هری پسری که بخاطر کارای خونش یه برده میخره ولی کم کم بهش تمایل جنسی پیدا میکنه و همش میخواد با اون رابطه داشته باشه ولی به لطف نویسنده اتفاقایی تو داستان میوفته👀😸....ـ
"دكتر استايلز توي اتاق معاينه منتظرتون هستن"
Warning ⚠️ Sexual Content
* پارت ١٣ به بعد اينجا آپ ميشه
* پارت هاي قبلي رو در اينجا بخونيد :
http://my.w.tt/UiNb/oN48j5XRBD
* يا به اين آيدي بريد : @kimnem
هری لبای خشکش رو از هم باز کرد ولی صدایی ازشون خارج نشد.لویی گفت من یه قرارداد نوشتم تو اونو امضا میکنی و بعد منم اجازه میدم بهت غذا بدن و بعدشم میتونی بخوابی.نظرت چیه فرفری؟ هری دندوناش رو از خشم روی هم فشار داد.
سال ها و پشت هم میگذشتو این راز زیر دریاها دفن شده بود...
یه راز بزرگ بین ماهی گیر و پری
ماهی گیری که بعد از پیدا کردن یه ماهی کوچولوی رنگین کمونی که حسابی شیفتش شده...ولی همه چیز اونجور که اون تصور میکرد پیش نرفت.......
خب یه توضیحاتی بدم
من عسلم کسی که قراره این ففو اپ کنه
دایرکشنر و لری شیپر هستم
اولین ففمه و ازتون میخوام حمایتم کنین و منم نا امیدتون نمیکنم و اپا منظمه
شرط ووتو کامنتم نمیذارم لطفا هر انتقادی که به بهتر شدن داستانم کمک میکنه و یا نظری دارین بگین
عال دِ لاو
خلاصه داستان:
داستای توی زمان قدیم اتفاق میفته
زمانی که شاهزاده لویی ازدواج میکنه اما همسرش پاسخگوی نیازهای جنسی اون نیست...پ س تصمیم میگیره که نیازهاش رو با برده های جنسی دختر یا پسری که میگیره برطرف کنه و در این بین با پسر چشم سبزی به نام هری آشنا میشه...
Larry+a little bit of ziam 👬
Strong language ⛔
Drug using🚫
Smut🔞
#1 in, onedirection
لویی از زندگی بیزاره و هری عاشق زندگیه....
یا، داستان نویسنده ای که شیفته یه استریپر میشه
و استریپری که عاشق یه نویسنده میشه.