساس میکردم از دنیایی با مرز و محدوده های نامرئی خارج شده ام، شاید وقتی با غم از کسی فاصله میگیری این حس را تجربه میکنی...