همیشه، چیزی توی چشم های بی نقصش اشتباه بود.
سبزیِ چشم ها و گرمیِ لبخندش درست مثلِ هزاران آثاریه که به تحریر در نیومدن.
اون یه فرشته بود؛ به خصوص، وقت هایی که لبخند میزد.
و من تلخ ترین پارادوکس رو توی زندگیم دیدم.
دیدم که، چطور یک فرشته، تمام زندگیت رو به جهنم تبدیل میکنه.
پول....پول....پول....همه چیز بر مبنای پول .
شهرت، درمان، خوشبختی، آسایش، امنیت، رفتار، قضاوت، محبت، غم، شادی، کمک، صبر، عجله، چشم پوشی، خطا، درست، غلط..........و حتی........تحصیلات.
پس میتونم این دو خطو توی نصف خط خلاصش کنم.
زندگی بر مبنای پول.....آره اینم یه نوع زندگیه....زندگیهه که برای بدست آوردن پایش ( پول ) دست به کارایی میزنی که حتی خودتم فکرشو نمیتونی بکنی.